نظر عنایت الله رضا درباره مسئله پان تورکیست ها
به گزارش گلونی در کانال بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، آمده است:
پانتورکیستها چه میگویند؟
از آغاز سده بیستم در سرزمین عثمانی- ترکیه- اندیشه «پانتورکیسم» قوت گرفت. نخست گروهی از ترکان کوشیدند «پاناسلامیسم» را به خدمت «پانتورکیسم» درآورند و حاکمیت ترکان را بر سراسر کشورهای اسلامی خاورمیانه و نزدیک مستقر گردانند. اینان از یک سو درباره اتحاد اسلام داد سخن میدادند و از سوی دیگر «پانتورکیسم» و اجزای آن از جمله «پانتورانیسم» را تبلیغ میکردند.
برای روشن شدن مقاصد پانتورکیستها جا دارد بخشی از تصویبنامه مرکزی حزب «اتحاد و ترقی» که نموداری از به کار رفتن «پاناسلامیسم» و قرار دادن آن در خدمت پانتورکیسم است از نظر خوانندگان بگذرد.
در تصویبنامه کمیته مرکزی حزب «اتحاد و ترقی» مورّخ سال ۱۹۱۱ میلادی از تبدیل امپراتوری عثمانی به امپراتوری اسلامی سخن رفته و حق تأسیس سازمانهای ملّی از سوی دیگر ملتهای مسلمان منع شده است… در تصویبنامه مذکور چنین آمده است:
«امپراتوری (مقصود امپراتوری عثمانی است) باید به امپراتوری اسلامی بدل شود و به هیچ ملت دیگری نباید حق تأسیس سازمان ملّی ویژه آن ملّت داده شود… رواج زبان ترکی بهترین وسیله برای تثبیت حاکمیت مسلمین و استحاله دیگر ملتهاست.»
بیاختیار دو پرسش مطرح میشود:
۱. چرا رواج زبان ترکی بهترین وسیله برای تثبیت حاکمیت مسلمین است؟
۲. دیگر ملّتها در چه قوم و یا ملّتی باید مستحیل گردند؟
در مورد نخست اگر مقصود تثبیت حاکمیت مسلمین باشد، آنگاه چه ضرورتی به زبان ترکی است؟ حال آنکه اکثر مسلمین به زبان عربی سخن میگویند…
اما در مورد دوم همواره استحاله ملی شامل مستحیل شدن ملت یا مللی در ملت دیگر است. هرگاه واژه «ترکان» را به جای مسلمین بگذاریم و اندیشه «رواج زبان ترکی» را نیز از نظر دور نداریم مسئله روشن میشود و معلوم میگردد که هدف استحاله دیگر ملتها در «ملّت ترک» است.
چنانکه ملاحظه میشود در کشور «ترکان عثمانی» ایدئولوژی پاناسلامیسم به عنوان وسیلهای در خدمت «پانتورکیسم» قرار گرفت، ولی در دوران ضعف امپراتوری مذکور ایدئولوژی پاناسلامیسم اندکاندک از پانتورکیسم جدا شد.
ترکان جوان و بازماندگان کمالیست، آنان که پیرو مصطفی کمال معرف به «آتاتورک- پدر ترکان» بودند چون اتحاد اسلام را موافق مقصود نیافتند، راه «اتحاد ترکان سراسر جهان» را در پیش گرفتند و در این رهگذر ضمن تلاشهای سیاسی به کوششهای «علمی و پژوهشی» در مسیر یکی شمردن تاریخ و گذشته اقوام و ملل ترکیزبان پرداختند.
در این زمینه چند دگرگونی و تحریف در مسائل تاریخی عنوان شد که عبارتند از:
۱. ترک زبانان ساکن سرزمینهای آسیا و اروپا گویا از جای دیگری به این نواحی کوچ نکردهاند، بلکه خود گویا از ساکنان اصلی این سرزمینها بودهاند.
۲. برای اثبات این اندیشه نادرست چارهای نبود جز آنکه اقوام باستانی سرزمینهای مذکور به عنوان اجداد و نیاکان ترکان وانمود شوند.
۳. برای این منظور لازم آمد ماهیت قومی و زبان اقوام کهن شرق، بهویژه آسیای مقدم مورد انکار قرار گیرد و بهاصطلاح در آنها «تجدید نظر» شود.
پایان پیام
منبع: آذربایجان و ارّان (آلبانیای قفقاز)، دکتر عنایت الله رضا، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹، ص ۶۳-۶۵
