انتقال آب دو هزار ، توسعه یا تخریب؟
به گزارش گلونی، پروژه انتقال آب تنکابن، چند سالیست که با عنوان «پروژه آبرسانی و تأمین آب شرب» از سوی مقامات شهرستان تعریف، تصویب و وارد فاز اجرایی شامل جانمایی و لولهگذاری شده است. از همان ابتدا، این طرح با واکنشهای متفاوتی از سوی موافقان و مخالفان روبهرو بوده است. در این میان، کنشگران محیط زیست تنکابن نیز با جدیت موضوع را پیگیری کردهاند و در جلسات متعددی با مسئولان شرکت آب منطقهای، اداره حفاظت محیط زیست و کارشناسان حوزه هیدرولوژی و محیط زیست، به بررسی و پرسشگری درباره مبانی علمی و منطقی طرح پرداختهاند.
در این مسیر، نشستهایی حضوری و مجازی با حضور مسئولان و مجریان برگزار شد تا از خلال گفتوگو و تبادل نظر، دیدگاه مشترکی حاصل شود. با این حال، مخالفان طرح معتقدند که مطالعات آمایش سرزمین و ارزیابیهای محیط زیستی بهدرستی انجام نشده و طرح از نظر فنی و محیط زیستی دارای ایرادات اساسی است.
پرسشهای بنیادینی همچنان بیپاسخ ماندهاند: چگونه میتوان توسعه را پیش برد بیآنکه تنش آبی ایجاد شود یا تراز آبهای زیرزمینی و رودخانهها کاهش یابد؟ آیا انتقال آب از رودخانه دوهزار، بدون آسیب به اکوسیستم مبدأ و مقصد، امکانپذیر است؟
موافقان طرح، با استناد به اصل تأمین آب شرب در قانون اساسی، این پروژه را راهکاری ضروری میدانند و معتقدند انتقال آب از رودخانه پرآب دوهزار نهتنها تنشی ایجاد نمیکند، بلکه از شور شدن آب در دهانه رودخانه جلوگیری خواهد کرد.
اما تجربه جهانی نشان میدهد که انتقال آب، روشی منسوخ و پرهزینه است که پیامدهای منفی آن در مبدأ و مقصد بارها هشدار داده شده است. متخصصان تأکید دارند که آب هر منطقه، بخشی از اکوسیستم همان منطقه است و انتقال آن، تعادل طبیعی را بر هم میزند. این اقدام نهتنها موجب غفلت از اصلاح شبکههای توزیع و مدیریت مصرف میشود، بلکه با قطع تغذیه طبیعی آبخوانها، به کاهش منابع زیرزمینی، خشک شدن چشمهها و شور شدن منابع آبی در مناطق ساحلی منجر خواهد شد.
در مورد پروژه انتقال آب دو هزار، فقدان الگوی توسعه منطقهای و نبود ارزیابیهای دقیق محیط زیستی، از جمله ایرادات جدی است. پرسش اینجاست که این پروژه بر اساس کدام الگوی توسعه و با کدام پشتوانه علمی طراحی و تصویب شده است؟ آیا پیش از اجرای چنین طرحهایی، نباید آمایش سرزمین با نظارت دقیق انجام گیرد؟ و آیا تشخیص آثار سوء محیط زیستی میتواند به توقف طرح منجر شود؟
با وجود ادامه اجرای پروژه، مسیر آگاهیبخشی و مطالبهگری متوقف نشده است. کنشگران محیط زیست، با وجود فشارها، تهدیدها و اتهامها، همچنان بر پیگیری قانونی و اخلاقی حقوق طبیعت پافشاری میکنند. اخیراً نیز کارزاری با عنوان «نه به انتقال آب دوهزار و سههزار» راهاندازی شده که تاکنون هزاران نفر آن را امضا کردهاند.
در پایان، یادآوری سخنان نماینده محترم شهرستانهای تنکابن، رامسر و عباسآباد، آقای شمسالدین حسینی در مجلس شورای اسلامی (سال ۱۴۰۰) خالی از لطف نیست: «سازههای آبی مناسبی نداریم. ضعف در جمعآوری و فرسودگی شبکههای انتقال و توزیع آب، استان را با تنشهای آبی مواجه کرده است. ۴۳۰ میلیون مترمکعب از آب رودخانه چشمهکیله به دریا میریزد، در حالیکه با طرحهای انحرافی میتوان بخشی از آن را برای تأمین آب شهرستانها بهرهبرداری کرد. اما طرحهای انتقال آب، خود میتوانند به مشکلات کمآبی و دغدغههای مردم دامن بزنند. باید به حوزه آب و تأمین آن در منطقه توجه اساسی شود.»
و اما پیام پایانی ما:
پروژههای آبرسانی، انتقال آب و سدسازی، در غیاب نگاه جامعنگر و علمی، چیزی جز هدررفت منابع، انرژی و تخریب اکوسیستم به همراه نخواهند داشت.
وظیفه ذاتی کنشگر محیط زیست، پرسشگری از مسئولان، پیگیری مطالبات بحق و حفاظت از منابع طبیعی و تنوع زیستی است. هدف او، روشنگری و آگاهیبخشیست؛ تلاشی برخاسته از تعهد، دلسوزی و عشق به سرزمین.
نه به انتقال آب، نه شیطنت است و نه غوغاسالاری؛ بلکه صدای طبیعت است.
پایان پیام
نویسنده: معصومه یوسفنژاد
