برای لمس صدا کافی است سربرگردانیم

برای لمس صدا کافی است سربرگردانیم

برای لمس صدا کافی است سربرگردانیم

در طول روز صداهای زیادی می‌شنویم، اما کدام‌شان را به ذهن می‌سپاریم، کدامش را فراموش می‌کنیم و با شنیدن کدام صدا لحظه‌ای سکوت می‌کنیم و سرمان را به طرفش برمی‌گردانیم؟

به گزارش گلونی، هنر می‌آید که بماند، خلق می‌کند که در ذهن جاری شود و در زندگی روزمره برای خودش جا باز کند.
تصویرسازی که به واسطه هنر اتفاق می‌افتد، آنقدر تاثیر گذار است که راه دیگری در ذهن آدم‌ها باز می‌کند و بعضی‌هایشان تا همیشه باقی می‌مانند تا دوباره ما را با لحظات زندگی پیوند دهند.

مثلا کافی است جایی بشنویم: «به امید یه هوای تازه‌تر/ گفتیم از رفتن و خوندیم از سفر…» تا یاد دوران تحول و تابوشکنی در سريال سازی بیفتیم و گاهی بگوییم دوران مهمی از زندگی‌مان با این دغدغه‌ها می‌گذشت.
یا جایی بشنویم «بر تو و آن خاطر آسوده سوگند…» تا غرق شویم در سیانور و آدم‌هایش که هر کدام در ذهن ما نقش بسته‌اند.

موسیقی‌های بی‌کلام هم از این قاعده مستثنی نیست. مثلا موسیقی متن فیلم «مادر» که الان در ذهن من و شما پخش شده و نمی‌توانیم با کلمات آن را توصیف کنیم، تصویری در ذهن ما ساخته از محبت و صمیمیت و عشق به خانواده.
گاهی پیوند صدا و تصویر آنقدر به هم نزدیک می‌شود که سریال‌ها را با اسم خواننده‌ها به یاد می‌آوریم. مثلا صدای احسان خواجه امیری یادآور شب‌های ماه رمضان است یا صدای لهراسبی یادآور لحظات درام سریال‌های خیابان خلوت‌کن دهه هشتاد.

جدا از خاطره‌سازی و وصل شدن آدم‌ها به زندگی روزمره، این صداها بخشی از هویت ما را می‌سازند. موضوعی که شاید لابلای اتفاقات بزرگتر از ذهن ما دور شود، اما این صداها هستند که بار دیگر ما را به زندگی پیوند می‌دهند و خاطرات زیادی را برایمان زنده می‌کنند.

گاهی کافی است صدایی از رادیو یا موبایل بشنویم تا سرمان را برگردانیم و در دنیایی از خاطرات جمعی‌مان غرق شویم.
خاطراتی که به خاطر هنر موسیقی به وجود آمده‌اند و نسل به نسل را همراهی می‌کنند.
پایان
نویسنده: سارا ملاعباسی

در گلونی بیشتر بخوانید:
پرونده صوت و سکوت
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید