ریزش سقف دو مدرسه از اول مهر؛ ایمنی در معدن و مدرسه
بعد از گذشت 12 روز از اول مهر، سقف دو مدرسه ریزش کرده است.
زمانی که سقفی میریزد به این معنی است که یا سازه به درستی ساخته نشده و یا در زمان مناسب تعمیرات صورت نگرفته است.
اما برای یک بچه مدرسهای، ریختن سقف مدرسه یک معنا دارد؛ از تحصیل عقب میماند، امنیت روانی خودش و سایر دانشآموزان به هم میریزد و در نهایت حق دارد که خشمگین باشد از اینکه آلودگی هوا، کرونا یا آتش گرفتن بخاری برای ممانعت از تحصیل او ظاهرا کافی نبوده که این بار سقف بالای سرش را نشانه گرفتهاند.
حال ما ماندیم و سقفهای ریخته و از آن مهمتر، سقفهایی که محتمل است بریزند. سقف بعدی که قرار است زبانمان لال بریزد، روی سر فرزند کدام یک از ما فرود خواهد آمد.
ما میدانیم که سازمانی داریم با عنوان «نوسازی و تجهیز مدارس». در کنار آن هزار جور کمیته و شورا برای رفع بحران یا جلوگیری از بحران داریم؛ اما به نظر میرسد تا فاجعهای رخ ندهد، بعضیها از جایشان تکان نخواهند خورد.
این وضعیت شوخی نیست. در مورد جان فرزندانی صحبت میکنیم که قرار است آینده این مملکت را بسازند.
آیا هنوز زمان آن نرسیده که مسئولیت تصمیمهایمان را بر عهده بگیریم؟ ریزش سقفها به هر دلیل که باشد، از تحریم و کمبود مواد عمرانی با کیفیت گرفته تا عدم مدیریت و نظارت به موقع، دانشآموز نباید تاوان این اشتباهات را پس دهد.
ایمنی، از آن دست موضوعاتی است که قابل اغماض نیست؛ چه در مورد کارگر معدن، چه در مورد دانشآموز.
کاش قبل از وقوع فاجعه، فکری کنیم!
پایان پیام
نویسنده: یاسمن سعادت
