تهران در آستانه ورشکستگی آبی
به گزارش گلونی بحران آب تهران فقط پیامد کاهش بارندگی نیست؛ ضعف حکمرانی، نبود نهاد متولی، و تعامل ناکارآمد با جامعه، وضعیت منابع آبی پایتخت را به مرز هشدار رساندهاند. در این گفتوگو، دکتر بنفشه زهرایی و دکتر محمد فاضلی از زوایای فنی و اجتماعی به موضوع پرداختهاند.
مردم نگراناند، مسئولان سکوت کردهاند
دکتر بنفشه زهرایی، کارشناس ارشد منابع آب، در ابتدای این گفتوگو به وضعیت بحرانی منابع آبی تهران اشاره میکند:
«نگرانی مردم کاملاً بجاست. بارندگی بهشدت کاهش یافته و این کمبارشی در دو سال متوالی رخ داده است؛ موضوعی که در ادبیات منابع آب به آن میگویند (دورههای خشک).»
او تأکید میکند که این وضعیت صرفاً پیامد تغییر اقلیم نیست، بلکه مدیریت نادرست هم در شکلگیری آن نقش دارد:
«ما در تهران بهشدت به آورد سدها وابستهایم، در حالی که حالا آورد کمتر از نیاز شده است. مخازن سدهای پنجگانه در مقایسه با پارسال و میانگین بلندمدت افت چشمگیری داشتهاند. این یعنی ورودی کمتر از خروجی بوده و مخازن در حال خالیشدن هستند.»
بهگفته زهرایی، شفافسازی از سوی مسئولان، بهویژه وزارت نیرو، بسیار ضعیف بوده است:
«از روزهای آغازین سال آبی جاری هشدار داده بودیم که ذخایر سدها به سطح نگرانکنندهای رسیده، اما وزارت نیرو و حتی آبفای تهران اطلاعات رسمی و دقیقی منتشر نکردند.»
تهران، بدون نهاد متولی مشخص
محمد فاضلی، جامعهشناس و تحلیلگر حوزه سیاستگذاری عمومی، بحران آب تهران را ناشی از نبود حکمرانی منسجم میداند:
«تهران مثل شهری بدون شهردار است؛ برای آب تهران هیچ نهادی وجود ندارد که حرف آخر را بزند یا بتواند نهادهای مختلف را با هم هماهنگ کند.»
او به نقش پررنگ تعارض منافع میان نهادهای متعدد اشاره میکند:
«شهرداری تهران، آبفا، استانداری، وزارت نیرو، وزارت کشور، سازمان حفاظت محیط زیست، جهاد کشاورزی و… هر یک در بخشی از مسئله دخیلاند اما هیچ سازوکار مشخصی برای یکپارچگی تصمیمگیری وجود ندارد. نتیجه این شده که حتی برای اجرای سادهترین اقدامات، همه چشمانتظار دیگری هستند.»
با سکوت، بحران از بین نمیرود
زهرایی معتقد است سکوت و محافظهکاری، بحران را تشدید میکند:
«در شرایط فعلی سکوت نهتنها به حل بحران کمکی نمیکند، بلکه باعث دامنزدن به شایعات و بیاعتمادی بیشتر خواهد شد. بحران آب تهران چیزی نیست که پنهانکردنی باشد؛ مخازن خالیاند، مردم با چشم خود میبینند.»
او تأکید میکند که جامعه باید شریک فرآیند مدیریت بحران باشد:
«مردم باید بدانند که کجای ماجرا ایستادهاند. آیا فقط باید صرفهجویی کنند؟ یا حق دارند بدانند دولت چه کرده و چه نکرده؟»
بحران فقط فنی نیست؛ اجتماعی است
فاضلی هشدار میدهد که بحران آب فقط یک مسأله فنی نیست:
«ما با بحرانی اجتماعی مواجهایم. اینکه مردم حس کنند نادیده گرفته شدهاند، یا اینکه فقط از آنها انتظار صرفهجویی هست بدون اینکه نهادهای مسئول اقدامی جدی کرده باشند، یک خطر بزرگ است.»
او بر لزوم بازتعریف رابطه دولت و جامعه در مدیریت منابع تأکید میکند:
«حکومت اگر میخواهد مردم را در کنار خود داشته باشد، باید آنها را محرم بداند، اطلاعات دقیق بدهد و اجازه مشارکت واقعی بدهد. صرف کمپینهای رسانهای دیگر پاسخ نمیدهد.»
در جستوجوی راهی برای آینده
در پایان، هر دو کارشناس بر لزوم بازنگری در سیاستهای کلان، شفافیت در اطلاعرسانی، و تعامل واقعی با جامعه تأکید میکنند.
بحران آب تهران نهتنها نشانهای از شرایط اقلیمی و زیستمحیطی کشور است، بلکه آینهای از چالشهای حکمرانی، سیاستگذاری و رابطه دولت-جامعه در ایران محسوب میشود.
پایان پیام
بیشتر بخوانید:
