محله های تاریخی تهران زیر سایه فرسودگی؛ عودلاجان و لالهزار نیازمند حفاظت فوری
به گزارش گلونی، تهران، پایتختی که لایههای تاریخی آن زیر آسفالت و برجها پنهان شده، هنوز نفس میکشد؛ اما نفسهایی بریده و نگران. محله های تاریخی تهران چون عودلاجان و لالهزار، که زمانی قلب تپنده حیات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تهران بودند، امروز در معرض تهدیدهایی قرار دارند که اگر جدی گرفته نشوند، میتوانند به تیتر خبرهای تلخ حریق، فرونشست و تخریب غیرقابل بازگشت تبدیل شوند.
عودلاجان بهعنوان یکی از کهنترین محله های تاریخی تهران، نه فقط یک محدوده جغرافیایی بلکه سند زندهای از تاریخ شهر است. خانههای قاجاری، گذرهای باریک، مساجد، امامزادهها و بناهایی که روایتگر زندگی چند نسل از تهرانیها هستند، هنوز در این محله پابرجا ماندهاند. اما فرسودگی سازهها، تغییر کاربریهای غیراصولی، رهاشدگی برخی بناها و نبود رسیدگی مستمر، این میراث را بهشدت آسیبپذیر کرده است. هر آتشسوزی کوچک یا نشست زمین میتواند فاجعهای بزرگ رقم بزند؛ فاجعهای که نهتنها یک ساختمان، بلکه بخشی از حافظه جمعی شهر را از بین میبرد.
لالهزار نیز سرنوشتی مشابه اما با چهرهای متفاوت دارد. خیابانی که زمانی نماد مدرنیته، هنر و زندگی شبانه تهران بود؛ جایی که تئاترها، سینماها، کافهها و فروشگاههای لوکس در آن رونق داشتند. امروز لالهزار بیش از هر چیز با تابلوهای برقفروشی، انبارها و ساختمانهای نیمهجان شناخته میشود. بسیاری از بناهای ارزشمند این خیابان یا تخریب شدهاند یا در وضعیتی قرار دارند که کوچکترین حادثه میتواند آنها را به خاکستر یا آوار تبدیل کند.
کارشناسان شهری هشدار میدهند که ترکیب فرسودگی کالبدی، شبکههای تأسیساتی ناایمن و بیتوجهی مدیریتی، خطر حریق در این محلهها را بهطور جدی افزایش داده است. سیمکشیهای قدیمی، استفاده از انبارهای پرخطر در ساختمانهای تاریخی و نبود تجهیزات ایمنی مناسب، شرایطی ایجاد کرده که وقوع آتشسوزی نه یک احتمال دور، بلکه یک تهدید همیشگی است. از سوی دیگر، مسئله فرونشست زمین در تهران، بهویژه در بافتهای قدیمی، زنگ خطر دیگری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. نشست تدریجی زمین میتواند به ترکخوردگی، ریزش ناگهانی و تخریب کامل بناهایی منجر شود که دیگر امکان بازسازی اصیل آنها وجود نخواهد داشت.

عودلاجان و لالهزار امروز در نقطهای حساس ایستادهاند
فعالان میراث فرهنگی بارها تأکید کردهاند که حفاظت از عودلاجان و لالهزار صرفاً به معنای حفظ چند ساختمان قدیمی نیست، بلکه حفاظت از هویت شهری تهران است. این محلهها میتوانند با برنامهریزی درست، به کانونهای گردشگری فرهنگی، فضاهای هنری و مراکز زندگی شهری پویا تبدیل شوند؛ اما به شرط آنکه پیش از وقوع بحران، اقدام جدی صورت گیرد. مرمت اصولی، نظارت بر کاربریها، ایمنسازی تأسیسات و مشارکت دادن ساکنان و کسبه، از جمله اقداماتی است که میتواند این بافتها را از خطر نجات دهد.
در سالهای اخیر، طرحها و وعدههایی برای احیای بافت تاریخی تهران مطرح شده، اما بسیاری از آنها یا نیمهتمام ماندهاند یا در حد حرف باقی ماندهاند. تجربه نشان داده است که واکنشها معمولاً پس از وقوع حادثه شدت میگیرد؛ زمانی که دیگر چیزی برای نجات دادن باقی نمانده است. این در حالی است که پیشگیری، هم کمهزینهتر است و هم مؤثرتر.
عودلاجان و لالهزار امروز در نقطهای حساس ایستادهاند. یا باید با نگاهی مسئولانه و آیندهنگر حفظ و احیا شوند، یا باید منتظر روزی بود که نامشان نه در گزارشهای فرهنگی، بلکه در خبرهای حوادث، کنار واژههایی چون «حریق»، «فرونشست» و «تخریب کامل» تکرار شود. انتخاب با مدیریت شهری، نهادهای مسئول و در نهایت با همه ماست که میخواهیم تهران چه روایتی از گذشتهاش را به آینده بسپارد.
پایان پیام
