کتاب زایش شهروندان، زنان و سیاستهای مادری در ایران؛ نگاهی به تحولات نقش زن در ایران
وقتی اتاق زایمان به میدان سیاست تبدیل میشود؛ نگاهی به تحولات نقش زن در ایران
به گزارش گلونی، کتاب زایش شهروندان، زنان و سیاستهای مادری در ایران، اثری پژوهشی از فیروزه کاشانیثابت که با ترجمه سمیه طباطبایی و توسط نشر بیدگل منتشر شده، دریچهای نو به سوی تاریخ تحولات اجتماعی ایران گشوده است. این پژوهش فراتر از یک واکاوی تاریخی ساده، به کالبدشکافی پیوند عمیق میان بدن زنانه و پروژههای ملتسازی در ایران مدرن میپردازد.
نویسنده با دقتی مثالزدنی نشان میدهد که چگونه از اواخر عصر قاجار، مفهوم «مادری» از یک امر خصوصی در فضای اندرونی، به یک ابزار استراتژیک برای تعریف شهروندی بدل شد. در دورانی که بقای ملت در گرو داشتن نسلی نیرومند بود، نخبگان فکری به این نتیجه رسیدند که این توانمندی تنها از طریق «مدیریت علمی» بدن زنان محقق میشود. در همین راستا، کتاب زایش شهروندان، زنان و سیاستهای مادری در ایران فاش میکند که چگونه طب مدرن، نه فقط برای درمان، بلکه برای جهتدهی به وظایف مادری و طراحی «شهروند مطلوب» وارد ایران شد.
یکی از نکات برجسته در کتاب زایش شهروندان، زنان و سیاستهای مادری در ایران، واکاوی پارادوکسی است که در آن حقوق اجتماعی زنان با وظیفه زایش گره خورده است. کاشانیثابت نشان میدهد که زنان ایرانی چگونه با هوشمندی، از گفتمان «مادر باسواد» به عنوان اهرمی برای مطالبه حق تحصیل و حضور در جامعه استفاده کردند تا بدن خود را از میدان نبرد میان سنت و تجدد، به جایگاهی برای کسب عاملیت اجتماعی تبدیل کنند.
این اثر به خوبی تبیین میکند که شهروندی در ایران همواره با مفاهیمی چون پاکیزگی و تربیت ملی درآمیخته بوده است. در بخشهای پایانی کتاب زایش شهروندان، زنان و سیاستهای مادری در ایران، نویسنده با نگاهی فراجناحی تحلیل میکند که چگونه سیاستهای مادری، فارغ از دگرگونیهای ایدئولوژیک، همچنان هسته مرکزی تعامل دولت با زنان باقی مانده و بدن زن ایرانی همواره به مثابه یک «سرمایه ملی» تحت نظارت بوده است.
در نهایت، کتاب زایش شهروندان، زنان و سیاستهای مادری در ایران با نثری گیرا و آکادمیک، به ما میآموزد که برای درک تاریخ معاصر ایران، باید لایههای پنهان سیاستگذاری را نه در گزارشهای سیاسی، بلکه در کتابهای بهداشتی و اتاقهای زایمان جستجو کرد. این کتاب روایتی ضروری از تلاش زنان برای تعریف هویت خویش در چرخدندههای قدرت است.
پایان پیام
