آکروپولیس

فلک الافلاک یا آکروپولیس

فلک‌الافلاک یا آکروپولیس

به گزارش گلونی، «یونان، کشوری قدیمی و آشناست؛ جزو آن مناطق باستانی که همه می‌شناسند و آتن پایتخت یونان، جزو شهرهای قدیمی دنیاست. آنچه می‌خوانید، تجربه سفر چند روزه من به این شهر زیباست. باشد که از خواندن گزارش سفر به آن، مشتاق دیدنش شوید.»

راه می‌افتیم و بحث باقلوا و شیرینی بالا می‌گیرد. انگار پدرانمان قنادی داشتند و یک عمر لای شیرینی بزرگ شده بودیم. حواسمان نیست و به مرکز شهر که تقریباً توفیر خاصی با جاهای دیگر ندارد، می‌رسیم. خسته‌ایم و واقعاً کمی استراحت لازم داریم. اتاقمان را هم باید تحویل بگیریم؛ پس مستقیماً به سمت هتل می‌روم.

هتلمان در مرکز شهر است. برای اقامت سه‌شبه یک زوج، آن هم هتل ۴ ستاره با بوفه‌ی صبحانه، مجموعاً ۱۲۰ یورو داده‌ایم و این بار جد و آباد مفت را ملاقات کرده‌ایم. البته تخفیف، زمان خلوتی و رزرو از سه ماه پیش، سه عامل تأثیرگذارند. پریشب که مثل همیشه دنبال تخفیف بهتر بودم، یک اتاق در همین هتل، برای دو نفر و سه شب ۲۶۰ یورو بود، آن هم با تخفیف ۱۰۰ یورویی. اتاق خوبی است، در طبقه ۵ و ماقبل آخر. از پنجره چیزی جز ساختمان‌های روبرو دیده نمی‌شود. اینجا را به جهت نزدیکی به آکروپولیس رزرو کرده بودم، و انتظار منظره‌اش را از اینجا داشتم. واقعاً هم باید دیده می‌شد؛ چرا که معنای لغوی‌اش همان صخره‌ی مقدس یا شهر مرتفع است. اما ساختمان‌های بی‌ریخت و قد و نیم‌قد، جلوی دید را گرفته‌اند. همه‌شان شبیه ساختمان‌های قدیمی و شاید غیراستاندارد همان خیابان‌های مرکز شهر تهران است.

منظره هتل
منظره هتل

کمی سرم سنگین است. باید یک چرت کوچک بزنیم تا با جان بیشتر به جان شهر بیفتیم. سارا مخالف نیست. خواب ۱ ظهر، نمی‌دانم اسمش چیست ولی هرچه باشد، قسمت است و طلبیده. عصر با تمام سختی بیدار شدن، بیرون می‌زنیم. شهر را گز می‌کنیم و هوا زود تاریک می‌شود. از دور آکروپولیس را می‌بینم. چراغ‌هایی دور تا دورش روشن است و اینکه نوک کوه است، کاملاً از همه جهت دیدنی‌اش می‌کند. تصویر مشابه‌ای که در ذهنم دارم، فلک‌ الافلاک خرم‌آباد است. آن هم بالای کوه است، شب‌ها چراغ دارد و از همه‌جای شهر دیده می‌شود.

فلک‌الافلاک یا آکروپولیس

هدف امشب چرخ زدن در محله‌ی کوهپایه‌ همان‌جاست. پلاکا (Πλάκα) محله‌ای قدیمی‌ست که حال‌وهوای عجیبی دارد. اینکه ۸ شب به بعد در میلان همه‌جا خلوت است، به زندگی شبانه تشنه‌ترت می‌کند و اینجا گویا سیراب می‌شویم. امشب همه مردم راهشان را کج کرده‌اند تا در کوچه‌پس‌کوچه‌های پرشیب این محله قدیمی گشت‌وگذار کنند. در سر هر چند صد متر، سازه‌ای قدیمی‌ست و دورش حصار و فلان و بهمان است. در میان کوچه‌پس‌کوچه بودنشان جوری‌ است که گویی تاریخ را سبک، نرم و بدون اینکه شیرینی‌اش دلت را بزند، مزه می‌کنی. اینکه این‌قدر آثار تاریخی جلوی چشم باشند، خواستنی‌ترشان می‌کند.

بقایای قدیمی از آتن باستان
بقایای قدیمی از آتن باستان در میان کوچه‌های پلاکا
دروازه‌ای قدیمی از آتن باستان در کنار خیابان

واقعا همه‌جا شلوغ است و رستوران‌ها و بارها پرمشتری هستند و هوا خوب و پر از خنده است. حال همه اینجا به نظر خوب است. یا شاید فقط الان. بعضی جاها جوان‌ها در کنار خیابان لیوانی در دست گرفته‌اند، و به گپ و گفت با دیگری مشغولند و گاه و بی گاه خنده‌ای بلند سر می‌دهند. فردا شنبه است و بهترین زمان برای دیر خوابیدن مردم آتن، همین الان و شاید همین‌جاست.

شب زنده‌داری در پلاکا
پلاکا

ادامه دارد

پایان پیام

نویسنده: میررضا نگهبان الوار

قسمت‌های دیگر سفرنامه را بخوانید

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید