گلونی

آشنایی با ۴ شاعر برتر از گذشته تا امروز که دستی بر قلم نوشتن آثار عاشقانه داشته‌اند

آشنایی با ۴ شاعر برتر از گذشته تا امروز که دستی بر قلم نوشتن آثار عاشقانه داشته‌اند

آشنایی با ۴ شاعر برتر از گذشته تا امروز که دستی بر قلم نوشتن آثار عاشقانه داشته‌اند.

عشق مفهومی ازلی و ابدی و همسان در شعر عاشقانه تمامی شاعران ایران و جهان است.

عشق در هر زمان و مکان و قرن و هر واژه ای معنی یکسانی دارد و برای تمامی انسان‌ها قابل درک است.

شاعران جهان چنان درتوصیف عشق مهارت دارند که در هرجای دنیا بتوان آن را درک کرد و با آن همدلی و همراهی کرد.

درست است که که راه‌های بیان عشق بسیار است اما شعر عاشقانه هم قدیمی‌ترین طرز شعر و هم صمیمی‌ترین نحوۀ ابراز عشق است؛ لحظۀ دیدار دو جهان زیبا. در این مطلب همراه ما باشید تا با تعدادی از شاعران گذشته و معاصر ایرانی که در سرودن اشعار شاعرانه معروف هستند را با هم مرور کنیم.

آشنایی با ۴ شاعر برتر

احمد شاملو

شاملو شاعر معاصر (۲۱ آذر ۱۳۰۴–۲ مرداد ۱۳۷۹) برای علاقه‌مندان شعر امروز چهره ای محبوب و شناخته شده است که با خلق آثاری در قالب شعر سپید خود را از بند وزن سنتی رهانید و سبکی جالب توجه را برای علاقه‌مندان شعر معاصر خلق کرد.

شعر عاشقانه شاملو در تمامی مجموعه آثارش نمود دارد.

کتاب‌های شاملو مجموعه‌هایی بی‌نظیر از شعرها و متن‌های ادبی عاشقانه شاملو هستند که با زبان فاخر و حماسی در سبک خراسانی علاوه بر جنبه‌های عاشقانه، صدای جامعه شاملو هم بوده و هستند.

شاملو با شعر لطیف عاشقانه خود به خفقان و سیاهی جامعه خود نیز اعتراض می‌کرد و چشم و صدای مردم خود بود که روشنایی عشق را در میان سیاهی و تاریکی‌ها به مردم زمانه خود نشان می‌داد. با زندگینامه شاملو و آثارش بیشتر آشنا شوید.

آثار و کتاب ها: مجموعه باغ آینه، مجموعه لحظه ها و همیشه، ابراهیم در آتش، آیدا در آینه، آیدا، درخت، خنجر، ترانه های کوچک غربت

سبک شعری: شعر نو

نمونه شعر

همه لرزش دست و دلم از آن بود
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشق، آی عشق
چهره ی آبی‌ات پیدا نیست
و خنکای مرهمی
بر شعله زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
آی عشق، آی عشق
چهره  سرخ ات پیدا نیست
غبار تیره تسکینی
بر حضور وهن
و دنج رهایی
بر گریز حضور
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه ی برگچه
بر ارغوان
آی عشق، آی عشق
رنگ آشنایت پیدا نیست

محمد حسین شهریار

آشنایی با ۴ شاعر برتر از گذشته تا امروز که دستی بر قلم نوشتن آثار عاشقانه داشته‌اند

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر آذری زبان، در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی متولد شد.

در سال ۱۳۲۸هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشان و خشکناب منتقل نمود.

دوره کودکی استاد در خاستگاه پدری و در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطرات است.

او تحصیلات خود را در مدرسه متحده و فیوضات و متوسطه تبریز و دارالفنون تهران گذراند و وارد دانشکده طب شد.

سرگذشت عشق آتشین و ناکام او که به ترک تحصیل وی از رشته پزشکی در سال آخر منجر شد، مسیر زندگی او را عوض کرد و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه‌ای کشانید و به اشعارش شور و حالی دیگر بخشید.

وی سرانجام پس از هشتاد و سه سال زندگی شاعرانه پربار در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ هجری شمسی درگذشت و بنا به وصیت خود در مقبره‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

آثار و کتاب‌ها : منظومه حیدربابا، گزیده غزلیات، گزیده اشعار ترکی

سبک شعری: متمایل به سبک عراقی و بیشتر در قالب غزل شعر می‌سرود

نمونه شعر

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

سعدی شیرازی

آشنایی با ۴ شاعر برتر

مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسنده بزرگ قرن هفتم هجری متخلص به سعدی است.

وی احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری متولد شده است.

در جوانی به مدرسه نظامیه بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت.

سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یابید.

وی در سال ۶۵۵ سعدی‌نامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶) گلستان را تألیف کرد.

علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کرده‌اند.

وی بین سال‌های ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری در شیراز درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.

آثار و کتاب‌ها: دیوان اشعار، بوستان، گلستان، مواعظ،رسائل نثر، مجالس پنجگانه

سبک شعری: عراقی

نمونه شعر

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت
گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت
کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت
مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد
که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت
شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان
تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت

فروغ فرخزاد

آشنایی با ۴ شاعر برتر از گذشته تا امروز که دستی بر قلم نوشتن آثار عاشقانه داشته‌اند

فروغ فرخزاد (تولد ۸ دی ۱۳۱۳، تهران – وفات ۲۴ بهمن ۱۳۴۵)شاعر معاصر ایرانی زبانی زنانه و بی پروا دارد که در اشعارش به خوبی خود را نشان می‌دهد.

فروغ با مجموعه‌های دیوار و عصیان و اسیر در قالب شعر نیمایی کار خود را شروع کرد و سپس آشنایی با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلم‌ساز ایرانی، و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد.

انتشار مجموعه شعر تولدی دیگر موجب برانگیختن تحسین بسیار در جامعه ادبی آن زمان شد و با مجموعه بی‌نظیر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد جایگاه خود را به عنوان شاعری بزرگ در شعر معاصر ایران تثبیت کرد.

قالب‌های پنج مجموعه شعر او به قالب‌های: نیمه سنتی، چهار پاره نو، (عامی- آهنگی) نیمایی و نیمایی نو (سبک شخصی فروغ) تقسیم می‌شوند.

در زندگینامه فروغ فرخزاد می‌خوانیم که در 16 سالگی با پرویز شاپور طنزپرداز ایرانی ازداج نمود.

عمر این ازدواج کوتاه بود و پس از 4 سال به جدایی انجامید.

فروغ قبل از ازدواج با پرویز شاپور، با وی نامه‌نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت.

این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی، بعدها توسط کامیار شاپور پسر فروغ و عمران صلاحی در کتابی به نام «اولین تپش‌های عاشقانه قلبم» منتشر شد.

آثار و کتاب‌ها: اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد و ترجمه برخی نمایش نامه ها از جمله ژان مقدس اثر برنارد شاو

سبک: شعر نیمایی

نمونه شعر

نگه دگر بسوی من چه می‌کنی؟
چو در بر رقیب من نشسته‌ای
به حیرتم که بعد از آن فریب‌ها
تو هم پی فریب من نشسته‌ای
به چشم خویش دیدم آن شب
که جام خود به جام دیگری زدی
چو فال حافظ آن میانه باز شد
تو فال خود به نام دیگری زدی

پایان پیام

تبلیغ در گلونی

خروج از نسخه موبایل