اخبار را به سبک گلونی بخوانید ...

تئاتر لانچر ۵ شما را ۱۳۰ دقیقه می‌نشاند گوشه‌ یک اتاق بازرسی در یک پادگان نظامی

تئاتر لانچر ۵ شما را ۱۳۰ دقیقه می‌نشاند گوشه‌ی یک اتاق بازرسی در یک پادگان نظامی

به گزارش پایگاه خبری گلونی صدرا محقق روزنامه‌نگار و دبیر گروه اجتماعی روزنامه شرق در صفحه شخصی خود نوشت: من سربازی نرفته‌ام اما اگر اجازه اغراق داشته باشم، اندازه گرفتن یک کارت پایان خدمت، قصه و روایت و خاطره‌ سربازی از دوستانم شنیده‌ام.

تئاتر «لانچر ۵» را که شب شنبه دوم آذرماه در تئاتر مستقل تهران دیدم، به قول علما «طابق النعل بالنعل» منطبق بر آن خاطره و روایت‌ها بود؛ انگاری همه آنچه درباره آموزشی، آش‌خور،  هم‌خدمتی ، امربر، اضافه خدمت، و مافوق و کادری، سربازخانه و آسایشگاه و کلی چیز مگوی غیرقابل چاپ در روزنامه، شنیده بودم، بود. تو گویی که دوربینی در اتاق بازرسی فلان پادگان نصب شده و ما داشتیم تصاویر آن دوربین را می‌دیدیم.

تئاتر لانچر ۵

 رسم است که در ستایش بازی بازیگران یک فیلم یا تئاتر خوب با اوصافی ستایش‌برانگیز  مثل درخشان، بی‌نظیر، دقیق، با جزئیات و… یاد می‌شود.

اما آن‌چیزی که من و حدود ۱۸۰ نفر دیگر آن شب از ساعت هشت‌ونیم تا ساعت ۱۱ در تئاتر مستقل از حضور سروان شایگان و مسئول دفترش، سرباز وظیفه صادقی که اهل یزد بود و سربازانی دیگر که پی در پی به اتاق بازرسی می‌آمدند و بازجویی می‌شدند و می‌رفتند، دیدیم، بازی و بازیگری نبود، بلکه خودِ خود یک سروان جدی، خشن، مسئولیت‌پذیر و گاهی شوخ بود؛ خودِ خود یک دفتردار خنگ و کاری در دفتر سروانی در اتاق بازرسی پادگان و خود خود تعدادی سرباز اهل شهرهای چهار گوشه ایران که بازجویی می‌شدند.

و البته نه فقط این درجه‌داران و سربازان که ماجرا و قصه‌ای که آنها مشغول روایتش بودند هم دست‌کم به لحاظ آن همه خاطره و روایتی که از دوره خدمت رفقا شنیده بودم، خود خود اتفاقات پادگان و زندگی سربازان بود.

البته باید صادق بود و گفت در بیشتر آن خاطره‌ها نهایت کار به ژ۳ و آش و لاش شدن «بویراحمدی» و «حداد» ختم نمی‌شد و «تابان» ماجرا، زخم آن خاطره سیاه را با خود تا پایان خدمت و چه بسا پایان خلقت، به دوش می‌کشد تا کجا سر باز کند و شاید هم مثل «لانچر» خون به‌پا کند.

این‌طور بود که ما ۱۳۰ دقیقه در آن سالن، یا در حقیقت در گوشه آن اتاق بازرسی پادگان نشستیم و بعضی‌ها بغض کردند، بعضی‌ها بُهت. بعد هم که بیرون آمدیم دیدیم به همان تعداد ما که داخل بودیم، کسانی توی صف هستند که بروند داخل و دوباره قصه از نو…

پایان پیام

کد خبر : 144208

لینک کوتاه مطلب : https://golvani.ir/?p=144208

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.