یعقوب لیث و نقش او در بستر زبان فارسی دری

یعقوب لیث و نقش او در بستر زبان فارسی دری

یعقوب لیث و نقش او در بستر زبان فارسی دری

به گزارش گلونی، در تاریخ سیستان آمده است که پس از سلسله فتوحات نظامی یعقوب، در مجلسی، شعرا به عربی در مدح او اشعاری خواندند. چون یعقوب عربی نمی‌دانست، لب به اعتراض گشود و گفت: «چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟» محمد وصیف سپس به شعر پارسی روی آورد و نخستین شعر پارسی در حضور یعقوب در میان عجم سروده شد.
این روایت تاریخی سبب شده است برخی پژوهشگران بر این باور شوند که یعقوب لیث، در برابر زبان عربی، زبان فارسی دری را به رسمیت شناخته است. بر اساس این دیدگاه، سال ۲۵۴ هجری، یعنی آغاز امارت یعقوب در زرنج سیستان، آغاز دوره سوم زبان فارسی، یعنی فارسی نوین یا فارسی دری، دانسته می‌شود.
باید گفت که پس از ورود اعراب به ایران و فروپاشی حکومت مرکزی ساسانی، در گستره جغرافیایی ایران بزرگ، حکومت‌های ملوک‌الطوایفی یا خرده‌ملوک‌الطوایفی بسیاری شکل گرفت. هر یک از این حوزه‌ها و حکومت‌ها پس از مدتی توانستند با بهره‌گیری از گونه‌ها و گویش‌های محلی زبان فارسی و زبان‌های ایرانی و آمیختن آن با دری و عربی، به گونه‌ای ویژه از زبان فارسی برای زبان گفتاری و نوشتاری خود دست یابند که با ویژگی‌های گوناگون فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی آنان هم‌خوانی داشت.
از این روی نمی‌توان پذیرفت که یعقوب لیث، در جایگاه و پایگاه امیر سیستان، بتواند زبان فارسی دری، یا بهتر است بگوییم یکی از گویش‌ها و گونه‌های کاربردی زبان فارسی در حوزه سیستان، را در تمام حوزه‌های جغرافیایی ایران بزرگ جاری و رسمی کند.
منبع: فرهنگ برابرنهادهای قرآن قدس، پژوهش دکتر علی رواقی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار
پایان پیام
در گلونی بیشتر بخوانید: عقب‌نشینی قوای عثمانی از جلفا در سال ۱۲۹۷؛ نقطه پایان حضور نظامی در شمال‌غرب ایران
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید