تراژدی نبرد چالداران، اشغال تبریز و لزوم شناسایی نسل کشی آذری ها توسط ترکان
به گزارش گلونی احمد کاظمی نوشت:
رجب طیب اردوغان، رییسجمهور ترکیه در سخنرانی خود در «برنامه آموزش رهبری» در «آکادمی سازمان» Teşkilat Akademisi، گفت: «آینده ترکیه روشن است، ستارهاش بیشتر میدرخشد… تاریخ هزار ساله ما در این سرزمینها، این را به وضوح نشان داده است. تُرک، کُرد، عرب با هم بودهاند و پیروزی و شکست را با هم تجربه کردهاند. ملازگرد، پیروزی مشترک تُرک، کُرد و عرب است. چالدران، پیروزی مشترک تُرک، کُرد و عرب است…»
یادآوری نبرد چالدران و مقایسه آن با نبرد ملازگرد توسط اردوغان و استفاده از کلیدواژههای تُرک، کُرد و عرب در این اظهارات و بازنمایی این نبردهای خونین به عنوان تاییدی برای آینده روشن ترکیه، بههمراه افزایش تاریخ چند سدهای عثمانی و ترکیه به هزار سال از طریق مصادره بخشی از تاریخ متطقه، از جنبههای مختلف قابل ارزیابی است. اما آنچه اهمیت دارد تداوم فخر ورزی دولتمردان ترکیه بر پیروزی در جنگ چالدران بدون اشاره به مصائب آن برای ایرانیان میباشد؛ در این خصوص طرح شش نکته ضروری است:
اول، جنگ چالداران را میتوان بزرگترین تراژدی تاریخی ایرانیان نامید چرا که در این جنگ (که در سال ۱۵۱۴ میلادی و در دوره شاه اسماعیل صفوی و سلطان سلیم عثمانی که کشتار چهل هزار شیعه در عثمانی را در پرونده دارد، و بهدنبال تلاش ترکان عثمانی برای دستاندازی به خاک و ناموس ایرانیان صورت گرفت)، دهها هزار ایرانی و در راس آنها آذریهایی که طلایهداران سپاه ایران بودند، شهید و زخمی شدند. یئدی قاراداش (هفت برادر آذری شهید شده در جنگ چالداران) و مزار آنها و شهیدگاه اردبیل، نماد حماسه ایرانیان برای دفاع از این سرزمین است. اگرچه شکست در این جنگ که منجر به اشغال هشت روزه تبریز و شهرهای شمال غرب ایران و وحشیگری و تجاوزات ترکان عثمانی علیه جان، مال و نوامیس آذریهای ایران شد، اما بهدلیل رشادتهای مثال زدنی سپاه ایران، حضور سربازانی از اقوام مختلف ایرانی و حتی حضور تعدادی از بانوان ایرانی و در رأس آنها همسران شاه اسماعیل صفوی در این نبرد برای دفاع از ایران، کارکردهای میهنی، هویتی و ملی این نبرد تراژدیک را در حافظه تاریخی ایرانیان تثبیت کرده است.
دوم، اردوغان در حالی پیروزی در نبرد چالداران را یک پیروزی برای ترکان قلمداد کرده است که به نوشته مورخان دربار عثمانی از جمله سلانیکی افندی و ابراهیم پَچوی افندی، در چندبار اشغال تبریز، دهها هزار آذری در آن شهر و دیگر شهرهای ایران قتل عام شده و به نوامیس آنها توسط ترکان عثمانی تجاوز شد. اردوغان ناخواسته با اظهارات خود به چند واقعیت تاریخی نیز اشاره داشته است؛ که یکی از آنها، نفرت تاریخی ترکان از ایرانیان بهویژه آذریهای ایران میباشد که همواره طلایهدار صیانت از هویت و سرزمین ایران در مقابل تجاوزگری ترکان عثمانی بودهاند. اردوغان به خوبی به این واقعیت تاریخی و نژادی نیز بهطور غیر مستقیم اذعان کرده است که آذریهای ایران که به اشتباه در افواه عمومی کشورمان، تُرک نامیده میشوند، به لحاظ تاریخی و نژادی و ریشههای هویتی و دینی هیچ ارتباطی به تُرکان ندارند وگرنه کشتار آنها افتخاری برای ترکان در دیروز و امروز محسوب نمیشد؛ آنها (آذریها) از نژاد اصیل آریاییاند که با پرچمداری تشیع و در ادوار تاریخی، همواره در مقابل مهاجران بودند اعم از آنکه مهاجر و مهاجم مغول باشد یا تُرک.
سوم، اظهارات اردوغان در خصوص جنگ چالداران در شرایطی صورت میگیرد که امروزه شبکه مزدور قومی وابسته به آنکارا در داخل کشور تلاش میکند، با تحریف هویت آذربایجانی ایرانی، و غیریت سازی (غیرخودی نمایان دادن) آن از هویت ایرانی، اینگونه القا نمایند که آذریها و ترکان یکساناند. این اوج رسوایی و بیهویتی برای این عناصر است که اربابان آنها از کشتار ایرانیان و در راس آنها آذریها در نبرد چالداران بهعنوان پیروزی و چشماندازی روشن برای آینده نام میبرند اما این عناصر بیهویت، برای ترکیزه کردن آذریها و از بین بردن هویت اصیل آنها، به هر دروغی دست میزنند.
چهارم، این افتخار تبریز و آذریها و همه ایرانیان است که علیرغم اشغال چندباره تبریز توسط ترکان عثمانی، اجازه ندادند که کوچکترین اثری از متجاوزان در این مرز و بوم باقی بماند. چنانچه کاترینو زنو، دیپلمات ایتالیایی، تاکید میکند که قیام مردم تبریز و واهمه از تجدید قوای شاه اسماعیل، سلطانسلیم را به ترک سریع تبریز پس از جنگ چالدران مجبور کرد. در دورههای بعدی نیز، بهنوشته مورخان، تبریزیها پس از شکست عثمانی مقابل شاه عباس کبیر و آزادی تبریز در ۱۶۰۳ میلادی، بهصورت خودجوش، اقدام به تنبیه مثالزدنی متجاوزان و باقیماندگان ترکان عثمانی که با زور با دختران تبریزی ازدواج کرده بودند، نمودند که خواندن آن وقایع برای شناخت هویتبانی تبریزیها و آذریها برای تمامی بدخواهان هویت ایرانی و عناصر مزدور کنونی آنها، عبرت آموز خواهد بود.
پنجم، مقایسه جنگ چالداران با جنگ ملازگرد و مطرح کردن این دو در کنار هم نیز دارای معانی متعددی است. در نبرد ملازگرد که در سال ۱۰۷۱ میلادی میان ترکان سلجوقی که بعدها بسیاری از آنها در تمدن ایرانی جذب شدند با روم شرقی در نزدیکی مانزیکرت نزدیک به ملازگرد امروزی در استان موش ترکیه صورت گرفت، و منجر به تصاحب اراضی روم شرقی در آناتولی شد، لشگریان مقابل، مسلمان نبودند اما در نبرد چالداران، لشگریان مقابل علاوه بر ایرانی و آذری بودن، مسلمان نیز بودند. بنابراین، چنین مقایسهای در بطن خود همان رویکرد رافضی و خارج از دین خواندن شیعیان و ادامه نگاههای فرقهای به ایرانیان را دارد.
ششم، ترکان عثمانی پرونده قطوری از نسل کشی، کشتار و غارت را علیه اقوام و اقلیتهای مختلف از جمله ارامنه، یونانیها، کُردها، عربها، علویها، شیعیان و لازها را از بالکان تا قفقاز را دارند. علیرغم اینکه برخی از این کشتارها از جمله کشتار ۱۹۱۵ ارامنه به خوبی برای جهانیان شناسانده شده و منجر به عذرخواهی مقامات ترکیه شده است، اما بهدلایل متعدد که بخشی از آن به سیاست و نفوذ تاریخی انگلستان در ایران برمیگردد، موضوع نسلکشی آذریها توسط ترکان عثمانی چه در اشغال تبریز پس از جنگ چالداران (۱۵۱۴) و چه در اشغال آن در سال ۱۵۸۵ میلادی مطرح نشده است. این در شرایطی است که کتب و رسالههای مفتیان و مورخان عثمانی و دیگر مستندات تاریخی از کشتار دهها هزار آذری بههمراه ارامنه و کردهای ایرانی و سایر شهروندان در تبریز، اردبیل و دیگر شهرهای ایران حکایت دارد. در چارچوب «عدالت انتقالی» و بر اساس اصل «بی کیفرمانی» در حقوق بینالملل، و برای احترام به روح شهدای چالداران و و سایر قربانیان جنایات ترکهای عثمانی، و با توجه به اینکه هنوز مقامات آنکارا، با افتخار جنگ چالدران را نمونه تاریخی برای چشمانداز آینده ترکیه میخوانند، ضرورت دارد موضوع «نسل کشی آذریها» توسط ترکان عثمانی و صیانت از هویت آذربایجانی در مقابل دستاندازی پانترکیسم، و ترکزدایی از این هویت اصیل، در دستور کار همه دلسوزان این مرز و بوم قرار گیرد.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: پان ترکیسم در ایران جریانی کم نفوذ در میان ترک زبانان
