کتاب قدرت بی‌قدرتان؛ آیا ما بخشی از نظامی هستیم که از آن متنفریم؟

کتاب قدرت بی‌قدرتان؛ آیا ما بخشی از نظام سیاسی هستیم که از آن متنفریم؟

کتاب قدرت بی‌قدرتان؛ آیا ما بخشی از نظام سیاسی هستیم که از آن متنفریم؟

به گزارش گلونی، تصور کنید در جهانی زندگی می‌کنید که همه چیزش به نوعی «بازی» است. نه یک بازی کودکانه، بلکه یک نمایش بزرگ که اگر در آن نقش خود را به درستی ایفا نکنید، صحنه را از دست می‌دهید. این، خلاصه وضعیت انسان در «نظام پساتوتالیتر» است؛ مفهومی که واتسلاف هاول در کتاب قدرت بی‌قدرتان با جراحی ظریف، آن را پیش چشمان ما می‌گذارد.

هاول در این کتاب، نگاهش را از تحلیل‌های خشک سیاسی به سمت «سوژه» می‌برد؛ یعنی خود ما. سوال او ساده اما تکان‌دهنده است: چگونه یک نظام سرکوبگر در خانه، در خیابان و در ذهن ما نفوذ می‌کند؟

پاسخ او نه در فشنگ‌ها و زندان‌ها، که در «دروغ روزمره» نهفته است. او به ما نشان می‌دهد که سیاست برای بقا، نیازی به ایمان قلبی ما ندارد. او به اعتقاد ما نیاز ندارد؛ او فقط به «اطاعت نمایشی» ما محتاج است. وقتی فروشنده‌ای، شعار ایدئولوژیک تحمیلی را در ویترین مغازه‌اش می‌چسباند، نه چون به آن باور دارد، بلکه برای اینکه «امنیت» داشته باشد و «به دردسر نیفتد»، او در حال بنا کردن خشت به خشت همان نظام سیاسی است که از آن بیزار است.

کجاها برای آرامش خود، به دروغ تن داده‌ام؟

کتاب قدرت بی‌قدرتان با ترجمه احسان کیانی‌خواه، اثری درباره سیاست نیست؛ کتابی درباره «مسئولیت زیستن در حقیقت» است. هاول استدلال می‌کند که بزرگترین ضربه به چنین نظامی، نه از طریق انقلاب‌های خشونت‌آمیز، بلکه از طریق «سرباز زدن از بازی» وارد می‌شود. وقتی کسی تصمیم می‌گیرد دروغ نگوید، وقتی تصمیم می‌گیرد نقاب ریا را از چهره بردارد، او در واقع ساختار خیالی نظام را در اطراف خود فرو می‌ریزد.

این کتاب، آینه‌ای است که هاول در برابر هر انسان آزاده‌ای می‌گیرد تا بپرسد: «کجاها برای آرامش خود، به دروغ تن داده‌ام؟» و به ما یادآوری می‌کند که قدرت، هرچقدر هم غول‌آسا به نظر برسد، بر پایه‌هایی ایستاده است که تک‌تک ما با سکوت و همراهی‌مان آن را تقویت می‌کنیم.

خواندن کتاب قدرت بی‌قدرتان که از سوی نشر نو منتشر شده، تجربه‌ای آرامش‌بخش نیست؛ تجربه‌ای بیدارکننده است. این کتاب به ما می‌گوید که حتی در تنهاترین لحظات، «حقیقت» می‌تواند قدرتمندترین سلاحی باشد که یک «بی‌قدرت» در دست دارد.

پایان پیام

در گلونی بیشتر بخوانید: کتاب نامزد آقای مترجم؛ پرسه در دهلیزهای ذهن و پوچی مدرن
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید