رونق حیوانفروشی در ایران
پایگاه خبری گلونی، نگار فیضآبادی: در یکی از روزهای نمایشگاه محیط زیست، کودکی از من پرسید اگر بخواهم مار بخرم، اشکال دارد؟ ماری که نیش اش را کشیدهاند، سمی نیست و من دوست دارم در خانهام مار داشته باشم. پرسیدم به نظرت حیوانات در خانه اصلیشان، طبیعت، باشند حال بهتری دارند یا در جایی مثل خانه ما؟ تو در خانه خودت راحتتری یا در یک شهر و یک جای غریبه؟ گفت: «فکر میکنم تو خونه خودشون، حالشون بهتره.» سؤال کودک باعث شد تا پرسشهای مختلفی در ذهنم صف بکشند. اینکه مشاغلی مثل “حیوان فروشی” چرا و از چه زمانی رونق پیدا کردهاند؟ راستی این شغل، مُد شده است؟
رونق حیوانفروشی در ایران
قاچاق حیوانات، فروش، حیوان آزاری و هزار و یک چیز دیگر، همگی باعث نقض حقوق حیوانات میشوند. انگار یادمان رفته ما هم “جزئی” از چرخه حیات هستیم و نه همه آن و یا مالک سایر زیستمندان جهان. با خودم فکر کردم چرا آدمیزاد، فکر کرده حیات وحش، فروشی است؟ سرِ نخ را میگیرم و تا آخر پیش میروم تا ببینم بالاخره به کجا میرسم. از پرسش به ظاهر ساده کودکی که دوست دارد مار یا حیوانات دیگر را در خانه نگه دارد میرسم به فروشنده حیوانات. فروشندهای که از این راه، نان میخورد. بدون آنکه عواقب کارش را بداند. بعضیهایشان هم البته میدانند این کار چه نتیجههایی به دنبال دارد. اینجاست که زورِ طمع به آگاهی انسان، میچربد و آدمها ترجیح میدانند با وجود دانستن، اما کار خودشان را انجام دهند.
آن کودک، نمیدانست. پرسید و برایش کامل توضیح دادم چرا نباید حیوانات را در خانه نگه داریم. مثل یک قصه، برایش گفتم چرا لازم است تا حیوانات و طبیعت، هر دو حال خوبی داشته باشند. حال طبیعت که خوب باشد حال ما هم خوب خواهد بود. ذهن کودکان، پر از سؤال است. ای کاش، ذرهای از این جستجوگری هم در برخی از مدیران دولتی، وجود داشته باشد. به نظر میرسد برخی از مسئولان ما که بدون توجه به توسعه پایدار، صرفاً برای توسعه، آن هم از نوع ناپایدار و مخرب اش، دستور ساخت جادهها را صادر میکنند. جادههایی در میان خانه حیوانات. زیستگاههای حیات وحش، تخریب میشوند تا ما فقط و فقط پیشرفت کنیم. اما آیا پیشرفت فقط در بلندمرتبه سازی، ویلاسازی در وسط جنگل، احداث جاده، سدسازیهای غیر کارشناسی و اقدامات مشابه، خلاصه میشود؟
رونق حیوانفروشی در ایران
راست می گویند آن کسی که خوابیده است را آسانتر میشود بیدار کرد تا کسی را که خودش را به خواب زده است. اینکه من و شما خودمان را به خواب زدهایم یا مدیران دولتی، فرقی نمیکند. قطعاً غفلت هر دو، میتواند به وضعیت شکننده این روزهای طبیعت و حیات وحش ما آسیب برساند. شاید از خودتان بپرسید چند گونه جانوری، کمتر. فرقی دارد مگر؟ به نظر من سؤال ارزشمندی ست. البته در پسِ این پرسش، یک پاسخ ارزشمندتر نهفته است. راه آگاه شدن، برای همه باز و هموار است. شاید بهتر باشد تا دیر نشده بدانیم و البته عمل کنیم.
کارشناسان مختلفی درباره چرایی اهمیت حیات وحش، مفصل گفتهاند و نوشتهاند. پس من راوی داستانهای تکرای نمیشوم. گرچه حرفهای مهم را بارها و بارها باید گفت و شنید. تکرار اهمیت حفاظت از طبیعت و حیات وحش، از ارزش آن کم که نمیکند هیچ، کمک میکند تا حواسمان را برای نگهداری از سرمایههای خدادادیمان، بیشتر جمع کنیم تا ذرهای از آنها از جهانمان، تفریق نشوند. حفاظت از طبیعت و اجزایش، برای من فقط و فقط یک دلیل دارد. اینکه من هم مثل بقیه مخلوقات خداوند، جزئی از محیط زیست هستم و نه همه آن. پس بهتر است حق حیات را از هیچ مخلوقی نگیرم. میخواهد آن مخلوق، انسان باشد و یا حیوان.
خبر نگران کنندهای ست وقتی در خبرها میخوانیم فقط ۱۰۰۰ سمندر لرستانی باقی مانده است. گونهای زیبا و مهم که متاسفانه چند سالی ست مُد شده تا افراد سمندر را همراه ماهی، بگذارند سرِ سفره هفت سین. این حیوان از زیستگاهش جدا میشود و سر از سفرههای هفت سین بعضیها درمی آورد. بعد از مدتی هم سمندر، به دلایل متخلف میمیرد. اما آیا سفرهای که قرار باشد یک سین اش، سمندر محکوم به مرگ باشد برکت دارد؟ از شما خواننده این یادداشت خواهش میکنم در آستانه نوروز، از خرید این گونه ارزشمند، پرهیز کنید و دیگران را هم آگاه کنید و تخلفات مربوط به طبیعت و حیات وحش را به تلفن ۱۵۴۰، سامانه رسیدگی به تخلفات زیست محیطی، اطلاع دهید. البته خرید و فروش غیرقانونی و غیر اخلاقی حیوانات، محدود به سمندر نمیشود و متاسفانه حیوانات دیگری هم قربانی حس مالکیت ما میشوند.
رونق حیوانفروشی در ایران
بیشک، وقت آن رسیده است تا درباره برداشتمان از طبیعت، تجدید نظر کنیم و به شکار حیوانات، قاچاق، خرید و فروش، تخریب زیستگاه و حیوان آزاری پایان دهیم. روز ۳ مارس، برابر با ۱۳ اسفند، از سوی کنوانسیون منع تجارت جهانی گونههای در معرض خطر انقراض، به عنوان روز جهانی حیات وحش، نامگذاری شده است. این روز بهانه خوبی ست تا به خودمان یادآوری کنیم زندگی ما به طبیعت و حیات وحش، گره خورده است و فراموش نکنیم خیلی وقتها مرگ و زندگی حیوانات، دست ماست. اگر منصف باشیم، نبضشان را به هیچ قیمتی متوقف نمیکنیم و بودنشان را به نبودنشان ترجیح میدهیم. به هر حال انتخاب، با من و شماست.
پایان پیام
