گلونی

خصوصیت فوق‌العاده محمدرضا لطفی

خصوصیت فوق‌العاده محمدرضا لطفی

به نظرم این خصوصیت لطفی واقعا فوق‌العاده بود.

پایگاه خبری گلونی، رضا پرویز‌زاده: من سال ۸۶ چند واحد دانشگاهی (مقطع ارشد) با استاد لطفی داشتم که کلاس به جای دانشگاه در مکتب خانه ایشان برگزار می‌شد. کلاس ما نوازندگی ساز نبود، لذا در پایان یکی از جلسات از ایشان خواهش کردم که چند دقیقه‌ای ساز بزنم تا کارم را بشنوند. بعد از آن اتفاق به عنوان نوازنده کمانچه از طرف ایشان به گروه «بازسازی شیدایی» دعوت شدم که در آن گروه کارهای مربوط به دوره اواخر قاجار و اوایل پهلوی را بازسازی می‌کردیم.

خصوصیت فوق‌العاده محمدرضا لطفی

یکی از ویژگی‌های فوق‌العاده استاد خلاقیت در حوزه آموزشی بود که شاید تا به حال کمتر به آن توجه شده است. استاد لطفی  به همان ترتیبی که ردیفهای موسیقی ایرانی را آموزش می‌دادند گاهی بنابر تشخیص‌شان برای آموزش تکنیکی خاص به هنرجو، قطعه‌ای بداهه می‌ساختند و می‌نواختند. یعنی هیچ متد از پیش تعیین شده‌ای وجود نداشت. مزیت  کار استاد این بود که خلاقیت را در هنرجو پرورش می‌داد چون بسیاری از صاحب‌نظران موسیقی هم بر این باورند که اکتفا به کتاب‌های آموزشی خلاقیت را در هنرجو کمرنگ می‌کند.

دیگر ویژگی که من عملا بصورت مستقیم از ایشان دیده‌ام اشتیاق و علاقه استاد در حوزه تمرینات گروهی بود که سرپرستی می‌کردند. نه تنها در موسیقی بلکه در هر حوزه‌ای رفته‌رفته هیجان اولیه فروکش می‌کند اما استاد لطفی با وجود یکه اشراف قابل توجه و زیادی به موسیقی داشتند همیشه با چنان ولع خاصی به تمرین‌ها گوش می‌دادند گویی برای اولین بار بود که آهنگ را می‌شنوند. حتی این هیجان و اشتیاق به وضوح از حالت چهره شان نمایان بود.

ایشان علاوه بر آگاهی که به ردیف و موسیقی ایرانی داشتند به آواز هم بسیار مسلط بودند. بنده همیشه گفته‌ام بسیاری از شاگردان استاد بخش مهمی از آواز را از ایشان آموخته‌اند و البته این نظر من نیست بلکه جمع کثیری از هنرجوهای موسیقی استاد که کلاس‌های آواز هم رفته‌اند با من در این مورد هم عقیده هستند.

استاد لطفی علاوه بر نوازندگی  تار و سه‌تار اکثر سازهای ایرانی را در حد استادی به صورت حرفه‌ای می‌نواخت و به  مجموعه اطلاعاتی که یک موزیسین ایرانی باید بداند مثل خوانندگی، سازهای کوبه‌ای و… تسلط داشت که این مسئله خیلی به اداره گروه کمک می‌کرد.

استاد انرژی و شوق زیادی برای کار داشت. ایشان علاوه بر فعالیت‌شان در موسسه آوای شیدا در زمینه انتشار آثار، روزهایی که در مکتب‌خانه حضور داشتند قبل از همه می‌آمدند و بعد از همه می‌رفتند و همیشه پرانرژی‌ترین فرد بودند. جلساتی را در خصوص شیوه آموزش تشکیل می‌دادند و خلاصه به طور منظم پیگیر امور آموزشگاه بودند. جالب این بود در روزهایی که در آموزشگاه حضور داشتند هرکس به هر نیتی مراجعه می‌کرد می‌توانست ایشان را ببیند و برای ملاقات هیچ تشریفات خاصی لازم نبود. به نظرم این خصوصیت واقعا فوق‌العاده بود.

پایان پیام

خروج از نسخه موبایل