گلونی

قسمت پنجم جزیره؛ در حمایت از طرح صیانت

قسمت پنجم جزیره؛ در حمایت از طرح صیانت

قسمت پنجم جزیره؛ در حمایت از طرح صیانت

قسمت پنجم جزیره؛ در حمایت از طرح صیانت

به گزارش گلونی در قسمت پنجم سریال جزیره به تفاوت داخل و خارج اشاره می‌شود و کارگردان به ما یادآوری می‌کند که داخل و خارج قابل تشخیص نیست.

در ادامه با نکات آموزشی از علائم عاشقی روبه‌رو می‌شویم.

کارگردان سعی داشته در این قسمت بیننده را از یک عمر نادانی دربیاورد.

اگر شما هم فکر می‌کردید تپش قلب و این مسخره بازی‌ها علائم عاشقی است باید بگوییم که شما در نادانی مطلق به‌ سر می‌برید و یک عمر شما را با این مزخرفات گول زده‌اند.

علائم عاشقی شامل گردن درد، حالت تهوع، بیرون‌زدگی دیسک شماره ۵ کمر، پوسیدگی دندان، کمبود آهن و خلاصه اینجور مرض‌هاست.

در ادامه می‌بینیم که ارشد درگیر همان سردردهای همیشگی است و حقیقتا از موارد تاثیرگذار سریال است.

در سکانس‌هایی از این قسمت می‌بینیم که تاکید خاصی به شیکی تیشرت ارشد می‌شود.

هرکس می‌آید می‌گوید چه تیشرت شیکی، چه تیشرت قشنگی، این در حالی است که دقیقا مثل همان تیشرت با رنگ متفاوت را سعید، پدر ارشد و حتی احمد آقا هم به تن دارند.

ما فکر می‌کنیم تهیه‌کننده از حراجی دو تا بخر، چهار تا ببر، برای عوامل تیشرت خریده است و برای اینکه کسی نفهمد، هندوانه زیر بغل‌شان گذاشته که آنها فکر کنند یک تیشرت استثنایی به تن کرده‌اند.

آن بنده خداها هم باورشان شده وگرنه که ما چیز خاصی در این تیشرت ندیدیم، یک تیشرت شبیه زیرپیراهنی با یک رنگ سبز بلاتکلیف.

شاید ما کج سلیقه هستیم و به نظرمان این تیشرت خیلی معمولی است.

قسمت پنجم جزیره

در ادامه می‌بینیم که در مسابقات والیبال از یک موسیقی کاملا مناسب با مسابقات استفاده شده است.

اصلا خواننده این آهنگ را کاملا سفارشی برای مسابقات خوانده بود، ممنون که از آن استفاده کردید.

در سکانسی هم می‌بینیم که راه رفتن ارشد و صحرا تصویر آهسته می‌شود.

کارگردان به درستی از  تصویر آهسته در حساس‌ترین سکانس‌ها استفاده کرده که حقیقتا به تاثیرگذاری هرچه بیشتر آن کمک شده است.

در ادامه ارشد را می‌بینیم که تیشرت شیک و خاصش را که چشم هر بیننده‌ای را در می‌آورد، به درون شلوارش هدایت کرده است.

ما که متخصص فشن و مد نیستیم اما تیشرت داخل شلوار؟

حتی احمد آقا هم تیشرتش را روی شلوارش گذاشته، بهتر نبود ارشد هم تیشرت خاصش را خاص‌تر نمی‌کرد و اجازه می‌داد همان رو بماند؟

اصلا به ما چه ربطی دارد، جوان است دلش می‌خواهد تیشرتش را به درون شلوارش هدایت کند، مگر ما فضول تیپ مردم هستیم؟

در ادامه شکیبا را می‌بینیم که مشغول رسیدگی به خود و زیبایی‌هایش است.

او از ماسک زیر چشم یا همان پچ زیرچشم استفاده کرده است اما سوالی که برای مخاطب پیش می‌آید این است که آیا نباید هرگونه مواد بهداشتی را بدون آرایش استفاده کرد؟

کسی ماسک صورت را با آرایش استفاده می‌کند؟ شما صورتت را بشور، نمی‌خواهد از ماسک صورت استفاده کنید. بعد هم می‌گویید جنسش آشغال بود و تاثیری نداشت.

قسمت پنجم جزیره

در سکانسی دیگر می‌بینیم که صحرا را با تکه‌های روزنامه تهدید می‌کنند که اگر فلان کار را نکنی، این‌ها را به تو نمی‌دهیم.

حقیقتا تهدید تاثیرگذاری بود ولی خب یک مشت روزنامه است دیگر، دوباره آنها را جمع می‌کنند.

کتاب عتیقه با نسخه خطی اشک نهم نیست که، روزنامه است. از هر جایی می‌شود دوباره آنها را پیدا کرد.

به این موضوع هم اشاره کنیم که ما همیشه دل‌مان می‌خواست با شخصی آشنا شویم، بعد خانواده او به ما چندین میلیارد پول بدهند و بگویند دست از سر بچه ما بردار. ما هم اشک در چشمان‌مان حلقه بزند و در حالی که عزت نفس‌مان زیر سوال رفته، پول را برداریم و برویم سوئیس تا با دردهایمان بسوزیم و بسازیم.

همچنین در قسمتی از قسمت پنجم جزیره می‌بینیم که مهشید با چمدان خالی سفر می‌کند. ما نمی‌دانیم چرا در فیلم‌ها همیشه با چمدان خالی سفر می‌کنند و کوچک‌ترین تلاشی برای وانمود کردن این که مثلا چمدان پر است نمی‌کنند.

در ادامه کارگردان قصد دارد با تاکید بر رسم و رسوم‌های ازدواج، راه و روش صحیح آشنایی را به جوانان آموزش بدهد که بسیار حرکت پسندیده‌ای است.

بعد از این آموزش مهم، می‌بینیم که صحرا عکس انگشترش را در صفحه‌اش در یکی از شبکه‌های مجازی منتشر می‌کند و همه در لحظه آن را می‌بینند.

احتمالا کارگردان می‌خواسته خیلی نامحسوس نشان بدهد که مردم ۲۴ ساعته در شبکه‌های مجازی می‌چرخند و شما هر پستی بگذارید، به سرعت در همان لحظه یهو همه با هم آن را می‌بینند و ما هرچه سریع‌تر به طرح صیانت نیازمندیم تا ما را از این فاجعه نجات بدهد.

در نهایت سریال با وارد شدن شخصیت گلرخ تمام می‌شود و کارگردان مخاطب را در یک هیجان غیر قابل توصیف و نفس‌گیر منتظر می‌گذارد.

باید صبر کنیم و ببینیم گلرخ کیست، از کجا آمده، چرا آمده و به کجا می‌رود.

با دیدن گلرخ بیشتر در این فکر فرو رفتیم که ای کاش یک هتل ارزان قیمت‌تر تهیه می‌کردند و به جای آن هزینه بیشتری بابت گریم پرداخت می‌کردند.

جزیره را در فیلیمو ببینید

نقد این سریال را بخوانید

پایان پیام

نویسنده: بیتا اشکانیان

خرید برنج ایرانی از سایت‌های معتبر با کد تخفیف گلونی
کلیک کنید

خروج از نسخه موبایل