برف آمد، بحران ماند؛ چرا بارش‌های زمستانی نجات‌دهنده‌ی کم‌آبی ایران نیستند؟

برف آمد، بحران ماند؛ چرا بارش‌های زمستانی نجات‌دهنده‌ی کم‌آبی ایران نیستند؟

برف آمد، بحران ماند؛ چرا بارش‌های زمستانی نجات‌دهنده‌ی کم‌آبی ایران نیستند؟

به گزارش گلونی، با ورود موج سرما و بارش گسترده‌ی برف در بسیاری از استان‌های کشور، شبکه‌های اجتماعی و حتی برخی اظهارنظرهای رسمی پر شد از امید به «جبران کم‌آبی» و «پایان خشکسالی». تصویری آشنا: کوه‌های سفیدپوش، جاده‌های برفی و این تصور قدیمی که برف، نسخه‌ی شفابخش بحران آب است. اما داده‌های علمی و تجربه‌ی محیط زیستی ایران روایت پیچیده‌تری دارند؛ روایتی که نشان می‌دهد هر برفی الزاماً به معنای نجات منابع آب نیست.

از نگاه علمی، برف یکی از مهم‌ترین اشکال ذخیره‌ی طبیعی آب شیرین به شمار می‌رود. برخلاف باران که اغلب به‌سرعت به رواناب تبدیل می‌شود، برف می‌تواند آب را برای هفته‌ها یا حتی ماه‌ها در خود نگه دارد و در فصل گرم، به‌تدریج آزاد کند. در بسیاری از مناطق جهان، از جمله فلات ایران، بخش قابل توجهی از آب رودخانه‌ها و سفره‌های زیرزمینی وابسته به ذوب تدریجی برف است. این ویژگی، برف را به یک «مخزن طبیعی» تبدیل می‌کند؛ اما تنها در صورتی که شرایط زمین و مدیریت منابع اجازه دهد.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که این ذخیره‌ی بالقوه، در برخورد با واقعیت‌های محیط زیستی ایران، کارکرد خود را از دست می‌دهد. بخش بزرگی از سرزمین ایران با خاک‌های فرسوده، فشرده و فاقد پوشش گیاهی مناسب روبه‌روست. تخریب مراتع، چرای بی‌رویه، تغییر کاربری اراضی و کشاورزی ناپایدار باعث شده ظرفیت نفوذ آب در خاک به‌شدت کاهش یابد. در چنین شرایطی، زمانی که برف ذوب می‌شود، به‌جای نفوذ آرام به لایه‌های زیرین و تغذیه‌ی آبخوان‌ها، به رواناب سطحی تبدیل می‌شود؛ روانابی که یا به‌سرعت تبخیر می‌شود یا به شکل سیلاب از دسترس خارج می‌شود.

مطالعات هیدرولوژیک نشان می‌دهد که سلامت خاک و پوشش گیاهی نقش کلیدی در تبدیل برف به منبع پایدار آب دارد. اگر خاک توان جذب نداشته باشد، حتی بارش‌های سنگین برف نیز نمی‌توانند کسری مزمن آب‌های زیرزمینی را جبران کنند. این موضوع در ایران اهمیت دوچندان دارد، چرا که طبق گزارش‌های رسمی، افت شدید سطح آبخوان‌ها و پدیده‌ی فرونشست زمین، توان طبیعی خاک برای ذخیره‌ی آب را بیش از پیش کاهش داده است.

از سوی دیگر، تغییر اقلیم الگوی برف را نیز دگرگون کرده است. افزایش میانگین دما باعث شده بسیاری از بارش‌های زمستانی به‌جای برف، به باران تبدیل شوند یا برف‌ها زودتر از موعد ذوب شوند. ذوب سریع، زمان نفوذ آب را کاهش می‌دهد و احتمال تبدیل آن به رواناب مخرب را افزایش می‌دهد. به بیان ساده، برفی که باید آرام و تدریجی ذوب شود، گاهی به یک بارش ناگهانی تأخیری تبدیل می‌شود؛ با پیامدهایی چون سیلاب، تخریب زیرساخت‌ها و از دست رفتن منابع آب.

تجربه‌ی سال‌های اخیر نیز این واقعیت را تأیید می‌کند. در بسیاری از حوضه‌های آبریز کشور، باوجود زمستان‌های پربارش مقطعی، مخازن سدها و سفره‌های زیرزمینی در تابستان با کاهش شدید آب مواجه شده‌اند. کارشناسان محیط‌ زیست و منابع آب بارها تأکید کرده‌اند که بحران آب ایران، بیش از آن‌که ناشی از کمبود بارش باشد، نتیجه‌ی مدیریت ناپایدار منابع، برداشت بی‌رویه و نادیده‌گرفتن ظرفیت طبیعی سرزمین است.

در این میان، تمرکز صرف بر «میزان بارش» می‌تواند نگاه سیاست‌گذار و افکار عمومی را از مسئله‌ی اصلی منحرف کند. پرسش کلیدی این نیست که چقدر برف باریده، بلکه این است که چه میزان از آن توانسته وارد چرخه‌ی پایدار آب شود. بدون احیای پوشش گیاهی، اصلاح الگوی مصرف آب، کاهش فشار بر آبخوان‌ها و مدیریت یکپارچه‌ی حوضه‌های آبریز، حتی زمستان‌های پربرف نیز اثر ماندگاری بر امنیت آبی کشور نخواهند داشت.

برف، اگرچه در کوتاه‌مدت امید می‌آورد و نفس طبیعت را تازه می‌کند، اما در بلندمدت می‌تواند هشداری جدی باشد؛ هشداری درباره شکنندگی سرزمین و ناتوانی ما در بهره‌برداری درست از مواهب طبیعی. سفیدپوش شدن کوه‌ها خبر خوبی است، اما تنها زمانی به نجات منابع آب می‌انجامد که زمین، خاک و مدیریت ما آماده‌ی پذیرش آن باشند. در غیر این صورت، برف می‌آید، آب می‌رود و بحران، همچنان باقی می‌ماند.

پایان پیام

در گلونی بیشتر بخوانید: پلنگ شهمیرزاد زیر ذره‌بین دامپزشکان؛ رهاسازی پس از تأیید سلامت
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید