غلامحسین صدیقی به جوانان توجه خاصی داشت
به گزارش گلونی دیروز، دوازدهم آذرماه، زادروز دکتر غلامحسین صدیقی بود.
در کانال بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار درباره ایشان آمده است:
یکی از سجایای بارز اخلاقی و فطری صدیقی قدرشناسی از کارها و رنجهای علمی دیگران بود.
همیشه نسبت به کوشایان جوانتر عنایت و توجه خاص روا میداشت. کار ایشان را میستود و از ارشاد و تنبیه آنها خودداری نداشت.
بد و ناپسند را هم متذکر میشد. او متوالیاً و منظماً در جستوجوی به دست آوردن و خواندن مقالههای ارزشمند تحقیقی بود. به همین ملاحظه اغلب مجلههای جدی را میدید و میخواند و در دیدارها سخن از خوبی یا بدی آنها میکرد.
یادم نمیرود آن بعدازظهر تابستان گرمی که درِ خانه ما را زدند. آن ایام در خیابان سپید نزدیک چهارراه کالج مقیم بودم. خانهشاگردمان آمد و گفت آقایی است.
اسمش را «غلامحسین صدیقی» گفت. پس به دم در شتافتم و تعارف کردم. گفت: متأسفانه کار دارم و باید بروم. در زمان وزارتش بود. فقط آمدهام یک شماره از مجله مهر که برایم نرسیده است بگیرم و حق اشتراک فرهنگ ایرانزمین را بپردازم.
موقعی که میخواست سوار اتومبیل بشود گفت: در مجلهنویسی بکوشید مطالب ناگفته، نوشتههای چاپنشده و اسناد دورافتاده را منتشر سازید تا وسایل تحقیق گسترش یابد و نکتههای تاریکمانده روشنی پذیرد و خواننده و جوینده بر تازهیافتههای بیشتری دستیابی بیابد.
گفت: دوباره گفتن و دوباره نوشتن آنچه گفته و نوشته شده است از روح علمی دور است. به هم چسباندن مطالب از این کتاب و آن کتاب موجب اتلاف وقت و سرمایه است و خودنمایی و فضلفروشی را مینماید.
سخن بلند و تابنده او ذهن مرا هماره متوجه انتشار اسناد تاریخی و کتابهای چاپنشده ساخت و به مانند شعله جواله شاید تیرگی راه را بر من به روشنی بدل کرد. این پند حکیمانه و عالمانه را چند بار و به چند مناسبت از او شنیدم.
[نادرهکاران: سوگنامه ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ۲، ص ۱۰۲۵]
دکتر ژاله آموزگار: آن چیز که ما را اینجا جمع کرده ایرانی بودن ماست
پایان پیام
