چرا قوانین مهاجرتی برای افغانستانی ها به سوختن تر و خشک انجامید؟
به گزارش گلونی موضوع مهاجرت افغانستانیها به ایران، موضوعی پیچیده و چندبُعدی است که شامل جنبههای مختلفی است. در ادامه، مروری داریم به مهمترین قوانین و مقرراتی که جمهوری اسلامی ایران درباره مهاجران افغانستانی در طی سالهای گذشته وضع کردهاست.
دهه ۶۰
بعد از اشغال افغانستان توسط شوروی در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۸)، ایران مرزهایش را باز گذاشت و پذیرای میلیونها مهاجر افغان شد.
در آن زمان، مهاجران افغان «برادران دینی» ما محسوب میشدند و به شکل حمایتی و انسانی، بدون نیاز به گذرنامه و ویزا، پذیرفته میشدند و میتوانستند از خدمات عمومی مانند امکانات آموزشی و درمانی استفاده کنند.
دهه ۷۰
بعد از جنگ تحمیلی و تغییر شرایط در کشور، سیاستهای مهاجرتی سختگیرانهتر شد. یکی از کارهایی که انجام شد، اجرای «طرح شناسایی و سرشماری اتباع بیگانه» برای تعیین وضعیت اقامت مهاجران بود.
تا قبل از ورود طالبان به افغانستان در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵)، ایران با همکاری سازمانهای بینالمللی مانند UNHCR، بازگشت داوطلبانه را ترویج داد و تعدادی از مهاجران به افغانستان بازگشتند. اما پس از ورود طالبان و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم افغانستان، تعداد زیادی از مهاجران، ترجیح به ماندن در ایران داشتند و تعدادی هم از افغانستان وارد ایران شدند.
دهه ۸۰
در این دهه، کارت آمایش برای مهاجران افغانستانی دارای اقامت مجاز که در دهه ۷۰ شناسایی و سرشماری شده بودند، تهیه شد. این کارتها هر سال تمدید میشدند. اما با وجود اینکه کارت آمایش، مدرکی جهت حضور قانونی مهاجران بود ولی فقط در برخی استانها، مجاز به اقامت و تحصیل بودند. کودکان بدون مدرک اقامتی رسمی، از تحصیل در مدارس دولتی در همان استانهای مجاز هم، محروم بودند و مدارس غیردولتی با دریافت هزینههای گزاف، اقدام به پذیرش این افراد میکردند. در کنار همه این موارد، محدودیتهای شغلی هم بسیار وجود داشت.
دهه ۹۰
قوانین سختگیرانه در دهه ۸۰، تا سال ۱۳۹۴ ادامه داشت. در سال ۱۳۹۴، رهبری دستور دادند که همه کودکان افغانستانی، حتی بدون مدرک اقامت، اجازه تحصیل در مدارس دولتی را داشته باشند. اما این قانون باز هم شامل استانهای مجاز میشد و اقامت و تحصیل در استانهای غیرمجاز، حتی با داشتن کارت آمایش، ممنوع و غیرقانونی بود.
در این دهه، کارتهای آمایش همچنان هر سال تمدید میشدند، ولی با پیچیدگیهای بیشتر و قوانین سختگیرانهتر.
در ادامه سختگیریها، مهاجران حق خرید ملک یا زمین در بیشتر مناطق ایران را نداشتند. ازدواج رسمی یک مرد افغانستانی با زن ایرانی نیاز به مجوز داشت و دارد. تا سال ۱۳۹۸، فرزندانی که از مادر ایرانی و پدر غیرایرانی (از جمله افغانستانیها) بودند، تابعیت مشخصی نداشتند. در سال ۱۳۹۸ تا به امروز، با اجرای مصوبهای جدید، این فرزندان میتوانند برای تابعیت ایرانی خود اقدام کنند. این قانون تحول مهمی در وضعیت هزاران کودک افغانستانیای بود که پیشتر از داشتن شناسنامه محروم بودند.
در همین دهه و از سال ۱۳۹۹، اجرای دقیقتر طرحهای غربالگری برای تشخیص مهاجران «مجاز» و «غیرمجاز» شروع شد اما متأسفانه این طرح هم مانند بسیاری از طرحها نیمهکاره رها شد..
دهه جدید (۱۴۰۰ به بعد)
با ورود مجدد طالبان به افغانستان و در دستگرفتن قدرت و اعمال محدودیتهای زیاد به مردم افغانستان، سیل جمعیت افغانستانیها، برای کسب درآمد و ادامه زندگی، وارد ایران شدند. با توجه به این شرایط، درصد زیادی از مهاجران افغانستانی در ایران، فاقد اقامت قانونی هستند و به طبع، در معرض بازداشت، جریمه یا بازگشت اجباری قرار دارند.
در حال حاضر فقط مهاجرانی که اقامت معتبر (مثل کارت آمایش یا گذرنامه با ویزای تحصیلی) دارند، میتوانند در ایران، اقامت، تحصیل و یا شغل با محدودیت خاص داشته باشند. در رابطه با تحصیل، فقط مهاجران قانونی اجازه تحصیل در دانشگاههای ایران را دارند. همچنین در مورد محدودیتهای شغلی، مهاجران دارای کارت آمایش یا کارتهای مشابه، حق اشتغال در برخی مشاغل یدی یا کارگری را دارند و برای شغلهای تخصصی، داشتن «پروانه کار اتباع خارجی» لازم است و هر سال باید تمدید شود.
اما در حالحاضر، با توجه به شرایط پیش آمده در کشور، حضور مهاجران قانونی هم دچار تزلزل شده است. زیرا در تجاوز اسرائیل به خاک ایران، متأسفانه تعداد زیادی از نفوذها و اقدامات مخرب علیه ایران، توسط مهاجران غیرقانونی افغان، بود و این اقدامات، شرایط را برای مهاجران قانونی و افغانستانیهایی که دههها است در ایران زندگی میکنند، سختتر کرد.
قانون ورود و اقامت اتباع خارجی، در ۲۲ ماده، سال ۱۳۱۰ به تصویب رسیدهاست. در طی این سالها در کنار این قانون، قوانین متعددی از سوی سازمانها و ارگانهای مختلف وضع شدهاست. برای برخی از مادههای قانون ورود و اقامت اتباع خارجی، مصوباتی پیشنهاد و اجرا شدهاست. آخرین مصوبه، مصوبه پیشنهادی دارای پنج تبصره برای الحاق به ماده ۱۶ است که در مرداد ۱۴۰۳، تقدیم مجلس شد، اما هنوز قانونی نشدهاست. این مصوبه، بهدلیل اینکه در این قانون ۲۲ مادهای، بند و تبصرهای برای استفاده از خدمات عمومی وجود ندارد، پیشنهاد شد. اهداف کلی این مصوبه، تعیین تکلیف یارانههای پنهان و اخذ هزینههای مربوط به آن از اتباع خارجی است تا بار مالی ناشی از این یارانهها برای دولت کاهش یابد. همچنین از استفاده بیرویه و بدون هزینه از یارانههای پنهان مانند انرژی، آموزش، خدمات عمومی و … توسط اتباع خارجی جلوگیری و باعث ایجاد تعادل در بهرهمندی از این منابع شود.
چرا قوانین مهاجرتی برای افغانستانی ها به سوختن تر و خشک انجامید؟
تمام قوانین و مقرراتی که در طی این سالها تصویب شدهاست، همه به ظاهر، قوانینی درست، بهجا، اخلاقی و برخی از آنها در حیطه عرف بینالمللی هستند و برای مردم ایران و مهاجران قانونی، شرایط مناسبی را فراهم آوردهاست. اما متأسفانه در تمام این سالها، این قوانین توسط مراجع و ارگانهای ذیربط یا اجرا نشدهاند یا کاملاً نیمهکاره رها شدهاند که ماحصل آن، سوختن «تر و خشک» با هم است.
برای مثال، ممنوعیت و محدودیت اقامت در برخی استانها، کار را برای مهاجران قانونی، که سالها در آن استان زندگی میکردند، سخت کرد و مجبور به کوچ اجباری به استانهای دیگر برای زندگی و تحصیل شدند.
یا در رابطه با بیمه و خدمات درمانی، تا قبل از سال ۱۴۰۰، پناهندگان رسمی با کارت آمایش میتوانستند بیمه سلامت پناهندگان را دریافت کنند. بیمه، شامل مواردی مثل بستری، زایمان، جراحی و درمانهای رایج است. اما با مهاجرت تعداد زیادی از افغانستانیها به ایران پس از ورود طالبان و عدم اجرای درست قوانین در کشور، شاهد افزایش موالید در مهاجران غیرقانونی افغان هستیم. بخش درمان نیز مجبور به ارائه خدمات در زایمان است. که همین مورد، موجی از نارضایتی را در مردم ایران بوجود آوردهاست و این باعث انزجار عمومی از همه مهاجران افغانستانی، قانونی و غیرقانونی، شدهاست.
اگر پیش از ورود بیش از اندازه مهاجران غیرقانونی، قوانین در طول این سالها، برای آنهایی که تا پیش از این بهصورت غیرقانونی در ایران حضور داشتند، بهدرستی اجرا میشدند، دیگر نیازی به برخورد قهری و جبر، با همه مهاجران نبود و کسانیکه قصد مهاجرت و پناهندگی بهصورت غیرقانونی به ایران را داشتند، با دیدگاه قوانین سختگیرانه در ایران، تعداد کمی از مردم افغانستان به ایران وارد میشدند، و در نتیجه عرصه بر مردم ایران و مهاجران قانونی، تنگ نمیشد.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: جنگ تمام شد اما صداها نه
