زنان گیلانی و افسانه لشت نشا

زنان گیلانی و افسانه لشت نشا

به گزارش گلونی به طور کلی ما در تاریخ کمتر از زنان باخبریم. اما کم بودن اطلاعات ما به این معنا نیست که لزوما زنان تاریخ‌ساز و جریان‌سازی در پهنه وسیع کشورمان وجود نداشتند یا در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی زنانی نبودند که بخواهند برای سرنوشت خود و کشورشان تصمیم بگیرند.

در خصوص زنان گیلان هم باید یاد‌آوری کنیم که تا قبل از سلطه قاجاریان بر ایران اطلاعات چندانی از حرکت‌های زنان گیلانی در عرصه‌های مختلف ثبت نشده است.

چراکه یا زنان در خلال وقایع سیاسی و اجتماعی حضور یا اجازه حضور نداشتند یا تاریخ‌نگاران به دلایل مختلف از ثبت حضور آن‌ها سرباز زده‌اند.

در این یاددشت قصد داریم افسانه‌ای را بازگو کنیم که گویی آینه‌ای‌ است برای زنانی که از تاریخ حذف شده‌اند و قصد دارند از خلال روایت‌ها سندی مبنی بر وجود موثر خود ارايه دهند.

زنان گیلانی و افسانه لشت نشا

در بررسی قصه‌های گیلانی به ماجرای لش در نشا برمی‌خوریم. در این افسانه آمده که در حدود قرن سوم هجری شاهی به نام مروان دستور می‌دهد تا هر زنی را که پسندید، ملازمانش به حرمسرای او ببرند.

این اتفاق همهمه‌ای در بین زنان گیلانی ایجاد می‌کند و آن‌ها به دنبال راه چاره‌ای می‌گردند.

سرانجام، روزی تظاهر به پذیرش دستور شاه کرده او را به شالیزار دعوت می‌کنند تا از میان زنانی که بر سر زمین مشغول برنج‌کاری‌اند، گروهی را انتخاب کرده و به حرمسرا ببرد.

در پی این دعوت، شاه و ملازمانش بر سر شالیزار می‌روند اما ناگاه با هزاران هزار گلوله گلی مواجه می‌شوند که از جانب زنان گیلانی بر سر آن‌ها شروع به باریدن کرده است.

در نهایت، شاه زیر باران گِل دفن می‌شود و از آن پس، آن منطقه را لشت‌نشا نامیده‌اند.

با وجود اینکه می‌دانیم این ماجرا افسانه است اما هر افسانه‌ای می‌تواند در بن خود نکته‌ای تاریخی و فرهنگی حمل کند.

این داستان هم می‌تواند نمایانگر روحیه زنان گیلانی، تعداد و حضور فعال آن‌ها در موقعیت‌های حساس باشد.

دوره طلایی عکاسی در ایران دوران قاجاریه است

پایان پیام

نویسنده: کیمیا قنبری

کد خبر : 277780 ساعت خبر : 11:32 ق.ظ

لینک کوتاه مطلب : https://golvani.ir/?p=277780
اشتراک در نظرات
اطلاع از
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام نظرات