چرا آلودگی هوای تهران مثل خوره به جان شهر افتاده و از ریشه درمان نمی‌شود؟

چرا آلودگی هوای تهران مثل خوره به جان شهر افتاده و از ریشه درمان نمی‌شود؟

چرا آلودگی هوای تهران مثل خوره به جان شهر افتاده و از ریشه درمان نمی‌شود؟

به گزارش گلونی، هوای شهر تهران این روزها بار دیگر با غلظت بالا از آلاینده‌ها پوشیده شده است و رنگ آسمان، بیشتر از هر زمان دیگر، یادآور نفس تنگی شهروندان است. اما چرا با این همه هشدار، تعطیلی مدارس، توصیه به در خانه ماندن و وعده‌های «کاهش آلودگی»، باز هم تهران روزها و گاهی هفته‌ها پشت دود و غبار می‌ماند؟ پاسخ را باید در ساختار پیچیده‌ای جست که ترکیب عوامل طبیعی، ساختاری و دیرپا، نقش هر یک را در یک زنجیره طولانی بازی می‌کنند.
در اولین حلقه این زنجیره، موقعیت جغرافیایی تهران قرار دارد. شهر در یک دره قرار دارد و کوه‌ها اطراف آن را محاصره کرده‌اند؛ وقتی پدیده «وارونگی دما» رخ می‌دهد، لایه‌ای گرم‌تر روی هوای سرد کف شهر تثبیت می‌شود، و آلاینده‌ها در همان نزدیکی زمین معلق می‌مانند یعنی نقطه‌ای مناسب برای دود خودروها و کارخانه‌ها تا از شهر فرار نکنند.
حلقه دوم را ترافیک گسترده و ناوگان فرسوده خودروها تشکیل می‌دهند. در تهران میلیون‌ها خودرو شخصی و موتورسیکلت اغلب با سوخت و فنی کمتر از استاندارد روزانه تردد می‌کنند. بر پایه ‌گزارش‌ها، سهم منابع متحرک (وسیله نقلیه) از انتشار ذرات معلق در تهران تقریباً ۶۰ درصد و در آلاینده‌های گازی تا ۸۰ درصد برآورد می‌شود. کیفیت پایین سوخت نیز در این معادله تأثیرگذار است؛ سوختی که هنگام احتراق، ذرات ریز و گازهای مضر زیادی تولید می‌کند.
سومین حلقه به فعالیت‌های صنعتی، نیروگاه‌ها و کارخانه‌ها بازمی‌گردد. اگرچه برخی مسئولان مدعی‌اند که نیروگاه‌های اطراف تهران از سوخت «مازوت» (نفت‌کوره) استفاده نمی‌کنند، اما تجربه چند ماه اخیر نشان داده است زمان‌هایی که تأمین گاز طبیعی با بحران مواجه است، باز هم سوخت سنگین‌تر با آلایندگی بالاتر جایگزین می‌شود. نتیجه: هوا غلیظ‌تر از همیشه.
چهارمین حلقه این پازل، ضعف سیستم حمل‌ونقل عمومی و نبود سیاست‌های پایدار و کارآمد در مدیریت تردد و انرژی است. باوجود وعده‌های نوسازی مترو و اتوبوس حتی با ورود اتوبوس‌های برقی ظرفیت کنونی پاسخگوی جمعیت زیاد تهران نیست. همین موضوع باعث می‌شود که خیلی از آدم‌ها چاره‌ای جز استفاده از خودرو شخصی نداشته باشند؛ چرخه‌ای که با هر دور زدن فرمان و هر قطره سوخت، دود را به هوا می‌فرستد.
وقتی این چهار حلقه همزمان فعال باشند هوا قفل باشد، خودروها فرسوده باشند، صنایع آلاینده روشن باشند، و شبکه حمل‌ونقل عمومی ضعیف باشد نتیجه طبیعی است: آلودگی پایدار، دیرپای و گاهی بحرانی. برخلاف تصور عمومی که گاهی بحران هوا را به کوتاهی یک نهاد یا مقطعی محدود می‌کند، واقعیت این است که باید همزمان روی چند جبهه جنگید.
همچنین، تلاش‌های مقطعی مثل تعطیلی مدارس یا محدودیت تردد گرچه برای لحظه تأثیرگذار است مانند چسبی است که روی ترک ساختمان می‌زنند وقتی بنیاد هنوز سست باشد. بدون بازسازی گسترده: نوسازی سوخت و ماشین، توسعه جدی حمل‌ونقل عمومی، انتقال صنایع آلاینده و سیاست‌گذاری مستمر و دقیق، آلودگی همواره یک کابوس پشت در خواهد بود.
بار بلندمدت شهر بر دوش ساکنان: فشار تنفسی، بیماری‌های مزمن و کاهش امید به زندگی
نتیجه اما فقط برای محیط زیستی نیست برای سلامت انسانی است. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۵ نشان داد که آلودگی هوا باعث افزایش ۱۶ درصدی مرگ و میر و افزایش مرگ و میر ناشی از بیماری قلبی و سرطان ریه تا حدود ۲۷–۲۸ درصد می‌شود. فشار تنفسی، بیماری‌های مزمن، کاهش امید به زندگی همه بخشی از بار بلندمدتی است که شهر بر دوش ساکنانش می‌گذارد.
اگر به دنبال یک نقطه امید باشیم باید گفت که راه‌حل موجود است، اما همت و اراده نیاز دارد؛ هم از سوی سیاست‌گذاران، هم از سوی شهروندان. وقتی فشار مصرف سوخت‌ نامناسب کاهش یابد؛ وقتی حمل‌ونقل عمومی تقویت شود؛ وقتی شهر طرحی برای توسعه داشته باشد که بیش از خودرو بر پایه حمل‌ونقل جمعی، دوچرخه و پیاده‌روی باشد آنگاه شاید بتوان امید داشت روزی آسمان تهران چیزی شبیه «آسمان پاک» را دوباره به یاد آورد.
پایان پیام
در گلونی بیشتر بخوانید: دلایل افزایش آلودگی هوای تهران در آذر ۱۴۰۴
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید