گزارش آخرین تابستان روایت پرمکث یک وداع
به گزارش گلونی، کتاب گزارش آخرین تابستان نوشته سهند ایرانمهر و منتشرشده در نشر ثالث، روایتی است در مرز واقعیت و تأمل؛ داستانی ایرانی با زبانی روان و تصویری که مخاطب را به درنگ و تفسیر وامیدارد.
در این اثر، تصویر یک عکس قدیمی به نقطه آغاز تأملی روانشناسانه بدل میشود؛ مسیری از سایه تا نور، از تردید تا کشف، و از حضور یک زن تا اضطراب کبوترهایی که شاید پروازشان ناگزیر است. نویسنده با ظرافت، فضایی روایتمحور اما عمیقاً احساسی خلق کرده که خواننده را درگیر تجربهای درونی میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
کیومرث دوباره به عکس نگاه کرد و گفت: «این زن و این راهپله تو رو یاد چی میندازه؟»
بلند شدم و روبهروی عکس ایستادم. متوجه جزئیات بیشتری شده بودم. سمت چپ راهپله، باز هم پلههایی بود که از فضای تاریکتر پایین به کف میرسید و در پاگرد، نور کمرنگ و بیروحِ لامپ مهتابی پاشیده بود. زن انگار آن پلهها و پاگرد را پیموده بود و حالا پلههای دیگری پیش رو داشت که به فضای پرنورتری منتهی میشد. کبوترهای هراسان، طول مسیر را اشغال کرده بودند. شقیقهام را خاراندم و گفتم: «اولش مضطربم میکنه، ولی بعد آرومم میکنه چون ته راهپله میرسه به سطح، به نور آفتاب.»
کیومرث گفت: «من رو هم مضطرب میکنه، اما اضطرابم رو از بین نمیبره؛ چون هنوز به یقین نرسیدم که اون نور، مال آفتابه یا یه لامپ مهتابی دیگه؟ شاید هم اضطراب کبوترها از چیزیه که میدونن، از گرفتار شدن، از پروازِ ناگزیر… نه حضور یه زن.»
دوباره به عکس دقت کردم. حس کردم در خوشبینیام به انتهای راهپله کمی عجله کردهام.
گزارش آخرین تابستان تجربهای متفاوت در ادبیات معاصر ایران است؛ ترکیبی از نثر تأملبرانگیز و فضاسازی خلاقانه.
پایان پیام
در گلونی بیشتر بخوانید: کتاب دوستی با گراز یک روایت شاعرانه
