علیرضا خزایی از قرارداد بروس زکی خان در عصر فتحعلی شاه قاجار می‌گوید

اهمیت قرارداد بروس زکی خان در عصر فتحعلی شاه قاجار

علیرضا خزایی از قرارداد بروس زکی خان در عصر فتحعلی شاه قاجار می‌گوید

قرارداد بروس-زکی‌خان؛ گفت‌وگویی با علیرضا خزایی درباره یکی از قراردادهای مهم و شاهکار فراموش شده تاریخ دیپلماسی ایران در عصر فتحعلی‌شاه قاجار

به گزارش خبرنگار گُلوَنی؛ خبرگزاری اَمُرداد پیش از این گفتگویی با ایشان تحت عنوان «در سایه‌ پدر و برادران؛ گفتگویی با علیرضا خزایی پیرامون چهره تاریخی حسینعلی‌میرزا فرمانفرما» درباره اهمّیت کارنامه تاریخی حسینعلی‌میرزا فرمانفرما داشته است که در اَمُرداد شماره 488 و به کوشش آقای فرشید ابراهیمی به چاپ رسیده است و گفتگوی امروز خبرگزاری گُلوَنی با آقای علیرضا خزایی که به سعی و اهتمام آقای فرشید ابراهیمی فراهم گردیده است، دنباله و تکمله‌ای بر آن گفتگوست.

جناب خزایی، خیلی سپاسگزاریم از اینکه دگرباره قبول فرمودید که با یکدیگر گفتگویی داشته باشیم. اگر موافق باشید، چون قرارداد بروس-زکی‌خان، از دست‌آوردهای محمّدزکی‌خان نوری، وزیر ایالت فارس در دوران حکومت جدّ شما، حسینعلی‌میرزا فرمانفرما، بر آن ایالت است گفتگوی خودمان را از اهمیّت و جایگاه ایالت فارس در دیپلماسی عصر قاجار و نخستین حضور سفرای بریتانیایی در دربار فارس آغاز کنیم.

من هم از شما سپاسگزارم آقای ابراهیمی عزیز که فرصت این گفتگو را در اختیار من قراردادید. اتفاقاً این موضوع مبدأ خوبی است برای بحث و گفت‌وگوی ما. ایالت فارس در این مقطع زمانی که ما از آن صحبت می‌کنیم، تنها محدود به استان فارس امروزین یا قدری فراتر از آن نیست، و ما با ایالتی بسیار گسترده‌تر مواجهه داریم. ایالت فارس در آن تاریخ، فارس و بنادر، جزایر خلیج‌فارس، بهبهان، کهگیلویه، بختیاری، رامهرمز، فلاحیه، هندگان و بوشهر را در بر می‌گرفت و چون عمده سفرای بریتانیایی از مسیر بندر بوشهر، که کمپانی هند شرقی در آن شهر دارای یک نمایندگی رسمی بود، به خاک ایران وارد می‌شدند، نخستین ارتباط‌های ایشان با حکومت وقت در ایران، به واسطه حاکم بوشهر که منصوب حاکم ایالت فارس، یعنی حسینعلی‌میرزا فرمانفرما بود شکل می‌گرفت و براساس تاریخ‌ها و گزارش‌های رسمی دوره قاجار و البته، گزارش‌ها و اسناد برجای‌مانده از کمپانی هند شرقی و فرستادگان بریتانیایی نیز مطلعیم که این سفرا و هیئت‌های همراه ایشان، دیدارهایی هم با حسینعلی‌میرزا فرمانفرما در شیراز که مقر ایالت فارس بوده است نیز داشته‌اند و چنانکه در ادامه اشاره خواهد شد.

فتحعلی‌شاه قاجار در یک مقطع زمانی و تحت شرایطی خاص، اختیار کلیه امور خارجی ایران در موضوع کمپانی هند شرقی بریتانیا را به حسینعلی‌میرزا فرمانفرما تفویض می‌نماید و دستور می‌دهد که نمایندگان و فرستادگان کمپانی هند شرقی، می‌بایست که برای مذاکره به شهر شیراز و دیدار حسینعلی‌میرزا فرمانفرما بروند؛ و باز مطابق همین تاریخ‌ها و گزارش‌ها، می‌دانیم که نخستین سفیر بریتانیایی که با حسینعلی‌میرزا فرمانفرما دیدار نموده، سِرجان ملکم است که در سال 1215ق و در شهر شیراز، سه مرتبه با ایشان دیدار داشته است. در زمان آن دیدار، چراغعلی‌خان نوری عهده‌دار سمت وزارت و پیشکاری ایالت فارس و حسینعلی‌میرزا فرمانفرما بوده و نصرالله‌خان قراگوزلو از همدان نیز فرماندهی سپاه را برعهده داشته است و برخی منابع از پیش‌آمدن برخی دل­خوری‌ها و کدورت‌ها میان چراغعلی‌خان نوری و سِرجان ملکم بر سر تشریفات فوق‌العاده خاص دربار فارس و تأکیدات چراغعلی‌خان بر لزوم رعایت تمامی آن­ها به صورت ویژه و دقیق حکایت کرده‌اند.

علیرضا خزایی از قرارداد بروس زکی خان در عصر فتحعلی شاه قاجار می‌گوید

علیرضا خزایی در نشست «بزرگداشت تاریخچه روابط فرهنگی و دیپلماتیک ایران و اتریش با نگاهی بر آثار ایران‌شناسان اتریشی»- عکاس: محیا رمضی.

این واگذاری اختیارات مربوط به گفت‌وگو و مذاکره با فرستادگان و نمایندگان کمپانی هند شرقی در ایران به حسینعلی‌میرزا فرمانفرما، دقیقاً مربوط به چه تاریخی است؟

پس از انعقاد عهدنامه فینکنشتاین در 25 صفر 1222ق میان دولت‌های ایران و فرانسه، که در آن زمان تحت حکومت ناپلئون بناپارت بود، روابط ایران و بریتانیا دچار فراز و نشیب‌هایی شد؛ و ما البته پیش از آن نیز در روابط هر دو کشور شاهد بروز این اختلافات هستیم. یکی از اختلافاتی که پس از انعقاد عهدنامه مورد بحث میان ایران و بریتانیا رخ داد، در زمان سفر دوم سِرجان ملکم به ایران است که از 10 مه الی 15 ژوئن 1808م (مصادف با 14 ربیع­الأول الی 20 ربیع­الثانی 1223ق) به طول انجامیده، و هدف از سِرجان ملکم از آن سفر را می‌توان مرتبط با موضوع عهدنامه فینکنشتاین میان دولت‌های ایران و فرانسه دانست. مطابق اسناد و گزارش‌های تاریخی، اقامت سِرجان ملکم در بندر بوشهر و شهر شیراز یک ماه بوده و این سفیر، اجازه حرکت به سمت تهران برای دیدار با فتحعلی‌شاه قاجار را نیافته و مطابق دستوری که از تهران به شیراز می‌رسد، حسینعلی‌میرزا فرمانفرما عهده‌دار رسیدگی به امور مربوط به کمپانی هند شرقی اعم از پذیرش نمایندگان آن کمپانی می‌شود و چون سِرجان ملکم چنین مسئله‌ای تاب نمی‌آورد و آن را توهین به خود قلمداد می‌کند، ایران را به مقصد هندوستان ترک می‌نماید.

و ما تکرار این برخورد ایران با کمپانی هند شرقی بریتانیا را در زمان سفارت کاپیتان پاسلی نیز شاهد هستیم. در منابع و گزارش‌های تاریخی صراحتاً تصریح شده است که درباریان فارس به این فرستاده بریتانیایی گفته‌اند که عهده‌دار امور مربوطه حسینعلی‌میرزا فرمانفرما، حاکم ایالت فارس، است و باز شاهد دیگر برای این مسئله، نامه‌ای است از عبدالله‌خان امین‌الدوله، که دو مرتبه در دوران فتحعلی‌شاه قاجار به صدارت عظمی دست یافت، خطاب به سِر هنری ویلوک که در کتاب جوزف کمبل نیز به آن اشاره شده است و در آن نامه، عبدالله‌خان امین‌الدوله به ویلوک اعلام می‌کند که اگر کمپانی هند شرقی یا دولت هندوستان قصد دارد که سفیر یا نماینده‌ای به ایران بفرستد، این سفیر یا نماینده نه در تهران، که در شیراز و به توسط حسینعلی‌میرزا فرمانفرما به حضور پذیرفته خواهد شد و این شرایط تا سال 1224ق برقرار بوده است و سفیری که در این تاریخ به ایران اعزام شده، همان سِر هارفورد جونز مشهور است.

می‌دانم که شما یادداشتی درباره چند نامه فارسی از سِر هارفورد جونز در دست تألیف دارید و قطعاً گفتنی‌ها درباره او بسیار است، اما برای اینکه بتوانیم در مسیر اصلی گفت‌وگو باقی بمانیم و به پیش برویم می‌خواهم این سوال را بپرسم که آیا در زمان حضور سِر گور اوزلی و کلنل سِر جان مک­دونالد کینر هم این اصل برقرار بود و کماکان نمایندگان و فرستادگان می‌بایست که به حضور حسینعلی‌میرزا فرمانفرما در فارس می‌رسیدند؟

پس از سِر هارفورد جونز، ابتدا سِر گور اوزلی و بعد هم سِر جان مک­دونالد کینر به ایران آمدند و مسیری که هر یک برای رفتن به تهران و دیدار با فتحعلی‌شاه قاجار پیمودند از نظر تمایل فتحعلی‌شاه قاجار به پذیرش ایشان و البته، برخوردهایی که با درباریان فارس داشتند، متفاوت است. سِر گور اوزلی سفیری بود که برای انعقاد یک قرارداد به ایران آمده بود و انتظار داشت که فتحعلی‌شاه قاجار، نمایندگانی را برای استقبال از او به بندر بوشهر یا دست­کم فارس فرستاده باشد اما بالعکس در بندر بوشهر مورد استقبال یک افسر نظامی به نام محمّدزکی‌خان نوری که در آن زمان همسر همدم‌سلطان خانم، خواهر بطنی حسینعلی‌میرزا فرمانفرما، بود و به این طریق داماد فتحعلی‌شاه قاجار به‌حساب می‌آمد قرار گرفت که اگرچه بعدتر با طی مدارج به وزارت و پیشکاری ایالت فارس و حسینعلی‌میرزا فرمانفرما دست یافت اما در آن زمان، یکی از افسران نظامی ایالت فارس به حساب می‌رفت که از جانب حسینعلی‌میرزا فرمانفرما مأمور به نظم برخی از ولایات جزو قلمرو ایالت فارس نیز می‌شد.

هرچند گزارش‌ها نشان می‌دهند که اوزلی در شهر شیراز مورد استقبال درباریان فارس قرارگرفته و حدود سه ماه هم در فارس اقامت کرده و دیدارهایی متعدد با حسینعلی‌میرزا فرمانفرما و رجال مختلف ایالت فارس داشته و سپس به سمت تهران حرکت کرده است. اما درباره سِر جان مک­دونالد کینر، به نظر می‌رسد که او پس از گشوده شدن باب مکاتبات میان حسینعلی‌میرزا فرمانفرما و حکومت کمپانی هند شرقی در هندوستان صورت پذیرفته است و فتحعلی‌شاه قاجار و درباریان تهران نیز نسبت به او احترامات بسیاری نشان داده‌اند. درباره مکاتبات میان حسینعلی‌میرزا فرمانفرما و حکومت کمپانی هند شرقی در هندوستان هم باید بگویم که خوشبختانه من اسکنی خوانا از کتابچه‌ای که در بر گیرنده تعدادی از این مکاتبات است را در اختیار دارم که به خطی خوش نگاشته شده‌اند و تلاش دارم که آن کتابچه را در سنوات آتیه و پس از انتشار دیگر آثاری که فی‌الحال در دست تصحیح، ترجمه و تألیف قراردارند، منتشر نمایم.

چه خبر مسرّت بخشی و امیدوارم که این کتابچه و دیگر آثار شما هرچه زودتر منتشر شوند و در دسترش عموم مخاطبان و محققان قرار بگیرند، هر چند می‌دانم که شما فوق‌العاده در امر تحقیق دارای وسواس هستید. می‌دانیم که برخی از عوامل مؤثر در انعقاد قرارداد بروس-زکی‌خان، ریشه در اختلافات میان ایران و اعراب ساکن سواحل جنوبی خلیج‌فارس دارد. به صورت کلی در زمان پیش از انعقاد این قرارداد، روابط ایران و اعراب ساکن سواحل جنوبی خلیج‌فارس، در چه شرایط و مرحله‌ای قرار داشته است؟

البته که ریشه‌های تاریخی این موضوع را می‌توان به تقریب تا ایّام حکومت واپسین شاهان خاندان صفوی به عقب برد، اما چون وقت ما کوتاه است، اجمالاً از واپسین سال‌های حکومت خاندان زند به بعد را در نظر می‌گیریم. مقارن با واپسین سال‌های حکومت خاندان زند در ایران و برآمدن آقامحمدخان قاجار، قبایل و عشیره‌های عرب ساکن نواحی چون بحرین و سواحل جنوبی خلیج‌فارس، نسبت به دولت ایران، دارای رویکردهای متفاوتی بودند. برای نمونه، خاندان آل خلیفه در بحرین نسبت به آقامحمدخان قاجار و دولت ایران ابراز تابعیت نمودند و آقامحمدخان قاجار هم حکومت شیخ نصر آل مذکور که از اعراب ایران و رؤسای قبایل و عشایر وفادار به دولت ایران بود را بر بحرین تصدیق نمود اما نسبت به سلطان عمان که در ابتدا مورد تفقد قرارداده بود، به دلیل تلاش‌های سلطان بر دست انداختن به سواحل ایران در شمال خلیج‌فارس، رویکردی دیگر اتخاذ نمود و اگر قتل آقامحمدخان قاجار پیش نمی‌آمد، می‌بایست شاهد یک واکنش نظامی سخت از جانب او نسبت به اعراب عمان می‌بودیم.

در دوره فتحعلی‌شاه هم خاندان آل خلیفه از جانب فتحعلی‌شاه حکم حکومت بر بحرین داشتند و هر فردی که از این خاندان به حکومت می‌رسید، با حکم و فرمانی از جانب فتحعلی‌شاه قاجار رسمیت و مشروعیت می‌یافت و سکه‌هایی به نام او در بحرین ضرب می‌شد و رواج داشت و بحرین همه ساله خراج خود را به خزانه ایالت فارس می‌فرستاد و شیوخ خاندان آل خلیفه خود را بخشی از ایران و تابع دولت ایران قلمداد می‌نمودند. زمانی‌که ایران در خلال سنوات 1218- 1243ق درگیر دو دوره جنگ‌های سخت و سهگین با دولت روسیه در مرزهای شمالی و دست و پنجه نرم کردن با بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میان دو جنگ بود، دولت بریتانیا و اعراب ساکن سواحل جنوبی خلیج‌فارس، تحرکاتی علیه دولت ایران داشتند که سرانجام در سال 1235ق بروز یافت. مطابق گزارش‌های جوزف کمبل، دربار فارس در این بازه زمانی نسبت به تحرکات کمپانی هند شرقی در خلیج‌فارس آگاه و معترض بوده و برای حفظ حق حاکمیت خود بر جزیره بحرین، به واسطه ابلاغ رسمی به نمایندگی کمپانی هند شرقی در بندر بوشهر و نیز فرستادن سفیری به هندوستان اقدام و مراتب اعتراض خود را اعلام کرده و برای انجام مذاکراتی رسمی با کمپانی هند شرقی نیز ابراز تمایل نموده است و می‌شود این اقدامات دربار فارس در قبال مسئله خلیج‌فارس را منطبق بر قواعد دیپلماتیک دانست. ضمن اینکه مطابق گزارش‌های تاریخ‌ها و اسناد تاریخی به‌دست رسیده، مطلعیم که حسینعلی‌میرزا فرمانفرما و افسران نظامی فارس، سلسله عملیات‌هایی نظامی علیه اعراب عمان را در دستور کار قرارداده‌اند که به دفع تهاجمات آن­ها به سواحل شمالی خلیج‌فارس و جزایر خلیج‌فارس که تحت حاکمیت ایران بوده‌اند انجامیده و دست­کم تا پایان روزگار فتحعلی‌شاه قاجار، این مسئله را مختومه داشته است. گذشته از این، به موجب تاریخ‌ها و اسناد می‌دانیم که حسینعلی‌میرزا فرمانفرما، به قصد اتحاد با سلطان عمان و پایدار نمودن روابط حاصله نیز یکی از دختران خودش را به عقد و ازدواج سعید بن سلطان بن احمد آل بوسعیدی، سلطان عمان در آورده است و این مسئله به پایداری شرایطی که به نفع دولت ایران بوده است انجامیده و بحران دست‌اندازی‌های اعراب ساکن سواحل جنوبی خلیج‌فارس به سواحل شمالی که تحت حاکمیت ایران بوده است، به وسیله ترکیبی از اقدامات نظامی و دیپلماتیک، برای مدتی به پایان رسیده است.

برای خود من به ویژه بخش مربوط به ازدواج یک شاهدخت ایرانی با سلطان عمان فوق‌العاده جالب بود. اگر موافق باشید بحث را به سمت خود قرارداد بروس-زکی‌خان که موضوع اصلی ماست ببریم. این قرارداد چگونه امضا شد و مفاد آن چیست؟

نماینده اعزامی دربار فارس به هندوستان، سرانجام موفق می‌شود تا موافقت فرمانروای هند برای مذاکره بر سر اختلافات پیش‌آمده میان دولت‌های ایران و بریتانیا را کسب نماید و از طرف دولت بریتانیا، ویلیام بروس، مأمور ویژه کمپانی هند شرقی که مقیم بندر بوشهر بود، و از طرف دربار فارس به نیابت از دولت ایران نیز محمّدزکی‌خان نوری، که در آن زمان دیگر عهده‌دار سمت وزارت و پیشکاری ایالت فارس و حسینعلی‌میرزا فرمانفرما بود، با یکدیگر مذاکره نموده، در 12 ذی‌الحجه 1237ق معاهده شیراز که به قرارداد بروس-زکی‌خان نیز مشهور است را منعقد ساختند که البته بعدتر به مسائل مختلفی انجامید.

ساختار کلی این قرارداد ساده است، به‌گونه‌ای که دارای یک مقدمه درباره تمایل دولت‌های ایران و بریتانیا برای رفع خصومت‌های رخ داده و 5 ماده را در بر می‌گیرد. از میان مواد موجود در این قرارداد، ماده دوم بیش از سایرین برای ما مهم است. در این ماده به صراحتاً بحرین به لحاظ تاریخی جزوی از خاک ایران و تابع ایالت فارس شناخته شده است و طرف بریتانیایی تعهد داده است که به اعراب ساکن آن جزیره در جریان خودسری‌ها و سرکشی‌هایشان علیه ایران هیچ کمکی ننماید و در ماده سوم نیز طرف بریتانیایی متعهد شده است خسارات وارده به بنادر لنگه و چارک را نیز جبران نماید. در ماده پنجم نیز ما شاهد یک نکته بسیار جالب هستیم. مطابق این ماده، دولت بریتانیا برای مدت پنج سال می‌تواند که ناوگان خود را در یکی از بنادر خلیج‌فارس متوقف نماید، و پس از پنج سال می‌بایست که ناوگان بریتانیایی، خلیج‌فارس را ترک نماید. این خروج، مستلزم جایگزینی ناوگانی دیگر است، که البته در همین ماده، دولت بریتانیا متعهد به حمایت از حسینعلی‌میرزا فرمانفرما برای تأمین کشتی‌های مورد نیاز ناوگان ایرانی از هند شده است.

با این نکات، می‌توان این قرارداد را یکی از شاهکارهای دیپلماسی ایران در عصر قاجار دانست؛ چراکه محمّدزکی‌خان نوری موفق شده است تا چنین امتیازات مهمی را از دولت بریتانیا به نفع دولت ایران بگیرد. آیا این تفسیر درست است؟

اگر بخواهیم تنها آنچه که بر روی کاغذ نوشته شده است را مورد توجه قرار بدهیم، بله، کاملاً حق باشماست و این یک شاهکار در دیپلماسی ایران عصر قاجار است و نشان می‌دهد که برخلاف باور عام و آنچه که می‌توان تأکید بر نقاط ضعف تاریخ عصر قاجار در آثار پسینی خواند، در ایران عصر قاجار شاهد توجه به منافع ملی و تلاش برای حفظ و حراست از آن­ها نیز بوده‌ایم. اما به نوعی هم خوش خیالی است اگر گمان کنیم که دولت بریتانیا، که در آن زمان سیاست‌هایش میل بیشتری به حضور در خلیج‌فارس داشت، چنین اجازه‌ای به دولت ایران می‌داد و به دولت ایران کمک می‌کرد تا ناوگان خود را در خلیج‌فارس ایجاد نموده، قدرت خود را در خلیج‌فارس و جزایر آن تحکیم سازد و حاکمیت ایران بر آن سواحل و جزایر را تثبیت کند. کما اینکه پس از امضای قرارداد بروس-زکی‌خان نیز دولت بریتانیا که از مفاد آن عملاً رضایت نداشت، اعلام کرد که ویلیام بروس از جانب دولت بریتانیا برای نگاشتن چنین قراردادی دارای اختیارات کافی نبوده است و هرگز این قرارداد را نپذیرفت. این موضوع به صراحت در نامه ارسالی از جانب الفین اِستون برای حسینعلی‌میرزا فرمانفرما بازتاب یافته است و اسناد موجود نیز اشاره به ارسال نامه‌هایی از جانب الفین اِستون برای سلطان عمان و شیخ بحرین دارند که مذاکرات ویلیام بروس را به رسمیت نشناخته است.

پس برای همین بود که شما در بخش پیشین اشاره نمودید که پس از انعقاد این قرارداد، واکنش‌های حاصله از آن به مسائل گوناگونی انجامید، درست است؟ و اگر ممکن است این نکته را هم توضیح بفرمایید که آیا دولت ایران نیز به این برخورد بریتانیایی‌ها، واکنشی نشان داد؟

بله و یکی از آن موارد همان عدم پذیرش قرارداد از جانب بریتانیایی‌ها بود که بیان شد. فقره دیگری از مسائلی که پیش آمد، اتفاقاً مرتبط با بخش دوم پرسش شماست. به این اعتبار که فتحعلی‌شاه قاجار هم پس از کسب اطلاع از مذاکرات صورت پذیرفته میان حسینعلی‌میرزا فرمانفرما و بریتانیایی‌ها، فوق‌العاده خشمگین می‌شود و فرزندش را به تهران احضار می‌کند تا پاسخ­گوی این مسئله باشد. اینکه چرا فتحعلی‌شاه با حسینعلی‌میرزا فرمانفرما چنین برخوردی داشته است را می‌توان نتیجه عوامل متعددی دانست اما از آن میان دو عامل مهم­تر است. نخست دسیسه طرفداران و عوامل ایرانی موافق و متنفع از سیاست‌های بریتانیا در تهران و دوم، واکنش احتمالی برخی طرفداران عباس‌میرزا نایب‌السلطنه؛ و اینکه بخواهیم بگوییم فتحعلی‌شاه نیز به تأسی از سیاست و رفتار بریتانیایی‌ها قصد داشت تا نشان بدهد که حسیتعلی‌میرزا فرمانفرما فاقد هرگونه صلاحیت و اختیار در این مذاکرات بوده است خطاست، چون به گواه تواریخ و اسناد، مطلعیم که فتحعلی‌شاه قاجار اختیارات تامه‌ای را به حسینعلی‌میرزا فرمانفرما واگذار کرده بود و او در چهارچوب اختیارات و اجازه­‌ایی که دربار به او داده بود به چنین اقدامی مبادرت کرده است. فراموش نباید کرد که در دربار فارس، به جز محمّدزکی‌خان نوری که فردی بسیار کیّس و سیّاس بود، افرادی همچون میرزا محمّدعلی‌خان مشیرالملک خفرکی، میرزا محمدعلی‌خان قوام‌الملک شیرازی و امثالهم حضور داشته‌اند و اگر چنین اقدامی خلاف دستورات و اختیارات واگذار شده از جانب فتحعلی‌شاه به حسینعلی‌میرزا فرمانفرما به نظر می‌رسید، جمله این رجال که از سیاستمداران به‌نام ایرانی نیمه نخست ایّام حکومت خاندان قاجار در ایران به‌شمارند، مانع از اقدام حسینعلی‌میرزا فرمانفرما برای انعقاد چنین قراردادی با دولت بریتانیا می‌شدند.

به نظر اینجانب، همان دو عامل محتمل‌ترند. عامل نخست که همان مسئله دسیسه مخالفان حسینعلی‌میرزا فرمانفرما است که از قبل سیاست‌های بریتانیا متنفع بودند و ما حتی بازنمود این دیدگاه را می‌توانیم در مقاله‌ای از مرحوم جهانگیر قائم‌مقامی با عنوان «گوشه‌ای از تاریخ ایران: توطئه حسینعلی‌میرزا فرمانفرما در فارس» که در سال 1331 خورشیدی در مجله یغما انتشار یافته است را ملاحظه نماییم و به صراحت مشهود است که شواهد گردآمده از جانب مرحوم قائم‌مقامی در آن مقاله، از جمله شواهد پراکنده و مرتبط با واگذاری اختیار مذاکرات با بریتانیایی‌ها به حسینعلی‌میرزا فرمانفرما و البته، مسائل پیش آمده پس از انعقاد قرارداد بروس-زکی‌خان است و می‌بایست این شواهد و داده‌ها را در روایتی کلان­تر و با دیدگاهی گسترده‌تر مورد بررسی و تفسیر قرارداد. عامل دوم نیز به وضوح در یکی از این نامه‌های مورد اشاره مرحوم قائم‌مقامی در آن مقاله مشهود است. چراکه پس از دور نخست جنگ‌های ایران و روسیه، برخی مخالفان عباس‌میرزا نایب‌السلطنه سعی در عزل او از ولیعهدی داشتند و شاهزادگانی چون حسینعلی‌میرزا فرمانفرما و حسنعلی‌میرزا شجاع‌السلطنه را به عنوان گزینه‌هایی مطلوب برای تصدی ولیعهدی مطرح می‌نمودند. به نظر می‌رسد که برخی هواداران ابقای عباس‌میرزا نایب‌السلطنه در مقام ولیعهدی، در پس احضار حسینعلی‌میرزا فرمانفرما به تهران و تلاش برای تأمین منافع شخصی جلوه دادن قرارداد بروس-زکی‌خان در چشم فتحعلی‌شاه، نقش داشته‌اند و این مقوله را می‌بایست در قالب اختلافات سیاسی آن سال‌ها در درون بدنه دولت قاجار و در فرصتی دیگر مورد بررسی و ارزیابی قرارداد که از حوصله این گفت‌وگو خارج و جوانب و سابقه آن هم بسیار گسترده و دیرپای و پر فراز و نشیب است.

و به عنوان نکته پایانی، چون پیش از گفت‌وگو گفتید که از قضا قصد دارید تا در آینده، مقاله‌ای مفصل در مورد قرارداد بروس-زکی‌خان و مواضع اتخاذی دولتین ایران و بریتانیا درباره این قرارداد و اختلافات داخلی پیش آمده در بدنه دولت قاجار در این مورد بنویسید، ممکن است که برای مخاطبان علاقه‌مند ما، منابع یا مقالاتی را معرفی بفرمایید که تا آن زمان، بتوانند اطلاعاتی بیشتر در این مورد کسب کنند؟

به جز آن مقاله مرحوم قائم‌مقامی که البته شواهد را به‌گونه‌ای پراکنده تجمیع و نفسیر نموده است، دو مقاله مهم دیگر عبارت‌اند از «قراداد صلح عمومی؛ هدف‌ها و پی‌آمدها (۱۸۲۰ م/ ۱۲۳۵ ق)» و «واکاوی قرارداد ۱۲۳۷ه ایران ـ انگلستان» که در مجلات علمی انتشار یافته‌اند و به صورت برخط و رایگان نیز در دسترس عموم قراردارند. از طرفی کتاب دکتر محمّدباقر وثوقی، با عنوان تاریخ خلیج‌فارس و ممالک همجوار نیزکه توسط انتشارات سمت منتشر شده است از جمله منابع مفیدی است که در این مورد صحبت نموده و شواهد را مورد بررسی و ارزیابی قرارداده‌اند. مخاطبانی که بیش از این هم علاقه‌مند به مطالعه در این مورد باشند، می‌توانند از فهرست منابع و مآخذ همین کتاب و مقالات معرفی شده استفاده کرده و اطلاعاتی بیشتر کسب نمایند.

 

علیرضا خزایی زاده ۲۳ مهر ۱۳۷۹ در شهر کنگاور است. علیرضا خزایی تحصیلات خود را در کارشناسی تاریخ دانشگاه تهران (۱۳۹۹-۱۴۰۳) به سرانجام رسانده و به‌عنوان نفر نخست ورودی ۱۳۹۹ تاریخ دانشگاه تهران، مطابق با قوانین پذیرش استعداد درخشان دانشگاه تهران برای مقطع کارشناسی­‌ارشد، مشغول به تحصیل در رشته تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران شده است.

از نمونه نوشته­‌ها و تصحیحات علیرضا خزایی می­‌توان مقاله «بررسی و خوانش شرح‌حال خودنوشتِ امیراسماعیل­‌میرزا معزالدوله در عصر ناصری» (منتشر شده در جلد دوم از مجموعه به یاد ایرج افشار)، تصحیح «رموزالسیاحه» نوشته­ نجفقلی‌میرزا والی (در دست انتشار)، تصحیح دوباره «سفرنامه رضاقلی­‌میرزا نایب‌الایاله» (در دست انتشار) و برخی اسناد عبدالصمدمیرزا عزالدوله (در دست انجام) را برشمرد. او هم­چنین کتاب­‌هایی با عناوین «الواح میخی و طُرُق نگاشتن تاریخ» از مارک فَن­دِمیروپ و «اوروک؛ نخستین شهر» از ماریو لیورانی را به فارسی برگردان نموده است که در دست انتشار قرار دارند و آثار مهمی در زمینه­ روش پژوهش در تاریخ باستان به شمار می‌­روند.

پایان پیام

مصاحبه و تدوین متن: فرشید ابراهیمی (پژوهشگر تاریخ)

توضیحات عکس: تصویر مربوط به حسینعلی میرزا فرمان‌فرما فرزند فتحعلی‌شاه قاجار است.

بیشتر بخوانید:

ماجرای عقد قرارداد فینکنشتاین

علم تاریخ می­‌تواند پلی برای ارتباط میان دولت ها باشد

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید