نبرد حران؛ شکستی که روم هرگز فراموش نکرد
به گزارش گلونی، آرش رئیسینژاد در کانال تلگرام خود نوشت: ۲۰۷۹ سال پیش، ارتش ایران اشکانی به فرماندهی سپهبد سورنا، لژیونهای رومی را در نبرد حرّان (کاره) خُرد کرده و کراسوس فرمانده سپاه روم را کشت.
در سال ۵۵ پیش از میلاد، مارکوس لیکینیوس کراسوس، سردار و کنسول رومی و یکی از سه مرد نیرومند جمهوری روم در کنار سزار و پومپه، (تریوم ویرات اول با Primus Triumviratus یا حکومت سه نفره اول)، فرماندار سوریه گشت. با اینکه ۱۸ سال پیش از این شورش بردگان به رهبری اسپارتاکوس را فرونشانده بود، کراسوس ثروتمند ولی پیر و سالخورده در برابر گایوس ژولیوس سزار که گُل را تسخیر کرده بود و گنایوس پومپیئوی مانیوس (پومپه) که بر بالکان دست یافته بود، حرفی برای گفتن نداشت. کنسول پیر اما هنوز عطش کسب افتخار را داشت و میخواست نامش را در تاریخ جاودانه کند. جای شگفتی نبود که رو به سوی خاور نمود و تصمیم گرفت به ایران حمله کند تا بگمان خود اسکندر مقدونی تالی گردد.
دو سال بعدتر و علیرغم مخالفت سنای روم، کراسوس مغرور با ۴۲ هزار سرباز و هفت لژیون رومی از مرز ایران و روم بر رود فرات گذشت و بواسطه تاراج چند آبادی ایرانی در شمال میان رودان خود را امپراطور نامید!
اُرُد دوم، شاهنشاه ایران زمین، فرستادهای به نام واگیز را نزد کراسوس گسیل کرد تا جویای تجاوز روم به خاک ایران شود. کراسوس اما مغرورانه گفت: «پاسختان را در سلوکیه (پایتخت آن زمان ایران) خواهم داد!» واگیز نیشخندی به نشانه تمسخر زد و بیدرنگ پاسخ داد: «اگر در کف دست من مویی دیدی، شهر سلوکیه را نیز خواهی دید!»
پیش از این، ارته باذ، حاکم ارمنستان به کراسوس از توان رعبآسای سواران پارتیان ایرانی هشدار داده بود و از او خواسته بود تا آنان را در کوهستان شمالغرب ایران زمینگیر کند. کراسوس اما دچار باد نخوت گشته بود و میخواست کار ایران را به شتاب یکسره سازد و به هند رسد!
شاهنشاه ارد که از خیانت ارتهباذ آگاه شده بود، به ارمنستان رفت تا از پیوستن رومیان به ارمنیان جلوگیری کند و در مقابل، سپهبد سورنا را با ۱۰ هزار سوارکار پارتی به ایستادگی در برابر سپاه روم فرستاد.
سپاه روم بس افزونتر بود و از این رو، سورنا نیرنگی بکار برد. در آغاز به همراه ۱۰۰۰ سوارکار در برابر رومیان آمد و ۹۰۰۰ کماندار را در پشت تپهها پنهان کرد. با حمله پیاده نظام روم، سورِنا دستور عقبنشینی داد تا سربازان رومی در پی آنها وارد میدان دلخواهش شوند. در این هنگام کمانداران از پشت تپهها بیرون آمدند و به سوی رومیها حملهور شدند. سورنا با تاکتیکهای جنگ متحرک و تیراندازی سواره، ارتش روم را فرسوده و محاصره کرد. پلوتارک، مورخ پرآوازه رومی، گفته بود که ایرانیان پارتی «پای سربازان رومی را به زمین میدوختند.» سواران کماندار اشکانی پیوسته از فاصله دور به رومیها تیراندازی میکردند و سپس عقب مینشستند؛ روشی که بعدها به «جنگ و گریز» مشهور شد. این شیوه جنگیدن پارتیان ایرانی چنان موثر بود که بعدها آن را «جنگ پارتیزانی» نامیدند.
در جریان نبرد، پوبلیوس پسر کراسوس کشته شد و روحیه رومیان فرو ریخت. در نهایت خود کراسوس نیز کشته شد و ارتش روم تقریباً نابود گردید. ۲۰ هزار رومی کشته و ۱۰ هزار نفر اسیر شدند، در حالی که تلفات ایرانیان بسیار اندک بود.
در ادامه، نشان هفت عقاب، نماد لژیونهای مغلوب رومی، به درخواست سورنا، به معبد آناهیتای تیسفون سپرده شد. اما چندی بعد ارد بر سورنا بدگمان گشت و دستور به اعدام داد.
نبرد حران نخستین پرده از جنگهای هفتصد ساله ایران و روم (و روم شرقی) بود که با پیروزی ایران همراه شد؛ ظفری که اهمیت تاریخی بزرگی داشت، چرا که پیشروی روم به سوی شرق را متوقف کرد، قدرت و اعتبار ایران اشکانی را در جهان افزایش داد، و آغاز چند صد ساله جنگ و رقابت میان ایران و روم گشت. بسیاری از مورخان، نبرد حران را نقطه عطفی در تاریخ نظامی جهان باستان میدانند.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: شاهزاده عباس میرزا و میراث یک سردرد ژئوپلیتیک
