کتاب لعبتکان و ورود به دنیای اساطیری
سفر در زمان و رفتن به دوره زمانی دیگر موضوعی است که درباره آن فیلمها و سریالهای زیادی ساخته شده و علاقهمندان خاص خودش را دارد.
سریال «دارک» یا فیلم «تلقین» را میتوان نمونه خارجی و سریال «نوبت لیلی» را نمونه داخلی این ژانر به حساب آورد.
اما وقتی حرف از کتاب به میان میآید، نه تنها جهانی که نویسنده خلق میکند خاص است، بلکه جهانی که خواننده به وسیله کلمات در ذهن خود میسازد هم رنگ و بوی دیگری میگیرد.
به گزارش گلونی کتاب «لعبتکان» نوشته مهرداد صدقی یکی از تازهترین رمانها با موضوع سفر در زمان با محوریت شاهنامه و ادبیات فارسی است. این کتاب در 924 صفحه به همت نشر سوره مهر منتشر شد و به نمایشگاه کتاب 1404 رسید.
داستان لعبتکان از یک کاروان آغاز میشود که همراه کاروانسالار به یک کاروانسرا میروند. هر کدام از مسافرها داستان خودشان را دارند و با ورود افراد غریبه به کاروانسرا درگیر طوفانی غیر منتظره میشوند… داستان به زمان حال میآید و روایتگر چند دانشجو میشود که برای تحقیق درباره کاروانسرا به آنجا رفتهاند و آنها نیز درگیر طوفان میشوند.
این سفر در زمان، تازه شروع ماجراست و رمان جدید مهرداد صدقی حرف بیشتری برای گفتن و جهانهای بیشتری برای خلق کردن دارد.
کتاب لعبتکان به طور مشخص با تکیه بر داستانها و اساطیر شاهنامه نوشته شده و این را میتوان در داستانهای پیش روی شخصیتها فهمید.
به طور کلی اگر شاهنامه را خوانده باشید یا با داستانهای آن آشنا باشید، این رمان برای شما بسیار جذاب است و اگر هیچگونه آشنایی نداشته باشید، باز هم برایتان جذابیت دارد. چون نه تنها درباره داستانهای شاهنامه به خواننده اطلاعات میدهد، بلکه او را ترغیب میکند که شخصیتهای شاهنامه را بیشتر بشناسید و درباره آنها بیشتر بخواند.
تسلط صدقی بر شاهنامه و همچنین تسلط او بر داستاننویسی و شخصیتپردازی باعث شده «لعبتکان» به رمانی خواندنی و درعین حال ماجراجویانه تبدیل شود.
تغییر زمان و مکان به خاطر طوفان و به وسیله انگشتری که روی جلد کتاب هم جای گرفته و شخصیتهای متعدد از دنیاهای متفاوت چنان خواننده را درگیر داستان میکند، که برای فهم دقیق اتفاقات باید هرچند وقت یکبار داستان را برای خودش مرور کند.
همین هم باعث شده که مخاطب هنگام مواجهه با اتفاقات و شخصیتهای مختلف صبور شود و گره داستان را پیدا کند.
مروری بر کتاب لعبتکان
این رمان شخصیتهای زیادی دارد ولی برای حفظ کردن آنها نباید نگران بود. چون نویسنده به موقع آنها را وارد داستان میکند و حتی بعضی از آنها اسمی ندارند وصرفاً توصیف میشوند. مثلاً یکی از شخصیتها اینگونه توصیف میشود: سربازی که ارشد سربازان دیگر شده بود.
همچنین نثر نویسنده متناسب با بیزمانی و هویت شخصیتهایش نوشته شده و در این میان به خوبی از اساطیر شاهنامه بهره گرفته است و شخصیتهای کتاب لعبتکان حتی شخصیتهای اسطورهای جان دارند. طوری که وقتی نیستند، جای خالی آنها حس میشود.
شاید حین خواندن بتوانید پایان لعبتکان را حدس بزنید، اما بدانید که پایان این کتاب از داستانها و بخشهای جذاب آن، غافلگیرکنندهتر است و تغییری که شخصیتها پیدا میکنند را نباید نادیده گرفت.
به همین دلیل کتاب لعبتکان را میتوان کتابی دانست که بار دیگر اهمیت جهان اسطورهای و دنیای فانتزی ادبیات فارسی را نشان میدهد و بهرهگیری از آنها در داستاننویسی را یادآوری میکند و در عین حال با داستانها و مفاهیم چندلایهاش برای مخاطب جذاب است.
پایان پیام
نویسنده: سارا ملاعباسی
بخش «معرفی کتاب» گلونی را دنبال کنید
