بعد از چند کلیک میتوانید شلیک کنید
پایگاه خبری گلونی، مهرداد حسینزاده: فقط کافی است توی گوگل عبارت «فروش تفنگ بادی» را جستوجو کنید تا با انبوهی سایت مواجه شوید که همگی بهراحتی و پس از چند کلیک و پرداخت، تفنگ موردنظر را میآورند و در محل تحویل میدهند. البته هیچ آماری در دست نیست تا بدانیم افراد از چه طیف و سلیقهای مشتری اینطور سایتها هستند. اوضاع در خیابان فردوسی هم خیلی متفاوت نیست؛ یعنی مغازههایی هستند با ویترینها و دکورهای خاص که در یک ربع به شما تفنگ بادی یا شکاری با تمام لوازم موردنیازش را میفروشند. تنها شرط فروش در این مغازهها هم فقط میزان پول توی جیب شماست پس کاری ندارند که با آن میخواهید نقطهی میانی سیبل را نشانه بزنید یا نقطهی میانی بین دو ابروی یک حیوان.
برای اینکه بدانم آیا ضوابط خاصی جهت فروش لوازم شکار و مخصوصاً انواع تفنگ وجود دارد، با پشتیبانی تعدادی از سایتها تماس گرفتم اما هیچکدام حاضر نشدند جواب سرراستی در این مورد به ما بدهند. البته از نحوهی پاسخگویی آنها و پاسکاری گوشی تلفن بین افراد پشت خط، میشد نتیجه گرفت این سایتهای مجازی درواقع شعبهی اینترنتی همان فروشگاههایی حقیقی هستند. پس تصمیم گرفتم بروم تا از نزدیک با خود فروشندهها صحبت کنم.
در اولین فروشگاه آقایی میانسال بعد از شنیدن پرسش من، گفت کلیه محصولات فروشگاه قانونی و گمرکی واردشده و دارای اسناد رسمی است و هر چیزی که قانون برای وارداتش مشکلی ندارد، فروشش هم مشکلی نیست اصلا هم از کسی نمیپرسند آن را برای چه میخواهند. از او پرسیدم مثلاً اگر یکی از شما تفنگی بخرد و برود با آن آدم بکشد و در بازجوییهایش بگوید تفنگ را از شما خریده، واکنشتان چیست؟ جواب داد ما وقتی برای همهچیز مجوز داریم دیگر با بقیهاش کاری نداریم یعنی تفنگ تا وقتی داخل مغازه است مسئولیتش با ماست. از ایشان در مورد تفنگهای سنگینتر غیرقانونی پرسیدم و گفت هیچوقت از آنها نداشتهاند و قانونی کار میکنند ولی توی بازار بعضیها هستند که دارند یا اگر هم نداشته باشند میتوانند برایتان بیاورند.
داخل مغازهی بعدی، بهعنوان مشتری خودم را جا زدم. برای ردگمکنی از عمد گذاشتم مغازه خلوت شود و پسازآن گفتم تفنگی میخواهم که با آن بتوانم شکارهای بزرگ بزنم. وقتی در جواب سؤال چقدر بزرگ فروشنده گفتم، مثلاً خرس. فروشنده با تندی گفت نه خوشآمدید و با دست و کمی هل دادن ازآنجا به بیرون هدایتم کرد.
این بار به فروشگاهی در یک پاساژ قدیمی رفتم. فروشنده بعد از شنیدن سؤالم در مورد وجود داشتن قواعدی برای فروش لوازم شکار، پرسید چهکارهام؟ و وقتی گفتم خبرنگار، گفت به شما مربوط نیست مجبور هم نیستم جوابی بدهم؛ بعد راه خروج را به من نشان داد.
تصمیم گرفتم از خریداران سؤالم را بپرسم. به همین خاطر از آقایی که پشت ویترین یک مغازه ایستاده بود و با دقت به تفنگها نگاه میکرد، پرسیدم قصد خرید تفنگ برای چهکاری را دارید؟ او هم جواب داد برای پسرش میخواهد بهعنوان هدیه تفنگ بخرد. چون خیلی به اسلحه و تسلیحات نظامی علاقه دارد و هرماه هم مجلهای در همین مورد را میخرد و میخواند. در ادامه پرسیدم اگر پسرتان با تفنگ هدیهای شما برود از سر علاقه کسی را نفله کند چه؟ گفت میخواهد تفنگ سبکی برایش بخرد که قدرتش در حد زدن پرندهها و نهایت گربهها باشد. بعدازاینکه دید چشمانم از تعجب درشت شد، اضافه کرد زدن پرنده و گربه بهتر از زدن آدمهاست.
بعد از چند کلیک میتوانید شلیک کنید
آقایی مسن با جعبهی تفنگی از مغازه پایینتر خارج شد. پس جلو رفتم و از او پرسیدم دلیل خریدن این تفنگ چیست؟ با بیمیلی گفت میخواهد برود شمال، پرنده بزند. وقتی دربارهی شیوع آنفولانزای حاد پرندگان به او توضیح دادم. گفت خب الان که نمیروم و میگذارم هر موقع خوب شدند میروم. از او پرسیدم آیا فروشنده در مورد اینکه تفنگ را برای چه میخواهید از شما سؤال کرد؟ جواب داد نه فقط در مورد اینکه میخواهم تا چه قیمتی باشد سؤال پرسید.
درست است که شکار در کشور ما ممنوع نیست و از اینرو فروش ادوات شکار هم آزاد است. اما درهرحال با روند فعلی و عزم راسخ بسیاری از مردم در جهت نابودی محیطزیست و گونههای جانوری، بهصورت خواسته یا ناخواسته آیا بهتر نیست برای خریدوفروش این وسایل یک سری محدودیتها به وجود بیاید؟ اصلاً چرا باید برای وارداتشان مجوز صادر میکنند؟
برای خواندن مطالب دیگر میتوانید به سایت گلونی مراجعه کنید.
ویدیوهایی درباره این موضوع در آپارات گلونی ببینید.
پایان پیام

