پیرپسر به روایت مجید فخریان منتقد و فیلم‌ ساز

پیرپسر از نگاه مجید فخریان منتقد و فیلم‌ ساز

پیرپسر از نگاه  مجید فخریان منتقد و فیلم‌ ساز

به گزارش گلونی مجید فخریان، منتقد و فیلم‌ساز، در یادداشتی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است ضمن بررسی درون‌مایه‌های فیلم، آن را ادامه‌ای بر روایت‌های کلاسیک تنش میان پدران و پسران در تاریخ ادبیات و سینما می‌داند و معتقد است که «پیرپسر» این روایت معیوب را تا انتها دنبال می‌کند. او در پایان، با اشاره به تأثیرگذاری فیلم، بر ضرورت اکران آن در سینما تأکید دارد. متن کامل این یادداشت را در ادامه می‌خوانید.

اصرار دارم که روی «حساسیت به‌هنگام» فیلم تاکید شود؛ «پیر پسر» هیچ نمی‌خواهد دستاوردی، سبکی یا تکنیکی را به رخ تماشاگرش کشد، نمی‌خواهد کار تألیف را مقابل روایت قرار دهد، اصلاً انگار نمی‌خواهد فیلم را به دستاویزی آشکار برای سیاسی کاری بدل کند، عوض این‌ها تمام هم‌وغم‌اش را می‌گذارد تا فیلمی برای تماشای جمعی بسازد؛ یک تماشاگر فعال بیافریند، تماشاگری خیره به سرنوشت خود که برای نابودی هیولای مقابلش بر روی پرده، باید سیستم ایمنی‌ بدن‌اش را به تاب‌آورترین حالت ممکن مجهز کند.

قصه‌ بار دیگر نقل همان قصه‌ قدیمی است که فیلمساز در تیتراژ پایانی چند نمونه‌‌ی دیگر از آن را ردیف می‌کند؛ رستم و سهراب، ضحاک، برادران کارامازوف و…؛ و احتمالاً همان حساسیت است که باعث می‌شود، بار دیگر واریاسیونی دیگر از آن نمایش داده شود؛ قصه‌ هم‌زیستی معیوب پسران و پدران در یک خانه، این‌بار حتی خانه، خانه پدری نیست. خانه را پدر بر سر بزنگاهی تاریخی تصاحب کرده و دو فرزند پسرش را هم بدون هیچ‌گونه شرم، بیشتر از رابطه‌‌ای فیزیولوژیک/بیولوژیک، محصول تعرض/تجاوز برتری‌طلبانه نسبت به موقعیت مادران‌شان، خطاب کند.

این خانه؛ خانه‌ای که مثالش را مدت‌ها بود در سینمای ایران ندیده بودیم، فقط به واقعیت ارجاع نمی‌دهد بلکه با تمام ابزار و ادواتش، از کرکره‌ها، تا شیر‌های آب، پنجره‌ها، تشک و لحافش، بیش از رابطه حساسش با واقعیت، همچون قطعاتی در دراماتورژی یک امر واقعی اثر می‌کند؛ قطعاتی که در آن ابزار انتقام و سلاح نفرت، زمینه‌ را برای فراهم آوردن یک پرده نبرد میان پسران و پدر مهیا می‌کند.

سی دقیقه‌ی پایانی فیلم از این حیت محال است به این زودی‌ها فراموش شود؛ پیرپسر می‌خواهد این روایت معیوب و بیمارگونه‌ای را که نمی‌شده از آن رها شویم، برای همیشه تمام کند، برای همین تا ته می‌رود. تا پایانِ پدر. پایان یک هیولا؛ شنیدن واپسین نفس‌هایش و تماشاگری که پیرش درمی‌آید تا بالاخره بدنش به حالت آرامش درآید. «پیرپسر» تجربه‌ی تماشای جمعی در سالن تاریک سینماست به‌همین خاطر، چون وقتی فیلم تمام می‌شود، تماشاگر همچنان خیره به پرده، سرِ پا دارد به این نبرد فکر می‌کند و شاید از خود می‌پرسد: یعنی تمام شد؟ یعنی واقعاً تمام شد؟

چهارده سال بعدِ «خانه‌ پدری» (۱۳۸۹، روایتی از هم‌دستی پدر و پسر در خانه!)، بالاخره یک فیلم دیگر ساخته شده که تکانت می‌دهد. پیرپسر را جز در سینما و تماشای جمعی هیچ‌جوره نمی‌توانم تصور کنم؛ به اُمید اکران و باید که اکران شود!

پیرپسر از نگاه  مجید فخریان منتقد و فیلم‌ ساز.

پایان پیام

بیشتر بخوانید: پیرپسر چه چیزی را به سطح می‌آورد؟

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید