مسدودسازی حساب طلافروشان؛ درمان درد بازار یا بیحسی موضعی؟
به گزارش گلونی، طبق خبرهای واصله، چند روزی است که حسابهای عزیزان صنف طلا و جواهر مسدود شده و طبیعتاً صدای اعتراض همگان را درآورده است.
حدود دو سال پیش بود که به دوستان طلافروش اعلام کردند که بیایید و تمام کارهایتان را در سامانه مؤدیان و بعد هم در سامانه جامع تجارت ثبت کنید. همان موقع هم اعتراضشان بلند شد؛ چرا؟ چون همیشه اصرار داشتند پول از راههای مختلف به حسابشان واریز شود؛ از کارت شخصی گرفته تا کارت شوهرعمهی باجناق پسرخالهی شاگرد! چرا؟ چون مالیات فقط باید پیش پیش از درآمد کارمندان و کارگران کسر شود.
خب، اگر آن موقع کارهای ثبتی انجام شده بود، حالا دیگر ناگهان حساب، از «حجم مال داخلش» مسدود نمیشد. تازه از همین مسدودشدن هم مشخص شد که ظاهراً پولی درمیآورند که ارزش مسدود شدن دارد!
بنده که بیاطلاع بودم، رفتم پیگیر شدم ببینم مسدود شدن حسابها غیر از پروندههای قضایی دقیقاً چطور اتفاق میافتد. گفتند: چک برگشتی، واریزیهای درشت، تراکنشهای سریالی و از این قبیل. به هر حال دوستان باید از این بالا رفتن طلا نهایت استفاده را بکنند دیگر. خوش به حالشان! فکر نمیکردم روزی مسدود شدن حساب به دلیل حجم واریزی از آرزوهایم شود. بانک مرکزی هم انگار شده ناظمهای دهه شصت و هفتاد؛ که برای یک نفر، کل کلاس را تنبیه میکردند.
بانک مرکزی عزیز، حسابها را که میبندید، چرخ اقتصاد نمیچرخد؛ چرخ اقتصاد دیگر نمیچرخد و وقتی پول نچرخد، مالیات هم داده نمیشود. ضمن اینکه قبل از همه اینها، بد نیست این سامانهها که چه عرض کنم، کلکسیونهای پر از باگ را یکبار درستودرمان درست کنید. و اگر هم شفافیت را دوست دارید، فقط برای مردم نباشد؛ این شفافیت را در همهچیز اجرا کنید، نه اینکه بقیه امور همچنان «در دست بررسی» و «محرمانه» بماند.
خلاصه اینکه با غل و زنجیرهای دیجیتال میشود حسابها را بست، اما دهان پول نقد و کارتبهکارت به فامیل دهپشتی را نمیشود بست؛ با یک اینتر، کار دوباره راه میافتد. این بود، یکی به نعل زدم و یکی به میخ بنده.
پایان پیام
نویسنده: مریم زندیه
