قصه ما ایرانی ها و مهاجران فراتر از هشتگ ها
قصه ما ایرانیها و مهاجران قصه این چند سال و چند دهه نیست. اگر کمی به عقب برگردیم ماجرای حضور مهاجران لهستانی در ایران هم از آن دست قصههاست که میتواند روی دیگر مهماننوازی ایرانی را نشان بدهد.
به گزارش گلونی این بخشها گزیدههای کوتاهی است از کتاب «اصفهان شهر کودکان لهستانی» که دربرگیرنده تجربه شگفتانگیز بیش از پنجهزار دختر و پسر لهستانی در طول جنگ جهانی دوم در ایران و بهویژه اصفهان است. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۹۸۷ به زبان لهستانی منتشر شده است؛ مجموعهای که توسط «اعضای انجمن دانشآموزان سابق مدارس لهستان در اصفهان و لبنان» نوشته شده است:
«در پی تجاوز بریتانیا و شوروی به ایران در ۱۹۴۱، شوروی پذیرفت که بخشی از نیروهای لهستانی را به ایران منتقل کند. آوارگان غیرنظامی، که عمدتا زن و کودک بودند، نیز از طریق دریای مازندران به ایران منتقل شدند. نخستین گروه در اولایل فروردین ۱۳۲۱(۱۹۴۲) با چهار کشتی روسی که حامل ۲۹۰۰ نفر سرباز و مهاجر بود، وارد بندرانزلی (پهلوی سابق) شدند.
مردم ایران در دوران مهاجرت لهستانیها با دردهای آنان گریستند و با شادی آن لبخند زدند، در چهره کودکان آواره لهستانی اندوه و غربت کودکان مظلوم خویش را دیدند و نانهای خشکیده سفرههایشان را با این مردم تقسیم کردند، لهستانیها نیز آداب مهمانی را بجا آوردند؛ آراستگی و تمیزی اردوگاههای ایشان، اهتمام مهاجران لهستانی به کار کردن و فعالیتهای مثبت، حضور برخی از این مهاجران در بازار کار ایران و بهویژه به اشتراک گذاشتن مهارتهای خویش با همکاران ایرانی و حضور ایشان در زندگی روزمره ایرانیان، نشان داد که شاعر بزرگ ایرانی مولوی، به درستی گفته بود که «همدلی از همزبانی بهتر است». (صفحه ۱۲)
در آغاز تعداد ۲۵۰ کودک بیسرپرست و کودکان یتیم به اصفهان فرستاده شدند، اما رفته رفته تعداد لهستانیها به ۲۶۰۰ نفر افزایش یافت. در طی سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ حدود ۲هزار کودک لهستانی به اصفهان آمدند، برخی از آنها آنجا ماندگار شدند و بعضی دیگر پس از اقامتی کوتاهمدت به «آفریقا» یا «زلاندنو» فرستاده شدند. (صفحه ۲۰)»
اما برگردیم به این روزگار و حکایت مهاجران افغانستانی در ایران. سالهاست که افغانستانیها به ایران مهاجرت میکنند. هر کدام از ما، همسایه، هممحلی، همکار یا دوستی داریم که افغانستانی باشد. همه ما در سالهای گذشته به این همنشینی و همصحبتی عادت کردهایم گرچه گاهی این همنشینی دستخوش تلاطم شده اما آنچه در نهایت به چشم میآید، همدلی ایرانیها و افغانستانیهاست.
همتباران و همزبانانی که فراتر از همهچیز شریک دردها و جنگهای بسیاری بودهاند.
اما چه شد که کار به اینجا رسید و هشتگها قصه افغانستانستیزی را ساز کردند؟ چه شد که ما ایرانیها که به مهماننوازی شهرهایم ناگهان تبدیل میشویم به افغانستانستیز؟ چقدر این هشتگها و روایتها، روایت اصلی ما ایرانیها را نمایندگی میکند؟ در همین روزها که خبر خروج مهاجران افغانستانیها تیتر یک خبرهاست؛ بههمین اندازه هم واکنشها نسبت به چگونگی این خروج یا اخراج دست به دست میشود. واکنشهایی که نشانههای واضحی از همدلی و دلواپسی دارد؛ نسبت به مهاجرانی که در هیاهوی اخراج از ایران مشکلات بسیاری را متحمل شدهاند.
در همین روزها و با داغ شدن خبرهای خروج مهاجران، خبرنگاران و روزنامهنگاران هم مطالب بسیاری نوشتهاند و نسبت به چگونگی این کار اعتراض کردهاند. از وضعیت بد زنان و کودکان گفتهاند و روایتهای مهاجران را تیتر یک خبرها کردهاند. مطالب بسیاری با نگاهی تحلیل نگاشته شده و ابعاد موضوع را از دل قوانین بیرون کشیدهاند. همه اینها یعنی ما ایرانیها دغدغه مهاجران افغانستانی را داشته و داریم. مهاجرانی که سالهاست بخشی از زندگی ایرانیها هستند و این با هیچ هشتگی قابل انکار نیست.
اما همه چیز در حصار تنگ صفر و یکی قوانین قربانی میشود از جمله همین نگاه ما ایرانیها. وقتی خروج همه مهاجران و اتباع میشود قانون، دیگر مهاجر قدیمی و مهاجر تازهوارد نمیشناسد و نتیجه میشود این که میبینید. زنان و کودکان و مهاجران قدیمی و ریشهدار در خاک ایران هم به چوب همان مهاجران بینام و نشان و تازهواردی رانده میشوند که در سالهای اخیر و بدون نظارت وارد شدهاند. ما ایرانیها رسم مهماننوازی را بلدیم اما آنچه این میان درست اجرا نشده «نظارت» است که اگر درست اجرا میشد این بساط اخراج سراسیمه هم شاید برپا نمیشد.
قصه همسایه بودن و همزبان بودن قصه درازدامنی است و اگر این تنیدگی در دل فرهنگ و هنر هم ریشه دوانده باشد با زدن هشتگها و دست به دست کردن فیلمهایی که همه ایرانیها را نمایندگی نمیکند؛ از هم گسسته نمیشود. روایت ایرانیها از همدردی و همدلی روایت تازهای نیست که به سادگی رهایش کنند و این نکتهای است که نباید در این هیاهو از یاد برود.
پایان پیام
نویسنده: انوشه میرمجلسی
بیشتر بخوانید: تهران تب آلود و بیداری جمعی در دل مشروطه
