طنز فاخر سعدی از نگاه ایرج پزشک زاد

طنز فاخر سعدی از نگاه ایرج پزشک زاد

به گزارش گلونی ایرج پزشکزاد در کتاب «طنز فاخر سعدی» گونه ای از طنز را معرفی و تحلیل می‌کند که در میان اهل ادبیات کمتر شناخته شده است، چندان که این گونه خاص طنز در آثار سعدی، حتی توجه سعدی‌شناسان را جلب نکرده و غالباً کسانی که از طنز سعدی نوشته‌اند، نگاه‌شان به شوخی‌های زبانی، طنزهای موقعیت و حکایت‌های فکاهه و هزل بوده است.

آن طنزی که حتی در متن‌های ترجمه شده آثار سعدی قدرت تأثیرش را حفظ کرده و مورد توجه و تحسین پژوهشگران انگلیسی زبان و فرانسوی زبان قرار گرفته است، نوعی از طنزنویسی است که به خاطر جدیت لحن و نداشتن نشانه‌های آشکار شوخی، در نگاه اول نظر خواننده را جلب نمی‌کند و حتی بسیاری از خوانندگان ممکن است طنز متن را درنیابند.

مثلاً وقتی در گلستان می‌خوانیم:

خلاف رأی سلطان رأی جستن

به خون خویش باشد دست شستن

اگر خود روز را گوید شب است این

بباید گفت اینک ماه و پروین

از این لحن خونسرد و حتی منفعل شاعر در برابر حماقت سلطان ممکن است متعجب شویم و حتی مانند یکی از ادیبان مشهور به سعدی اعتراض کنیم که: این چه جور توصیه‌ای است برای تأیید نابخردی‌های سلاطین؟!

اما اگر از چشم‌انداز بیان آیرونیک به متن نگاه کنیم، نشانه های طنز و طعنه را خواهیم دید. نشانه نخست این است که سلطان، با مخالف رأی خود بحث نمی‌کند، مخالفت هم نمی‌کند، او را زندانی و تبعید هم نمی‌کند بلکه به راحتی خونش را می‌ریزد و سعدی این فاجعه را با لحن خونسرد بیان می‌کند، انگار که برای سلطان، ریختن خون بی‌گناهان، خیلی طبیعی است:

ز هزار خون سعدی بحلند بندگانت

تو بگوی تا بریزند و بگو که: من نگفتم

هم چنین در همان شعری که از گلستان نقل کردم، بلاهت سلطان کاملاً واضح توصیف شده است:

اگر خود روز را گوید شب است این

بباید گفت اینک ماه و پروین

این دعوت رندانه سعدی به همراهی با بلاهت با این لحن جدی، بسیار گزنده‌ و مؤثر است.

در «طنز فاخر سعدی» ایرج پزشکزاد برای معرفی این گونه خاص طنز که چندان شناخته شده نیست، مروری تحلیلی دارد بر نمونه‌هایی از آثار نویسندگان اروپایی و رواج تدریجی آن همزمان با طلیعه عصر روشنگری و پایان تاریکی‌ طولانی قرون وسطی و جمع شدن بساط سلطان‌هایی که روز روشن را انکار می‌کردند و خون مخالف را می‌ریختند و ستمگری را حق مسلم خود می‌دانستند، به تعبیر سعدی:

چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دستان

تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی

معرفی سایر کتاب‌ها را اینجا بخوانید

پایان پیام

نویسنده: اسماعیل امینی

کد خبر : 283876 ساعت خبر : 11:13 ق.ظ

لینک کوتاه مطلب : https://golvani.ir/?p=283876
اشتراک در نظرات
اطلاع از
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام نظرات