افغانستانی ها و خشونت؛ زخم هایی که التیام نیافتهاند
به گزارش گلونی ساماندهی نامناسب پناهجویان افغانستانی در بسیاری از کشورها، به افزایش خشونت علیه آنها دامن زده است.
این مسئله نه تنها بحران انسانی را تشدید میکند، بلکه به تنشهای اجتماعی نیز میانجامد. خشونت علیه پناهجویان افغانستانی پیامدهای گستردهای دارد از جمله تشدید بحران انسانی، ترویج نفرتپراکنی، تضعیف امنیت اجتماعی و تخریب وجهه بینالمللی است.
به همین علت باید توجه داشت که حل مشکل خشونت علیه پناهجویان افغانستانی نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه است که در آن همه بازیگران اجتماعی، از جمله دولتها، سازمانهای بینالمللی، جامعه مدنی و مردم عادی، نقش داشته باشند.
درهمینباره کارزاری به عنوان «مطالبه سیاستگذاری وضعیت مهاجران افغانستانی در راستای حقوق انسانی» توسط چند فعال حقوق مدنی ایجاد شد که طی چند روز 19 هزار امضا گرفته و در حال امضاگیری است.
آرش نصر اصفهانی، جامعهشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی پیرامون این موضوع مهاجران افغانستانی میگوید: «واقعیت ماجرا این است که طی یک دهه با افزایش 60 درصدی جمعیت افغانستانیها مواجه شدهایم اما این اعداد و ارقام که در رسانهها اعلام شده 2 الی 3 برابر جمعیت موجود است که به نوعی سیاهنمایی محسوب میشود.»
متن کامل گفتگو در ادامه آمده است.
افغانستانی ها و خشونت
ما چه منبعی برای آماریابی جمعیت مهاجران داریم؟ آیا مرکز آمار، شهرداریها، وزارتکشور و… کار سازمانیافته و دقیقی در این خصوص دارند؟
در دهه 90 براساس مرکز آمار ایران تعداد پناهندههای افغانستانی بین 5/2 تا 3 میلیون نفر نشان داده میشد. در همان دهه ما سالانه 500 هزار نفر ورودی و 500 هزار نفر خروجی داشتیم و تعادل ایجاد میشد اما از زمان روی کار آمدن طالبان، تعداد افغانستانیهای موجود در ایران براساس برآورد آژانس پناهندگان 4 میلیون نفر و بر اساس آمار وزارت کشور 5 میلیون نفر اعلام شده است.
میزان خروج افغانستانیها از کشور به چه صورت است؟ آمار مشخصی داریم؟
اکنون دولت آمار مشخصی اعلام نمیکند اما تعداد خروجیهای افغانستانی از ایران بیش از یک میلیون نفر است. به همان اندازه که بعد از به روی کار آمدن طالبان ورود افغانستانیها به ایران موج گرفت از طرفی میزان خروجشان از ایران نیز روند افزایشی داشت.
از نظر شما، افزایش جمعیت اتباع افغانستانی در جامعه تا چه اندازهای است؟ آیا واقعاً آنطور که بعضیها میگویند، ترکیب جمعیتی بعضی از مناطق دارد به نفع افغانستانیها تغییر میکند؟
افغانستانیها غیر ازاینکه تعدادشان زیاد شده بلکه تراکم جمعیت دارند و در شهرهای ایران به صورت یکسان توزیع نشدهاند. به صورت کلی ورود افغانستانیها به برخی از شهرهای کشور ممنوع است اما از سوی دیگر برای مثال در استان تهران تعداد افغانستانیها خیلی بیشتر از تعداد نرمال کشور شده و بیشتر دیده میشوند.
افغانستانی ها و خشونت
مسئله ممنوعیت ورود افغانستانیها به برخی شهرهای ایران در چه زمانی تصویب شد و در چه شهرهایی لازمالاجراست؟
اوايل دهه 80 سكونت افغانستانيها در شهرهاي مرزی ايران ممنوع شد اما بعدتر بر اساس نياز بازار كار ايران در استانهای مرزی هم اجازه ورود به آنها داده شد. برای سکونت افغانستانیها در برخی شهرهای ایرانی اکنون هم ممنوعیت قانونی وجود دارد اما اسم شهرها هیچ وقت بهوطور رسمی منتشر نشده است.
در کل به نظر شما این مقدار هراس از جمعیت مهاجران واقعیت است یا صرفا یک سیاه نمایی رسانهای است؟
واقعیت ماجرا این است که طی یک دهه با افزایش 60 درصدی جمعیت افغانستانیها مواجه شدهایم اما این اعداد و ارقامی که رسانهها اعلام میکنند 2 الی 3 برابر جمعیت موجود است که به نوعی سیاهنمایی محسوب میشود.
انگیزه رسانهها از سیاهنمایی در این موضوع چیست؟
گروهایی که این موضوع را بزرگنمایی میکنند انگیزههای متفاوتی دارند. یکی از این دلایل، انگیزه فردی برای دیده شدن در فضای مجازی است. هر چه دروغ بزرگتر باشد، توجه بیشتر میشود.
برجسته کردن اخبار مهاجران و پخش اخبار دروغ سبب دیدهشدن بیشتر میشود. البته ممکن است منافع دیگری هم داشته باشند گروههایي كه به ايدئولوژي وطن پرستي و ايراني بودن به نوع متفاوتي نگاه ميكنند و افغانستاني را ديگري ميبينند كه نميتواند در كنار ما باشد.
نقش تفکر انتقادی یا سواد رسانهای در این موج افغانستیزی که اتفاق افتاده چیست؟ مردم در بازتولید خشونت علیه مهاجران چه نقشی دارند و چهکار باید کرد؟
ما باید به دنبال عللی باشیم که این جریان دوگانه و کشمکش را در جامعه ایجاد میکند. باید به جای حذف مهاجران از کشور به دنبال روشهایی برای کمتر شدن تنشها باشیم و سیاستگذاریهای ایجاد کنیم که حقوق انسانی افغانستانیها رعایت شود. اگر صرفا دولت قانونگذاری کند مفید واقع نمیشود.
این کارزارهای شکل گرفته از این جهت مهم است که ما لازم داریم که گروهایی مدافع حقوق انسانی افغانستانیها باشند تا بشود اصلاحاتی انجام داد، قوانین را بهتر کرد و در نهایت صلح ایجاد شود. انسانی نیست ما گروهی را به خاطر محل تولد مذمت کنیم.
افغانستانی ها و خشونت
مردم در بازتولید خشونت علیه مهاجران چه نقشی دارند و چهکار باید کرد؟
رفتار تمام مردم ایران در این موضوع یکسان نیست و نمیتوان برچسب تبعیض نژادی به آنها زد. بخش زیادی از جامعه تحت تاثیر اخبار غلط قرار می گیرد و مشکل اصلی ما نیز در انتشار این اخبار است که رسانههای اصلی و مهم کشور این کار را درست انجام نمیدهند.
در باقی کشورهای جهان مسئله ساماندهی مهاجران چگونه کنترل میشود؟
دولتها در این سالها نگاه امنیتی و سرکوبگری به مسئله داشتند و به نظر ساده از این موضوع نمیشود گذشت. کشورهای اروپایی هم با مشکل مهاجران روبهرو هستند و کشور مقصد مهاجران را راحت نمیپذیرد و شهروند درجه دو محسوب می شوند.
سیاستگذاران ایرانی بعد از 30 سال حضور اتباع افغانستانی، هنوز قوانین موضوعه، مقرارت و سازوکارهای اجرایی جامعی در اینخصوص تدوین نکردهاند، علت چیست؟
سیاستگذار باید متوجه باشد که وقتی از 5 میلیون مهاجر افغانستانی حرف میزنیم این افراد از دستههای مختلف جامعه هستند ما نمیتوانیم همه را توده یک شکلی از اوارگان جنگی در نظر بگیریم که به طور موقت وارد ایران شدند و یک روزی به کشورشان برمیگردند. عدهای از آنها سالهاست در ایران زندگی میکنند، اینجا به دنیا آمدهاند، تحصیل کردهاند و فقط کشور ایران را میشناسند.
مشکل اصلی این است که ما برای کارگر افغانی و دانشجوی افغانی در ایران یک رویه را در نظر میگیریم. باید متناست با تنوع مهاجران تصمیم بگیریم و اصل موقت بودن حضور آنان در ایران را کنار بگذاریم.
چه توصیهای به سیاستگذاران میکنید؟
اینکه راه حل نهایی را بازگشت همه به کشورشان میبینیم باید تصحیح شود و از زاویه دید جدیدی نگاه کنیم. از ظرفیتهای قانون مدنی ایران که اعطای تابعیت است استفاده کنیم و به سمت ادغام اجتماعی جامعه ایران برویم.
بحث پناهندگی و وضعیت فردی افراد را بررسی کنیم و برای هر گروه از مهاجران برنامه خاصی تنظیم کنیم تا اثرات منفی را کاهش پیدا کند و از حجم مسئله کم شود.
برای امضای کارزار اینجا کلیک کنید
پایان پیام
