کتاب ماورای طبیعی شدن یا چگونه کارهای غیر عادی انجام دهیم
ماورای طبیعی شدن عنوان کتابی است که کمک میکند تا دست از داشتن یک زندگی عادی بردارید و تواناییهای ویژه انسانی خود را هویدا سازید.
به گزارش گلونی؛ آیا به معجزه اعتقاد دارید؟ یا تا به حال انسانهای عادی که کارهای غیر عادی انجام میدهند، دیدهاید؟
آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا دنیا همیشه آنطور که در کتابهای درسی به ما آموختهاند عمل نمیکند؟
آیا شفای یک بیمار بدحالی که دکترها از او قطع امید کردهاند را دیدهاید؟
جو دیسپنزا در کتاب ماورای طبیعی شدن به این سوالات و بسیاری از سوالات دیگر ما در زمینه متفاوت بودن و متفاوت زندگی کردن، پاسخ میدهد.
اما این پاسخها از کجا میآیند؟
واقعیت این است که همه ما حداقل یک نقطه عطف یا تکان واقعی در زندگیمان داریم؛ همان نقطهای که زندگیمان را به قبل و بعدش تقسیم میکند،
و برای جو دیسپنزا این نقطه با یک تصادف اتفاق افتاد.
درست زمانی که بر اثر تصادف، چندین استخوان کمرش آسیب دید و پزشکان به او گفتند که دیگر هرگز نمیتواند حتی یک قدم بردارد.
اما او که به انسان و نیروهایش علاقهمند بود، باور داشت نیرویی که جسم را میآفریند، قادر است بیماری یا زخمها را نیز درمان کند.
به همین دلیل تصمیم گرفت با وجود پیشنهاد پزشکان، زیر بار عمل جراحی کمر نرود و در عوض خود را تسلیم این قدرت بزرگ کند.
و ۱۲ هفته پس از تصادف، او با بهبودی کامل به محل کارش رفت!
پس از این تجربه، او سفر به سرتاسر جهان را آغاز کرد تا در مورد بهبودی خود به خود یا تغییر ناگهانی یک بیماری به سمت بهبودی، بدون علت پزشکی به تحقیق بپردازد.
ماورای طبیعی شدن و چند کتاب دیگر زاییده همان تصادف هستند.
جو دیسپنزا در کتاب ماورای طبیعی شدن بیان میکند که ما انسانها خیلی بیشتر از آنچه که فکر میکنیم قدرت داریم.
ما دارای ویژگیها و نیروهای متفاوت و فراطبیعی هستیم که با تمرین و خودآگاهی میتوانیم به آنها دست پیدا کنیم.
در واقع وقت آن رسیده که دست از عادی زندگی کردن برداریم و تواناییهای ویژه انسانی خود را بشناسیم.
آنتونی رابینز درباره کتاب ماورای طبیعی شدن میگوید:
این راهنمای عملی و منحصر به فرد از یک دانشمند با استعداد و یک معلم پرشور، گام به گام به ما نشان میدهد که چگونه میتوان از مرزهای محدود شناختهشده حرکت کرد و وارد یک زندگی جدید خارقالعاده شد.
با ماورای طبیعی شدن ما درباره بدن و سیستم عصبی و جسمی خود بیشتر آگاه میشویم و عملکرد آن را بهتر میشناسیم.
و همینطور روش صحیح مراقبه کردن را میآموزیم و مراکز انرژی بدن را میشناسیم.
و یاد میگیریم که از برکت زندگی در لحظه شیرین حال، با آرامش بیشتری زندگی کنیم.
دیوید همیلتون درباره ماورای طبیعی شدن میگوید:
اگر میخواهید به معجزات اعتقاد پیدا کنید با این حال به برخی از علوم برای ایجاد شفافیت و امید در درونتان نیاز دارید، این کتاب برای شماست.
دکتر جو بینشهای فوقالعاده و دستورالعملهای شفاف و قدرتمندی را گام به گام به شما ارائه میدهد تا نحوه یک زندگی خارقالعاده را بیان کند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
توجه شما به هر جایی متمرکز باشد، انرژیتان به همان جا سرازیر خواهد شد.
از نظر علمی، زیستن همراه با استرس، به معنای زیستن در حالت بقاست. وقتی متوجه میشویم موقعیتی استرسزا تهدیدمان میکند، سیستم عصبی سمپاتیک در بدنمان فعال میشود و حجم بالایی از انرژی را آزاد میکند.
در واقع میتوان این فرایند را از نظر فیزیولوژیکی بدین صورت تعریف کرد: بدن به صورت خودکار در تلاش است تا از انرژی خود برای رفع خطر استفاده کند.
گذرکردن از جسم، محیط و زمان آسان نیست، اما ارزشش را دارد؛ چون وقتی از این واقعیت سه بعدی جدا شویم، وارد واقعیت کاملا متفاوتی با عنوان کوانتوم میشویم که قلمروی لایتناهی موقعیتها است.
توصیف این واقعیت کمی دشوار است، چون مانند هیچچیز در این دنیای فیزیکی نیست.
قوانین فیزیک نیوتنی که ما عادت داریم دنیا را بر اساس آن توصیف کنیم، در این قلمرو جایی ندارند….
زمانی که شما به سطوح عمیقتری از میدان انرژی یکپارچه متصل میشوید، مغز با انرژی بیشتری که اطلاعات خاصی را در قالب افکار و تصاویر حمل میکند، فعال میشود.
سپس مغز به معنای واقعی کلمه این رویداد عمیق درونی را ردیابی و ثبت میکند و از این رو برای شخصی که این تجربه را داشته باشد، هر آنچه در ذهن اتفاق میافتد واقعیتر از هر رویداد خارجی گذشته است.
در آن لحظه، افزایش انرژی در قالب یک احساس و هیجان، تمام توجه ذهن را عمیقا به خود جلب میکند. این لحظهای است که مغز و بدن ارتقای بیولوژیکی مییابند.
کتاب بخوانیم.
معرفی سایر کتابها را اینجا بخوانید
پایان پیام
نویسنده: سمیه باقری حسنکیاده
