قحطی بزرگ ایران در جنگ جهانی اول فاجعه ای که از تاریخ پاک شد
به گزارش گلونی در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹، ایران گرفتار یکی از مرگبارترین قحطیهای تاریخ خود شد، فاجعهای که جان میلیونها نفر را گرفت و کشور را در ورطه نابودی فرو برد. جنگ جهانی اول، هرچند ایران اعلام بیطرفی کرده بود، سایه مرگ و ویرانی خود را بر این سرزمین افکند و از جمعیت ۲۰ میلیونی کشور، تنها ۱۱ میلیون نفر زنده ماندند. این فاجعه نهتنها نتیجه جنگ، بلکه حاصل سیاستهای استعماری و بیکفایتی حکومت قاجار بود، حکومتی که توانایی اداره کشور و حفاظت از مردم را نداشت.
با آغاز جنگ جهانی اول، نیروهای متفقین و متحدین، ایران را به میدان تاختوتاز خود تبدیل کردند. عثمانیها از غرب، آلمانیها از شمال، روسها از شمال و انگلیسیها از جنوب وارد ایران شدند و هر یک به بهانههای مختلف به منابع کشور دستاندازی کردند. در حالی که روسها در شمال برای مقابله با عثمانی حضور داشتند، انگلیسیها به بهانه حفظ امنیت راههای جنوب، نفوذ خود را در کشور گسترش دادند. اما این نیروها نهتنها امنیتی برقرار نکردند، بلکه موجب ناامنی، غارت و تخریب منابع غذایی کشور شدند.
با وقوع جنگ، تولید کشاورزی کاهش یافت و نیروهای اشغالگر، آذوقه مردم را برای تأمین نیازهای خود مصادره کردند. روسها در شمال، غلات ایران را به تاراج بردند و رفتار خشونتآمیز آنها، تجارت و کشاورزی را فلج کرد. پس از انقلاب بلشویکی و خروج روسها از ایران، انگلیسیها که حالا قدرت بیشتری در کشور داشتند، دست به خرید گسترده غلات زدند و از ورود مواد غذایی از هند، بینالنهرین و آمریکا جلوگیری کردند. در نتیجه، مواد غذایی در کشور نایاب شد و قیمت آن به شکل سرسامآوری افزایش یافت.
قحطی که آغاز شد، ابتدا فقرا و کشاورزان را درگیر کرد، اما دیری نپایید که تمام اقشار جامعه را دربرگرفت. در شهرهای بزرگ، مردم برای یافتن غذا به هر چیزی روی آوردند. حیوانات خانگی، کلاغها و حتی موشها از خیابانها ناپدید شدند. برگ درختان و علفهای هرز به خوراک روزانه مردم تبدیل شد و در نهایت، گزارشهایی از مردهخواری در برخی مناطق ثبت شد.
این قحطی مرگبار، بستر را برای شیوع بیماریهای واگیردار نیز فراهم کرد. آنفولانزای اسپانیایی، وبا و تیفوئید، همچون سواران مرگ، بر سر مردم ایران فرود آمدند و نرخ مرگومیر را به شدت افزایش دادند. تهران که در سال ۱۹۱۷ حدود ۴۰۰ هزار نفر جمعیت داشت، در سال ۱۹۲۰ به ۲۰۰ هزار نفر کاهش یافت. در شیراز، تنها در ماه اکتبر ۱۹۱۸، یکپنجم جمعیت شهر جان خود را از دست دادند.
خیابانها و کوچهها مملو از اجساد رهاشده بودند. مردم حتی توانایی دفن عزیزانشان را نداشتند و گورهای دستهجمعی به تنها راه چاره تبدیل شد. نرخ بالای مرگومیر، موجب شد که کفن نیز نایاب و گران شود، تا جایی که گزارشهایی از احتکار کفن توسط دلالان و حتی دولت قاجار به ثبت رسیده است.
قحطی بزرگ ایران در جنگ جهانی اول فاجعه ای که از تاریخ پاک شد
برآوردها نشان میدهد که این قحطی و بیماریهای ناشی از آن، نیمی از جمعیت ایران را از بین برد. اما برخلاف فجایع مشابه در سایر کشورها، این نسلکشی خاموش، هیچگاه بهدرستی در تاریخ ثبت نشد. حتی امروز، این فاجعه عظیم نه در کتب درسی جایی دارد و نه در حافظه عمومی مردم ایران زنده نگه داشته شده است.
انگلستان که نقش پررنگی در این قحطی داشت، هیچگاه مسئولیت اقدامات خود را نپذیرفت. دولت قاجار نیز که در آن زمان تنها نظارهگر مرگ تدریجی مردم خود بود، هرگز برای حفظ جان ایرانیان اقدام مؤثری انجام نداد. آنچه باقی ماند، خاطراتی پراکنده از سالهایی است که مرگ، گرسنگی و بیماری، ایران را درنوردید و میلیونها نفر را به کام نابودی کشید.
این فاجعه، یکی از بزرگترین نسلکشیهای قرن بیستم بود، اما در سکوتی مرگبار دفن شد، همچون اجسادی که در آن سالهای تلخ، بیهیچ نام و نشانی در دل خاک آرام گرفتند.
آنچه خواندید بر اساس نوشته محمدقلی مجد از کتاب قحطی بزرگ بود.
پایان پیام
در گلونی بیشتر بخوانید: پرده آهنین آغاز جنگ سرد با سخنرانی چرچیل
