خودنمایی در سیاست و کنشگری اجتماعی

خودنمایی در سیاست و کنشگری اجتماعی

خودنمایی در سیاست و کنشگری اجتماعی

اگر اهل دنبال کردن اخبار و تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی باشید، احتمالاً گزاره‌هایی مثل «از هر پارکی که می‌گذری بوی کباب راه انداختن مردم می‌آید و به میدان میوه و تره‌بار که می‌روید، مردم ایران را می‌بینید که کیسه‌های میوه و سبزیجات را چهار دستی با خود می‌برند»، برای شما آشناست.

ماجرای شاهنامه‌خوانی زینب موسوی، بستن فلان کافه برای دورهمی زنان موتورسوار، حمایت از اعدام یا درخواست عفو فعال سیاسی یا اجتماعی نمونه‌هایی است از ابراز وجود اعضای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم.

درست یا غلط مجبوریم بپذیریم که رسانه‌های اجتماعی (به خصوص همان‌هایی که همیشه فتیله بحث رفع فیلترینگ‌شان بالا می‌گیرد)، پلتفرم‌های رسانه‌ای مختلف و پیشرفت‌های فناوری در حوزه ارتباطات به سرعت انتشار عقاید و اظهارنظرهای آدم‌ها شدت داده.

سوال کلیدی در حوزه سیاست و علوم اجتماعی شاید این باشد که اساساً چرا فردی دانشگاهی که در حوزه علوم مهندسی تخصص دارد یا یک سلبریتی هنری یا ورزشی تصمیم می‌گیرد در مورد موضوعی داغ و سیاسی یا اجتماعی در صفحات مجازی شخصی خود اظهار نظر کند؟ و از این سوال مهم‌تر، این پرسش است که آیا این افراد حق اظهارنظر در حوزه غیرتخصصی خود را دارند یا خیر؟

اینجا همان خط باریکی است که بین علما اختلاف می‌اندازد.

اگر بگویید هر فرد در حوزه تخصصی خود باید صحبت کند و مطلب بنویسد، پس به این معنا خواهد بود که یک زیست‌شناس نباید هرگز برای کاندیدای مورد حمایت خود در صفحه اینستاگرامش پستی بگذارد. احتمالاً بسیاری از ما در حمایت از آزادی بیان خواهیم گفت که صفحه خودش است و حق دارد هر چه می‌خواهد بگوید. پس چرا وقتی یک بازیگر یا ورزشکار مشهور کاندید نمایندگی مجلس می‌شود و یا به یکباره در مورد موضوع داغ سیاسی اظهارنظر می‌کند، با کامنت‌های سراسر تنفر و گاهی غیرمؤدبانه از سوی طرفداران جناح مقابل روبرو می‌شویم و حتی ممکن است یواشکی یکی از کامنت‌های تند و تیز را هم لایک کنیم؟ اصلاً این لایک کردن ما چه معنایی دارد؟ به معنای پذیرش تک‌تک جملات نگاشته شده از فرد است یا گاهی فقط تعداد لایک‌ها را بالا می‌بریم که بگوییم «ما هستیم»؟

همین احساس نیاز به دیده شدن است که بسیاری را به سمت اظهار نظر، لایک کردن، کامنت گذاشتن و یا حتی ناسزاگویی سوق می‌دهد. اما آیا این نیاز، چیز بدی است؟ ابداً.

آدمیزاد نیاز به ابراز وجود دارد و اگر حس کند که به عمد و از روی تبعیض دیده نمی‌شود، بیشتر برای دیده شدن تلاش خواهد کرد. به عبارتی وقتی غیرمنصفانه سعی کنیم برخی دیدگاه‌ها را حذف کنیم، عطش شنیده شدن در دامن همان گروهی می‌افتد که تلاش داریم صدایشان را قطع کنیم.

پس چه کار باید کرد؟

وقتی رسانه‌ای رسمی می‌گوید مردم کشور وضع خوبی از نظر اقتصادی دارند و یا اکثریت مردم در مورد فلان موضوع، موافق یا مخالف هستند، ادعایی را مطرح می‌کند که اگر با تجربه زیسته مردم همخوانی نداشته باشد، آشوب به پا می‌شود. اینجاست که هر کاری می‌کنید تا بگویید آن رسانه دروغ می‌گوید و من نمونه‌ای از تناقض این ادعا هستم و شما باید مرا ببینید.

شاید در مورد موضوعات کم اهمیت، انرژی و وقت خودمان را برای اثبات وجودمان هدر ندهیم اما به محض آنکه هویت فردی، اعتقادی، جنسیتی یا ملی و میهنی ما زیر سوال برود، صدایمان در می‌آید. به هر ابزار رسانه‌ای که در دست داشته باشیم، چنگ می‌زنیم تا  ثابت کنیم ما با همه این اعتقادات و ارزش‌ها و باورها وجود داریم.

بحث ما تا به اینجا فقط در مورد افرادی بود که به حق برای ابراز وجودشان تلاش می‌کنند. اما چرا گاهی آش آنقدر شور می‌شود که متوجه می‌شوید فردی که تا چند سال پیش لبه راست پشت‌بام را به هیچ قیمتی رها نمی‌کرد، حالا به لبه چپ پشت‌بام چسبیده و در شرف افتادن از آن است؟

اینجا دیگر شاید بحث دفاع از هویت فرد مطرح نباشد. اینجا به قول نسل جدید حتی با هیت گرفتن (hate) هم فرد می‌خواهد دیده شود. به عبارتی حاضر است آبرویش در آب جوب برود، اما فقط دیده شود. در مقیاس بزرگ سیاسی احتمالاً این تغییر جهت‌های ناگهانی به دلیل دریافت مزد، پست سیاسی یا وعده وعیدهای منتسب به قدرت است و در مقیاس کوچک مانند آنچه بسیاری از اینفلوئنسرهای اینستاگرامی انجام می‌دهند با هدف گرفتن فالوئر بیشتر و دریافت درخواست تبلیغات بیشتر است.

حال راهکار چیست؟

احتمالاً بهترین راهکاری که تا به امروز برای مدیریت این آشفته‌بازار به کار گرفته شده، پایبندی به حق ابراز وجود افراد به خصوص از سمت نهادهایی است که قدرت در دست دارند. تجربه نشان داده که جامعه به صورت عرفی نسبت به اظهارنظرهای خارج از نظام اخلاقی و فرهنگی پاسخ خواهد داد. بنابراین حذف یک گروه با عقاید متفاوت صرفاً به معنای صدور مجوز برای اعلام مظلومیت فرد و پهن کردن بستری برای سوءاستفاده افراد از موج به وجود آمده است.

پایان پیام

نویسنده: یاسمن سعادت

بیشتر بخوانید:

پرونده ابرازگری

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید