گلونی

صحنه زنی؛ فیلمی با سوژه ای درست اما پرداخت نادرست

صحنه‌ زنی؛ فیلمی با سوژه‌ای درست اما پرداخت نادرست

صحنه‌ زنی؛ فیلمی با سوژه‌ای درست اما پرداخت نادرست

صحنه زنی؛ فیلمی با سوژه‌ای درست اما پرداخت نادرست

توجه کنید که احتمال لو رفتن داستان وجود دارد

به گزارش گلونی شاید شنیده باشید که فقر، مادر جرم و جنایت است!

ارسطو هزاران سال پیش اعتراف به این حقیقت داشته است. حقیقتی دردناک اما واقعی که در هر جامعه مصداق‌های عینی زیادی برای خود رقم می‌زند. هیچ‌چیز در جهان بی‌علت حادث نمی‌شود و هر پیش‌آمدی پیامد سببی مقدم بر خود است.

فقر و استیصال از تأمین معیشت در جامعه نیز از این قانون مستثنا نبوده و نمی‌توان انکار کرد که بسیاری از جنحه و جنایات جامعه در باطن، از درد فقری نشأت گرفته که مجرمِ آن از طریق صحیح راه به جایی نبرده و تنها انتخابش ارتکاب هر فعل مشروع یا نامشروعی برای کسب درآمد است.

صحنه‌زنی فیلمی خشن اما برخاسته از همین واقعیت جامعه است که با تمام معایبش، از فقر به سوژه‌ای ناب به نام صحنه‌زنی رسیده است.

صحنه‌زنی فیلمی ایرانی به کارگردانی و نویسندگی علیرضا صمدی و تهیه‌کنندگی مجید رضابالا است که در سال ۱۴۰۰ به نمایش درآمد. مهتاب کرامتی، بهرام افشار، پیام احمدی‌نیا، فرزانه سهیلی، لیندا کیانی و مجید صالحی بازیگران فیلم هستند.

این فیلم برای اولین بار در سی و هشتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآمد و آنجا برنده سیمرغ نقره‌ای بهترین کارگردانی شد.

صحنه زنی

داستان فیلم صحنه‌زنی روایت گروهی خلافکار با سرکردگی اسد است که با ساختن صحنه‌های جعلی تصادف، از بیمه خسارت می‌گیرند.

همین یک خط برای ساختن فیلمی مهیج و به تصویر کشیدن درد مردمانی که برای به دست آوردن نان شب، دست به دامان این گروه می‌شوند و جسم خود را به ضربات دردناک و ساختگی آنان می‌سپارند تا در تصادفی ساختگی و به دلیل وجود این زخم‌ها از بیمه پولی دریافت کنند، کافی به نظر می‌رسد اما آنچه این فیلم سینمایی را در پایین‌تر سطح نگه می‌دارد اختلاط چندین موضوع باهم یا پرداخت نادرست آن‌ها در کنار هم است.

در واقع صحنه‌زنی در کنار موضوع اصلی (ایجاد تصادفات جعلی) در پیِ نمایش زندگی شخصی اسد است، از آن طرف در اواسط فیلم پای مددکاری به ماجرا برای گره‌گشایی‌های آخر داستان باز می‌شود و فیلم هرچه جلوتر رفته از موضوع اصلی خود دور شده و به موضوعات فرعی می‌پردازد که قرار بوده فقط به پیشبرد داستان کمک کند اما در نهایت بیننده با اختلاط آن‌ها گیج شده و از فضای فیلمی منسجم دور می‌شود.

به طور کل می‌توان گفت علت و معلول‌های داستانی هر موضوع در فیلم درست پرداخت نشده و یا فقط اشاره‌ای به آن می‌شود که برای مخاطب قابل درک و پذیرش نیست.

مثلا ما فقط می‌بینیم که همسر و فرزند اسد از دست او فرار کرده‌اند و در تمام طول فیلم اسد به دنبال آنان است اما دقیق علت آن مشخص نمی‌شود.

یا مثالی دیگر حضور مددکاری اجتماعی برای کمک به قربانی زن این گروه است که یک دفعه پیدایش می‌شود و فرشته نجاتی می‌شود که از آسیب به قربانی و فرزند داخل شکم‌اش جلوگیری کند.

هرچند در این دو مثال و در اواخر داستان به سوالات پاسخ داده می‌شود، اما پاسخ‌ها آنقدر فربه و پخته نیست که بیننده‌ را برای تمام اتفاقات فیلم راضی کند.

همچنین باید گفت فیلمنامه فیلم صحنه‌زنی همچون بسیاری از آثار دیگر از شیوه گره‌گشایی پایانی پیروی می‌کند و به جای قطره‌قطره دادن اطلاعات و جواب تعلیقات در حین فیلم، در صحنه‌های پایانی همه‌چیز را برملا کرده و روی دایره می‌ریزد و به بیننده باهوش که توقع اینطور پایانی را ندارد، حس بی‌ارزشی می‌دهد!

این فیلم را می‌توانید از فیلیمو یا  نماوا تماشا کنید.

نقد سایر فیلم‌های داخلی و خارجی را در این لینک بخوانید.

پایان پیام

نویسنده: هانیه شریعتی

ایرانی‌ها چه دغدغه‌هایی دارند؟
اینجا را ببینید

خروج از نسخه موبایل