محاکمه یک تئاتر خیابانی

محاکمه یک تئاتر خیابانی

محاکمه یک تئاتر خیابانی

–  هیچ کدام. بازیگرم.

  • چپی یا راست؟

–  هیچ کدام. جهت خاصی ندارم.

  • مدافعی یا مهاجم؟

–  مگر فوتبال است؟

  • چه چیزی برای دفاع داری؟

–  همین خودم و سابقه کاری ام. اما دفاع از چه؟

  • تئاترمان کردی یا تئاترت کنیم؟

–  هیچ کدام. نمی دانم اینجا کجاست.

  • ما بپرسیم یا تو می‌پرسی؟

–  مرسی از احترامتان. راستش چند تا سوال دارم.

  • مسخره‌مان می‌کنی؟

–  نه به خدا. می‌خواستم ببینم اینجا کجاست و چرا اینجا هستم.

  • زیر سایه خداییم و چرایش را تو خواهی گفت.

–  خواستم تئاتر خیابانی برگزار کنم، نگذاشتند، حالا هم در خدمت شما هستم. به یاد دارم شب در خانه در تخت خودم خوابیده بودم و اینجا بیدار شدم.

  • از امروز مهمان مایی. نقشه و برنامه را چه کسی برایت ردیف کرده است؟

–  برنامه گزار. طبق نقشه، حدود 10 هزار نفر می توانستند بدون نیاز به نمایشگر، تئاتر را زنده ببینند.

  • اسمش چیست؟

–  بانک عدم رفاه کارگران.

  • مزه می‌ریزی؟

–  مزه چی. همین آب روی میز برایم کافیست.

  • یعنی می‌گویی همان‌ها گفتند بیا؟

–  نه. 4 سال پیش درخواست داده بودیم، هفته پیش یک هویی هم اسپانسرش را جور کردند، هم امکاناتش را. یک هو هم تعطیلش کردند.

  • بهتر. برای این شلوغ بازی چقدر گرفته‌ای؟
محاکمه یک تئاتر خیابانی

–  اگر شغلتان را درست حدس زده باشم، شما بهتر باید بدانید، اما شلوغ بازی نبود. تئاتر آرش بود. آرش کمانگیر. مستحضر هستید که؟

  • که چه بشود؟

–  حال مردم خوب شود. یاد اساطیرشان بیندازیم و اینطور چیزها.

  • نقش بازی می‌کنی؟

–  قرار بود آرش باشم، ولی فعلا در خدمت شما هستم.

  • چقدر ببریم راستش را می‌گویی؟

–  تو را به خدا، به زبان و دستان و پاهایم نیاز دارم.

  • منظورم زندان است.

–  من که کاری نکرده ام و شده‌ام آش نخورده و دهان سوخته.

  • به اتهام برهم زدن امنیت روانی جامعه. ایجاد شک و شبهه در فرایند اداره امور و مهم تر از همه، بی صاحاب انگاری روال عادی مملکت داری، 10 سال کافیست؟

–  ببینید قربان، بنده فقط خواستم یک تئاتر ملی اجرا کنم. پشت دستم را داغ می کنم تا یک بار دیگر در این تله سیاسی نیفتم.

  • پس سیاسی هستی.

–  نه به جان مادرم.

  • قسم نخور.حرف مادرت شد. تو هم لیبرالی؟

–  چرا هم؟

  • اینجا فقط ما سوال می‌پرسیم.

–  من هم جواب نمی‌دهم.

  • ببین! معماری نخوندیم، ولی می‌دونیم نقشه‌ات چی بود.

– کامپیوتر هم نخوندم، ولی دیگه می‌دونم برنامه‌تون چی بود.

  • ببریدش.

پایان پیام

نویسنده: میررضا نگهبان الوار

در گلونی بیشتر بخوانید: ایده جدید بومی برای حمایت دولتی
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید