بوگاتسا

عشق است بوگاتسا

عشق است بوگاتسا

«یونان، کشوری قدیمی و آشناست؛ جزو آن مناطق باستانی که همه می‌شناسند و آتن پایتخت یونان، جزو شهرهای قدیمی دنیاست. آنچه می‌خوانید، تجربه سفر چند روزه من به این شهر زیباست. باشد که از خواندن گزارش سفر به آن، مشتاق دیدنش شوید.»

همه چیز را نگاه می‌کنم و تمام که می‌شود، گوش‌هایم دیگر نمی‌شنود. بی‌هیچ دلیلی بوی شیرینی کشمشی می‌شنوم. پدرم وقتی می‌خواست مأموریت برود، برای آنکه مادرم را اذیت نکنم، همیشه یک جعبه شیرینی کشمشی قبل رفتن به راه‌آهن برایم می‌خرید و قول بازگشت، تا قبل از اتمام آن‌ها را می‌داد. من هم در جنگ هوس و انتظار، همیشه درگیر بودم. دو ماه یک‌بار همین داستان را داشتیم. شاید همین است که شیرینی‌فروشی‌ها، همیشه برایم مزه تلخ و شیرین دارد. اینجا هم همان مزه را می‌دهد. باقلواها، حلواها و شیرینی‌های خامه‌ای، مرا یاد تبریز می‌اندازند. شیرینی‌هایی که بی‌اغراق عین راحت‌الحلقوم‌های تبریز هستند؛ تیر آخر را به من می‌زند. دلتنگ شدم، ولی هدف را از یاد نبرده‌ام. می‌پرسم: «بوگاتسا دارید؟» می‌گوید پایین‌تر از اینجا یک مغازه محصولات نانی هست که آنجا دارند.

۵ عدد باقلوا، یک کاتایفی (یا همان کنافه پنیری) و یک شیرینی ترکیبی که بین دو لایه از کاتایفی، خامه شیرینی گذاشته‌اند، می‌گیریم. همه این‌ها نهایت ۸ یورو می‌شوند. قیمت معمول دارد و نمی‌توانم بگویم گران یا ارزان است. به ما کیکی تعارف می‌کند و من هم چون فورا به جا آوردمش، می‌پرسم: «این چیست؟» پاسخ می‌دهد: «یک نوع کیک ایتالیایی، داخلش پرتقال شکری‌شده و کمی کشمش دارد.» می‌گویم: «پانِتونه است؟» تعجب می‌کند: «فکر می‌کنم بله، از کجا می‌دانید؟» سارا می‌گوید: «از ایتالیا آمده‌ایم.» فروشنده لبخندی می‌زند.

عشق است بوگاتسا

کمی پایین‌تر، همان مغازه با انواع شیرینی و نان و کیک و حتی سوپ و سالاد و غذاهای معروف و نوشیدنی پیدا می‌کنم. شاید نام‌گذاری «بِرِد فَکتوری» (Bread Factory) برای مغازه‌ای با این همه محصول، فروتنی است. بوگاتسا دارد: یک بوگاتسای بزرگ ۱.۹۰ یورو. چای و قهوه را هم هرکدام ۱.۵ یورو می‌گیریم و در میزهای همان مغازه، اولین گاز را نثار بوگاتسای داغ می‌کنم. واقعاً خوشمزه است. ترکیب ترد نان کمی شیرین و پنیر آب‌شده وسطش، بسیار خوشمزه است. سارا یک باقلوا را که می‌خورد، چشم‌هایش گرد می‌شود و فقط ذوق می‌کند. کاش حداقل اینجا برای چند روز، شیرینی جماعت دلمان را نمی‌زد تا بیشتر بخوریم؛ واقعا که تک‌تکشان بی‌نظیرند. هنوز اعتقاد دارم باقلوای ترکی خیابان خیام تبریز باز هم بهتر است، اما واقعا اینجا هم جاده باقلوای خوب را تا نزدیکی همان‌جا رفته است. سارا ولی اصرار دارد که همان است. زیاد وقت تلف نمی‌کنیم چون زمان کم است و دیدنی بسیار!

ادامه دارد

پایان پیام

نویسنده: میررضا نگهبان الوار

قسمت‌های دیگر سفرنامه را بخوانید

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید