ترور محمد علی شاه مهره اصلی سرکوب مشروطه خواهان
به گزارش گلونی در هشتم اسفند ۱۲۸۶ خورشیدی، محمدعلی شاه قاجار که در اوج کشمکشهای سیاسی میان دربار و مشروطهخواهان قرار داشت، هدف یک سوءقصد نافرجام قرار گرفت. این ترور که به دست حیدر خان عمواوغلی، یکی از چهرههای تندرو و رادیکال مشروطه، طراحی شده بود، نهتنها شاه را از میان برنداشت، بلکه بهانهای برای تشدید سرکوبها و آغاز دورهای تاریک در تاریخ مشروطه شد.
در آن روز، محمدعلی شاه به قصد تفریح و تغییر حالوهوا عازم دوشانتپه بود. از آنجا که ورود اتومبیل به تهران پدیدهای نو بود، شاه معمولاً از آن استفاده میکرد، اما در آن روز به دلایلی ترجیح داد سوار کالسکه شود. همین تغییر تصمیم جان او را نجات داد، زیرا ضارب که تصور میکرد شاه درون اتومبیل نشسته است، بمب را به سمت خودرویی پرتاب کرد که در واقع کالسکه شاه را دنبال میکرد. در نتیجه، تنها راننده مجروح شد و شاه از سوءقصد جان سالم به در برد.
حیدرخان عمواوغلی که پیشتر نیز در ترور اتابک نقش داشت، معتقد بود که محمدعلی شاه قصد واقعی برای همراهی با مشروطه ندارد و به دنبال فرصتی برای براندازی آن است. او در توجیه اقدام خود بعدها در خاطراتش نوشت:
«شاه و مستبدین تصور میکردند با نابود کردن مجلس و بازداشتهای دستهجمعی آزادیخواهان، انقلاب ایران برای همیشه خاتمه یافته است. اما انقلابیون حقیقی میدانستند که این جنبش تازه وارد دوران شکوفایی شده است.»
پیامدهای سیاسی ترور نافرجام شاه چه بود؟
این ترور تأثیرات گستردهای بر رفتار سیاسی محمدعلی شاه گذاشت. اگرچه شاه از همان ابتدا با مشروطهخواهان همدل نبود و تحت تأثیر افکار شیخ فضلالله نوری به دنبال تضعیف مشروطه بود، اما تا پیش از این حادثه، به دلیل شرایط سیاسی و فشارهای داخلی و خارجی، مجبور به رعایت ملاحظاتی بود. با این حال، سوءقصد به جان او باعث شد که این ملاحظات را کنار بگذارد و سیاست سرکوب مستقیم را در پیش بگیرد.
پس از این حادثه، محمدعلی شاه به سرعت مشروطهخواهان را مقصر دانست، فشارها را افزایش داد و حتی برای سر حیدرخان عمواوغلی جایزهای ۱۰ هزار تومانی تعیین کرد. همزمان، به شیخ فضلالله نوری، که از مخالفان سرسخت مشروطه بود، نزدیکتر شد و حمایت بیشتری از جریانهای ضد مشروطه به عمل آورد.
ترور محمد علی شاه مهره اصلی سرکوب مشروطه خواهان و به توپ بستن مجلس
این اتفاق سرانجام به اوج برخورد شاه و مشروطهخواهان منجر شد. در دوم تیر ۱۲۸۷ خورشیدی، محمدعلی شاه به کمک لیاخوف روسی، فرمانده بریگاد قزاق، مجلس شورای ملی را به توپ بست و استبداد صغیر را آغاز کرد. طی این دوره، بسیاری از رهبران و نمایندگان مشروطه بازداشت، تبعید یا اعدام شدند و فضایی از رعب و وحشت کشور را فرا گرفت.
اما این اقدامات نیز نتوانست مشروطه را نابود کند. کمتر از یک سال بعد، نیروهای مشروطهخواه تهران را فتح کردند، محمدعلی شاه را از سلطنت خلع و او را به تبعید فرستادند.
ترور یا دفاع از آزادی؟
با وجود اینکه برخی تندروهای مشروطه، همچون حیدرخان عمواوغلی، این ترور را اقدامی در جهت حفظ مشروطه میدانستند، بسیاری از مورخان معتقدند که این سوءقصد نتیجه معکوس داشت. به جای آنکه محمدعلی شاه را از قدرت ساقط کند، او را به سمت سرکوبگری آشکار و نقض گسترده قانون اساسی سوق داد و بهانهای برای استبداد صغیر شد.
احمد کسروی، مورخ برجسته مشروطه، در کتاب خود این حادثه را چنین توصیف میکند:
«حیدر عمو اوغلی کنام ارتجاع داخلی ایران و سرکرده دشمنان مردم را به خوبی میشناخت و از این رو به فکر افتاد که شاه را مستقیماً هدف قرار دهد… از این به بعد ارتجاع سیاه جان گرفت و بر پیکر خونین مملکت ما سایه انداخت.»
این جمله تأییدی بر این نکته است که محمدعلی شاه پس از این ترور، چهرهای کاملاً متفاوت از قبل نشان داد و به دشمنی آشکار با مشروطه پرداخت.
ترور نافرجام محمدعلی شاه، اگرچه در نگاه برخی تندروهای مشروطه اقدامی انقلابی بود، اما در نهایت به تشدید فضای استبدادی و گسترش سرکوب انجامید. این واقعه یکی از نمونههای تاریخی است که نشان میدهد خشونت سیاسی، حتی اگر با نیت حمایت از آزادی انجام شود، میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و مسیر دموکراسی را دشوارتر کند.
پایان پیام
در گلونی بخوانید: کرمانشاه در جنگ جهانی اول صحنه ای از درگیری و مقاومت
