گلونی

مسئله سرعت و مسئولان کوشا

مسئله سرعت و مسئولان کوشا

مسئله سرعت و مسئولان کوشا

به گزارش گلونیهر چیزی که سرعت زیادی دارد، بد است؛ تأکید می‌کنم، هر چیزی.

مثلاً پلنگ. همه می‌دانند پلنگ غیر از معنای متداولی که در اینستاگرام دارد، یک موجود زنده هم هست که متأسفانه سرعت غیرمجاز دارد.

چند وقت پیش پلنگی در یکی از شهرهای شمال کشور برای خودش ول می‌چرخید و نه تنها مردم را به وحشت انداخته بود، بلکه بعد که او را با تیر زدند ناراحت شده بود که چرا مرا کشتید؟ مگر آمپول بیهوشی نداشتید؟!

موجود پررو هم سرعتش غیرمجاز است، هم زبانش دراز.

باز هم از مضرات سرعت مثال می‌زنم تا مطمئن شوید بدون ادله صحبت نمی‌کنم.

مطمئنم همه موافقید که مسئولین کشور خیر ما را می‌خواهند.

مسئله سرعت و مسئولان کوشا

شما یک نگاه به خودروهای تولید داخل بیندازید و آنها را با مشابه خارجی مقایسه کنید. عالم و آدم می‌دانند که سرعت بالا منجر به تصادف و جرح و حتی فوت می‌شود؛ پس چرا باید خودرویی ساخت که بتوان با آن بالای 100 تا سرعت رفت. همان 100 هم از سرمان زیاد است.

دوم اینکه تمام دزدان شهر هم مجبورند با همین خودروها دزدی کنند، پس اگر سرعتشان کم باشد راحت‌تر می‌توان آنها را دستگیر کرد. حتی اگر گیربکس، شمع‌ها و ترمز خودروی آنها هم مشکل داشته باشد که فبها.

از آن مهم‌تر اگر کمربند ایمنی آن‌ها مدام گیر کند، دزد بی‌همه‌چیز تا بخواهد کمربند را باز کند و از ماشین پیاده شود و از چنگال تیز قانون فرار کند، پلیس‌ها رسیده‌اند و قضیه تمام می‌شود.

البته کم سرعت بودن فقط به منظور دستگیری دزدان شهر نیست بلکه فواید دیگری هم دارد.

مثلاً فرض کنید می‌خواهید اسباب‌کشی کنید و ظروف شکستنی را جابه‌جا کنید. اگر با این گرانی ظرف‌هایتان بشکند چه خاکی می‌خواهید بر سرتان بریزید؟ پس بهتر است از اول امکان حرکت با سرعت زیاد را نداشته باشید که امکان شکستن ظرف‌ها هم کمتر شود.

این موضوع فقط در مورد امنیت ظرف‌ها نیست؛ فرزندان خردسال شما چه کم از ظروف شکستنی دارند؟!

از خودرو بیاییم بیرون و برویم به دنیای موسیقی.

موسیقی فاخر سنتی را با موسیقی ناموزون رپ مقایسه کنید. حتی اگر هیچ‌چیز هم از موسیقی ندانید، حداقل متوجه می‌شوید که از رپ چیزی متوجه نمی‌شوید.

مثلاً چه مزیتی در تند تند ادا کردن کلمات هست؟ خوب همان را آرام و شمرده با یک موسیقی پس‌زمینه ملایم بگویی بهتر نیست؟

از قدیم گفتند عجله کار شیطان است.

همین یوزپلنگ ایرانی خودمان، آقا پیروز، همین بچه اگر بزرگ شود آنچنان با سرعت می‌تازد که هیچ جنگل‌بانی به گرد پایش نخواهد رسید. خدا را هزار مرتبه شکر دو برادر دیگرش مردند وگرنه تعداد موجودات سریعی که باید کمر به قتل‌شان می‌بستیم زیاد می‌شدند.

سر همین بچه را هم بالاخره یک روزی زیر آب می‌کنیم تا درسی بشود برای تمام سریعان عالم.

مسئله سرعت و مسئولان کوشا

اگر باز هم قانع نشدید، ادامه می‌دهم تا با صدای بلند در تمام رسانه‌های جمعی و غیر جمعی، اجتماعی و غیراجتماعی، فرهنگی و غیرفرهنگی قانع شدن‌تان را فریاد بکشید.

سرعت در همه چیز بد است. مثلاً شما وقتی سریع می‌نویسید قطعاً خطتان قابل خواندن نخواهد بود.

وقتی نوزادی سریع شیر می‌خورد، دلش درد می‌گیرد.

وقتی سریع دوش می‌گیرید، اصلاً تمیز نمی‌شوید.

فکر کنم به اندازه کافی مثال زده باشم و فهمیده باشید چرا سرعت اینترنت باید کم باشد.

فقط چند استثنا وجود دارد که در این موارد سرعت نه تنها خوب است، بلکه حیاتی و ضروری است. مثلاً جیب‌بری.

اگر بین جمعیت بروید و بخواهید خیلی با طمأنینه جیب طرف را بزنید، قطع به یقین گیر می‌افتید. این موضوع در مورد دزدی‌های کلان هم صادق است.

مثلاً اگر بخواهید صندوق امانات بانک را بزنید باید سرعت عمل داشته باشید؛ یا مثلاً برای آنکه تابلوی مظفرالدین‌شاه را با آن همه سبیل و آن شکم گنده از مرز رد کنید و در حراج کریستی بفروشید و پولش را به جیب بزنید و همه را هورتی بکشید بالا و یک لیوان آب هم رویش میل کنید و بعد بگویید کی بود کی بود من نبودم، قطعاً باید سرعت را چاشنی کارتان کنید.

البته این موارد استثنا هستند و به کار من و شما نمی‌آیند.

بهتر است ما نان و ماست‌مان را با کمترین سرعت ممکن بخوریم تا هم دچار سوءهاضمه نشویم و هم دیرتر مواد غذایی‌مان تمام شود و دیرتر گرسنه شویم.

سایر آثار نویسنده را بخوانید

پایان پیام

نویسنده: یاسمن سعادت

ایرانی‌ها چه دغدغه‌هایی دارند؟
اینجا را ببینید

خروج از نسخه موبایل