قسمت چهارم سریال زخم کاری؛ کارگردان داستان ندارد
به گزارش گلونی ما در قسمت قبل شاهد عزاداری برای حاج عمو بودیم.
در این قسمت کارگردان برای شادی مخاطبان و دوری از فضای مراسم ختم، تصمیم گرفته قسمت چهارم را با یک جشن تولد آغاز کند.
از همین جا تشکر میکنیم که هرچه سریعتر فضای غمآلود فیلم را برای مخاطب تغییر دادید.
اما این چه کار لوسی است که مثلا برای غافلگیری فرد متولد شده، وانمود میکنید خانه نیستید و تا او وارد میشود شروع میکنید به جیغ و داد؟
فکر میکنید خیلی کار جالبی است؟ این کارها قدیمی شده، کمی خلاقیت داشته باشید.
از کارگردان انتظار نداشتیم این قدر سطحی جشن تولد مالک را برگزار کند. مرد بیچاره نزدیک بود سکته کند.
در ادامه فیلم میبینیم که مالک برای پسرش اسب خریداری میکند.
ما نمیدانیم تولد مالک است بعد هدیه را پسرش میگیرد؟ آن هم اسب؟
اصلا چه معنی میدهد بچه هرچه خواست در اختیارش قرار دهند؟
کارگردان در قسمت چهارم به ما نشان میدهد که دارد از فضای آموزنده دور میشود و کمکم شروع به بدآموزی میکند.
چه بسا که اصلا نکات آموزشی قسمت اول همگی ساختگی و صرفا برای اعتمادسازی مخاطب بوده باشد.
قسمت چهارم سریال زخم کاری
خلاصه از این لوسبازیهای مالک و پسرش که بگذریم، کارگردان تاکید خاصی به مرغوبیت چای دارد.
ما متوجه نشدیم که چی مثلا؟ حاج مظفر هرجا نشست از اهمیت مرغوبیت چای گفت.
مثلا میخواست به بیننده نشان بدهد خیلی ریزبین و نکتهسنج است؟
حواسش به همه چیز هست و از هیچ چیز ساده عبور نمیکند؟ ما چای خوب داریم شما ندارید؟
چایی که چای نباشد، چای نیست؟ نه واقعا منظور کارگردان چه بود؟
داستان ندارند الکی میخواهند فیلم را پر کنند و وقت مخاطب را با موضوعات الکی بگیرند.
در سکانس دیگری از فیلم میبینیم که مالک و میرلوحی قرار ملاقات دارند. کل این قرار ملاقات سه دقیقه هم نشد.
سوالی که برای ما پیش میآید این است که آیا کارگردان از کاربرد وسیلهای به نام تلفن آشنا نیست؟
الکی این دو نفر را در این ترافیک و کرونا و آلودگی هوا کشانده به کافه، که دو جمله بگویند و بروند؟
قشنگ معلوم است کارگردان بازیگر آزاری دارد. خب یک تلفن میزدید، چرا این قدر وقت همه را میگیرید؟
در نهایت کارگردان به مخاطب نشان میدهد که قسمت چهارم زخم کاری، الهام گرفته شده از فیلم سینمایی عطش است.
سکانسی که مالک خطاب به نجفی میگوید، طمع بد است.
البته دیالوگ مورد نظر که میگوید: «طمع سه تا سوراخ داره» را در فیلم نیاورده که ما متوجه کپی او نشویم.
اما ما با هوش و ذکاوت مثالزدنی خود مو را از ماست کشیدیم بیرون و دریافتیم کار کاملا از فیلم عطش کپی شده است.
آقای مهدویان سر ما را نمیتوانید کلاه بگذارید.
با تغییر دیالوگ نمیتوانید آن را مال خود کنید و کپی کردنتان را انکار کنید. دست شما پیش ما رو شده است.
خلاصه همانطور که اشاره شد طمع خوب نیست و هرچه کمتر بدانید به نفعتان است.
در پایان قسمت چهارم نجفی به سوراخهای طمع دقت نکرد و به دیار باقی شتابانده شد.
تا اینجای کار همچنان سرنوشت عذرا خانم برای ما در هالهای از ابهام قرار دارد.
زخم کاری را در فیلیمو ببینید
نقد این سریال را بخوانید
پایان پیام
نویسنده: بیتا اشکانیان
خرید از سایتهای معتبر با کد تخفیف گلونی
کلیک کنید
