نجات جنگل های زاگرس؛ بیمار فراموش شده در حال مرگ
نباید تنها در هیرکانی متمرکز شد. چرا که بومسازگان تمدنساز زاگرس، با روزگاری بسیار نگرانکنندهتر از بومسازگان هیرکانی دست و پنجه نرم میکند و شایسته است به نجات جنگل های زاگرس این بیمار فراموش شده در حال مرگ هم پرداخته شود.
به گزارش گلونی و به نقل از خبرگزاری عصر ایران، جنگلهای بلوط زاگرس با گسترهای نزدیک به شش میلیون هکتار، بیش از ۴۰ درصد رویشگاههای جنگلی کشور را در جغرافیای ۹ استان در بر میگیرد.
رشته کوه زاگرس و چکادهای سربه فلک کشیدهاش همچون دنا، زردکوه، اشترانکوه، قالی کوه، شاهان کوه و … در پیوند با رویشگاههای جنگلی بلوط پیرامونش، سرچشمه مهمترین و بزرگترین رودهای تمدنساز در حوضههای آبریز جنوب غربی و فلات مرکزی ایران از جمله کارون، مارون، کرخه، دز، هلیل رود، سیوند، بهمنشیر، زرینهرود و قزل اوزوناند. بر اساس برآوردهای انجام شده، تولید بیش از ۴۰ درصد آبهای شیرین کشور، این اکسیر تمدنساز و زندگیبخش ولی پرچالش، مدیون بوم سازگان زاگرس است.
بااین همه، شوربختانه در پاسداری از این گنجینه ارزشمند زیستی، کارنامه درخشانی نداریم.
در بیش از شصت سال گذشته، همه توان و رویکردهای نهاد کارگزارِ پاسداری و نگاهبانی از منابع طبیعی کشور، بر رویشگاههای جنگلی درآمدزا و برخوردار از توان تولید چوب صنعتی هیرکانی متمرکز بوده و بوم سازگان زاگرسِ فراموش و رها شده، گرفتار تازشِ تغییرکاربریهای گسترده پهنههای جنگلی، جولانگاه گلههای دام، قاچاقچیان چوب و ذغال، بذر بلوط و دیگر فرآوردههای طبیعی جنگلی، افزایش چشمگیر فرسایش خاک، افزایش روزافزون مدیریت سازه محور آب و سدسازیها و طرحهای انتقال آب بین حوضهای و تاخت و تاز بیماریها و آفات گیاهی شده است.
برگردان عددی نگاه نابرابر و استثمارزده به طبیعت این سرزمین که بارها بدان پرداختهام چنین است که چتر مدیریتی دستگاه کارگزاری منابع طبیعی ایران، از میان بیش از ۱۴ میلیون هکتار پوشش جنگلی کشور، تنها بر یک میلیون هکتار از معادن چوب بوم سازگان هیرکانی متمرکز بوده است. به بیان دیگر، دستگاه کارگزار منابع طبیعی، تنها ۷ درصد جنگلهای برخوردار از توان تولید چوب صنعتی کشور را زیر بیرق طرحهای بهره برداری چوب قلمرو دانش و «تخصص» خود ساخته و ۹۳ درصد دیگر رویشگاههای جنگلی این سرزمین، از آنجایی که بیبهره از توان تولید چوب و در نگاه جنگلداری اکونومیک، ناتوان از خلق ثروت بودند، رها شدند.
این رهاشدگی ۹۳ درصدی نشان و گواهی آشکار از نشناختن و نپذیرفتن نگاه یکپارچه بوم سازگانی به این رویشگاههای جنگلی است. نگاهی نادرست و استثمارگر که دستاوردی مگر تباهی و ویرانی همان قلمرو هفت درصدی در بوم سازگان هیرکانی نداشت، که اگر داشت کار به تعطیلی و بیرون راندن مجریان طرحهای جنگلداری اکونومیک از جنگلهای هیرکانی نمیکشید.
درخواست مردم و توده دغدغهمندان امنیت زیستی ایران امروز، پیرایش و ویرایش این نگاه مندرس و شکست خورده است. اگر دانش و توان و انگیزهای در میان کارشناسان و کارگزاران منابع طبیعی کشور هست، نباید تنها در هیرکانی متمرکز شود. بوم سازگان تمدن ساز زاگرس، با روزگاری بسیار نگران کنندهتر از بوم سازگان هیرکانی دست و پنجه نرم میکند و بایسته و شایسته است تا به این بیمار فراموش شدهی در حال مرگ هم پرداخته شود.
امید است تا شب بومسازگان زاگرس که با یاری شبهای بخارا، عصر یکشنبه پنجم اسفندماه در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار میشود، آغازی بر پایان این بیداد شود و بغض فروخفته در قلب بوم سازگان زاگرس را فریاد و نوشداروی زخمها و دردهایش را پیش از مرگ، چاره سازد که اگر چنین نشود، تمدن، از نخستین خاستگاهش، رخت بر خواهد بست.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: شب بوم سازگان زاگرس برگزار میشود
