آبیاری درختان بومی البرز در مسیر چین کلاغ
سیر چه آبی؟
به گزارش گلونی امروز 3 مرداد 1404 ساعت 5 صبح قرار بیقراران بود برای سیراب کردن نهالهای تشنه چین کلاغ، صبح کله سحر که از خواب بیدار شدیم. صدای کلاغها از دامان چین کلاغ به گوش میرسید خبر آورده بودند خبرچینان، که چشمهها خشکیده که تنشون لرزیده، که دیگه صدای چهچهه پرندهها به گوش نمیرسه، کاری از دستشون بر نمیومد، بینواها با اون نوکهای باریکشون نمیتونستن آب برسونن به نهالها، این شد که شروع کردن به خبر چینی، این تنها کاری بود که از دستشون برمیومد و چه شیرین خبر چینیای بود، صداشون به ما رسید و ما بطریهای چند لیتری رو بار کوله کردیم و راهی شدیم.
وقتی دم ماشینها هر کس از یه نقطه شهر با یه وسیلهای خودشو رسونده بود از شادی قارقار کنون اومدن به استقبالمون. ماهم بند کفشها رو محکم کردیم و کاورها رو پوشیدیم و راه افتادیم. هر کی با یه نیتی اومده بود یکی اومده بود تا به نهالهایی که با دستای خودش کاشته بود سری بزنه یکی اومده بود تا با این کار روحش رو سیراب کنه و یکی دیگه شاید به زور دوستانش اومده بود که فقط ببینه چه خبره، اما مهم این بود که 50 تا قلب اومده بودن تا دست به دست هم بدن و نوری بشن بر تاریکی اون ریشههای خشکیده….
صدای قدمهامون که به گوش نهالها میرسید قند تو دلشون آب میشد و فریادهای عطششون از اون برگای خشکیده بلندتر به گوش میرسید، وقتی هر کدوممون با دوتا بطری یکونیم لیتری رفتیم بالاسر یه نهال صدای آخیششون رو میشد شنید، خاکشون خشک شده بود، سنگ شده بود و آب رو پس میزدن مثل قلبهایی که خیلی وقته نور عشق بهشون نتابیده و عشق رو پس میزنن، اما نشستیم پاشون نوازششون کردیم آرومآروم و جرعهجرعه با عشق آب و توجه به پاشون ریختیم تا لب خشکشون رو باز کردن و جرعهجرعه نوشیدن، رفته بودیم که سیرابشون کنیم اما سیر چه آبی؟ نهالها هم انگار میدونستن که این بیقراران خودشون هم دارن نه تنها با بیآبی با بیبرقی و با بیپولی و کلی بی دیگه دستوپنجه نرم میکنن….
خلاصه عملیات با مدیریت «پاکبانان سیمرغ» و برای ششمین بار، با موفقیت انجام شد. بعدش یه صبحونه کنارشون زدیم و برگشتیم تو مسیر هر کی دنبال یه ایده میگشت که این مشکل رو ریشهای حل کنه اما ریشهای که پشتوانه نداشته باشه ریشه سطحی بیش نیست، یکی میگفت لولهکشی کنیم و آبیاری قطرهچکانی اون یکی میگفت منبع بذاریم و منبع رو پر کنیم آقای ساکی از اونور با اون چهره همیشه جدی میگفت اونجوری این مشارکتمون از بین میره. خلاصه که ته داستان باز موند مثل همه راهحلهایی که برای هزارتا مشکل به ذهنمون میرسه و تهش باز میمونه.
از نهالها خداحافظی کردیم و تو دلمون خوشحال بودیم که سیرابشون کردیم اما واقعا سیر چه آبی؟
نویسنده: پریسا علوی
پایان پیام
بیشتر بخوانید: صعود قله چین کلاغ از کدام مسیر ممکن است؟

آفرین به شما گردشگران عزیز که درختان خشک رو آبیاری کردین فقط لطفاً درختان مسکن مهر هم سیراب کنید