زندگی نفت و زندگی ما

زندگی نفت و زندگی ما

زندگی نفت و زندگی ما

به گزارش گلونی پنجم‌ خرداد ۱۲۸۷ روزی است که برای اولین بار و از چاه شماره یک در مسجدسلیمان به نفت رسیدند. سال‌ها از آن روزگار گذشته و سرنوشت ما و نفت آن‌قدر در هم عجین شده که شاید کمتر کسی ایران بدون نفت را تصور کند.

فرخ غفاری مورخ، منتقد و کارگردان در مستند «زندگی نفت» تولید شده در سال ۱۳۴۲ شمسی به قصه نفت در ایران می‌پردازد. نریشن این مستند و فضای موسیقیایی آن به نحوی طراحی شده که حس پیروزی بر طبیعت را القا کند و می‌کند. به نحوی که اگر مسافر تاریخ باشید و برگردید به سال‌های ساخت این مستند یا دست‌کم کمی قبل از آن؛ از مراحلی که برای استخراج و استحصال نفت صورت می‌گیرد؛ قطعا حیرت خواهید کرد.

اما متاسفانه یا خوشبختانه مسافر تاریخ نیستیم و حالا در سال ۱۴۰۴ و ۱۱۷ سال پس از فوران نفت در مسجدسلیمان؛ همگی کمابیش می‌دانیم که قصه نفت در ایران چه بود و زندگی ما با نفت چگونه گذشت. قصه نفت با هویت ملی ما گره خورده و حالا کمتر کسی است که قصه ملی شدن صنعت نفت را نداند. اما دیگر تکرار عبارت «طلای سیاه» دلمان را نمی‌لرزاند یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت سر کیف نمی‌آییم از سرزمینی که روی نفت خوابیده و…

دولت‌های رانتیر با اتکا به همین نفت عمر چند نسل ایرانی را تغییر داده‌اند و توسعه بر مبنای نفت همان چاه عمیقی است که سالیان سال در آن گرفتاریم. سیاه و عمیق مثل خود نفت، طلای سیاه.

جایی از مستند گوینده این جمله را با غرور می‌خواند «نفت آمد و صحرا آباد شد…» و همه چیز را در گرو آمدن نفت توصیف می‌کند. از مدرسه و راه و مسجد تا فرودگاه و بیمارستان و… کاش برگردیم عقب و دکمه توقف را بزنیم و چاه شماره یک را کور کنیم و مسیر توسعه ایران را بدون نفت برنامه‌ریزی کنیم. تا زمانی که نفت داریم آش همان آش و کاسه همان کاسه است…

جمله پایانی مستند گویا مخاطبش خود ما هستیم: «خام بود، پخته شد و شما آن را می‌سوزانید» و گویی این عمر ماست که شبیه نفت، از دست می‌رود.

پایان پیام

نویسنده: انوشه میرمجلسی

بیشتر بخوانید: نگاهی به مستند بازگشت دوباره ساخته فرهاد ورهرام

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید