پارادوکس سبز؛ آیا برای نجات اقلیم باید طبیعت را قربانی کنیم؟
پارادوکس سبز؛ وقتی انرژی پاک به طبیعت آسیب میزند
انرژی خورشیدی، بدون تردید، یکی از پاکترین منابع تولید برق است؛ اما نیروگاههای خورشیدی زمینی برای تولید در مقیاس بزرگ به صدها و گاه هزاران هکتار زمین نیاز دارند. این موضوع در بسیاری از مناطق جهان به تخریب زیستگاههای طبیعی، تغییر کاربری اراضی و حذف پوشش گیاهی منجر شده است. در واقع، جهان با نوعی «پارادوکس سبز» روبهرو شده است؛ یعنی تلاش برای نجات اقلیم از طریق انرژیهای تجدیدپذیر، خود به تهدیدی برای تنوع زیستی و اکوسیستمهای طبیعی تبدیل میشود.حفاظت از آبوهوا و حفاظت از طبیعت دو هدف مکمل هستند و نباید یکی به بهای نابودی دیگری محقق شود.
امنیت غذایی؛ قربانی خاموش گذار انرژی
یکی از مهمترین انتقادها به توسعه نیروگاههای خورشیدی زمینی، اشغال زمینهای کشاورزی است. در بسیاری از کشورها، از چین تا بریتانیا، نگرانیهای جدی درباره تبدیل اراضی حاصلخیز به مزارع خورشیدی مطرح شده است. در شرایطی که جهان با رشد جمعیت، تغییر اقلیم، خشکسالی و بحران غذا مواجه است، از دست رفتن زمینهای کشاورزی میتواند هزینهای بسیار سنگین برای نسلهای آینده داشته باشد.
این پرسش کاملاً منطقی است: «آیا منطقی است که برای تولید برق، زمینهایی را که میتوانند غذای مردم را تأمین کنند، از چرخه تولید خارج کنیم؟» بهویژه در کشورهای خشک و نیمهخشک مانند ایران، که هر هکتار زمین حاصلخیز ارزش راهبردی دارد، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ظرفیت فراموششده سقفها و پارکینگها
در مقابل، میلیونها مترمربع فضای ساختهشده در شهرها و مناطق صنعتی بدون استفاده باقی ماندهاند. سقف کارخانهها، انبارها، مراکز تجاری، ساختمانهای دولتی، مدارس، دانشگاهها، فرودگاهها و پارکینگهای بزرگ میتوانند به نیروگاههای خورشیدی تبدیل شوند؛ بدون آنکه حتی یک مترمربع از طبیعت یا اراضی کشاورزی اشغال شود.
پارکینگهای خورشیدی نمونهای موفق از این رویکرد هستند. این سازهها علاوه بر تولید برق، برای خودروها سایه ایجاد میکنند، دمای محیط را کاهش میدهند و ارزش افزوده اقتصادی نیز به همراه دارند. اگر چنین فضاهایی در اولویت قرار گیرند، بخش بزرگی از نیاز به انرژی خورشیدی بدون تخریب سرزمین تأمین خواهد شد.
براونفیلدها؛ فرصت طلایی توسعه خورشیدی
معادن متروکه، زمینهای صنعتی رهاشده، محلهای دفن زباله قدیمی و اراضی آلوده که اصطلاحاً «براونفیلد» نامیده میشوند، گزینهای بسیار مناسب برای استقرار نیروگاههای خورشیدی هستند. این اراضی معمولاً ارزش کشاورزی یا اکولوژیک چندانی ندارند و بهرهگیری از آنها، علاوه بر تولید انرژی پاک، به احیای منظر و اقتصاد محلی نیز کمک میکند.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، سیاستهای انرژی بر استفاده از چنین زمینهایی پیش از ورود به عرصههای طبیعی تأکید دارند.
درسهایی برای ایران
ایران با برخورداری از تابش خورشیدی فراوان، ظرفیت عظیمی برای توسعه انرژی خورشیدی دارد؛ اما این مزیت نباید بهانهای برای تصرف مراتع، زیستگاههای حیاتوحش، دشتهای طبیعی یا اراضی کشاورزی باشد. کشور هنوز ظرفیت گستردهای برای نصب سامانههای خورشیدی روی پشتبام ساختمانها، شهرکهای صنعتی، مجتمعهای تجاری، ایستگاههای حملونقل، پارکینگها و زمینهای تخریبشده دارد. ضروری است در سیاستگذاری انرژی، اصل «اولویت فضاهای ساختهشده بر عرصههای طبیعی» به یک قاعده الزامآور تبدیل شود. آینده پایدار تنها با افزایش تولید انرژی تجدیدپذیر محقق نمیشود، بلکه به نحوه استقرار این زیرساختها نیز وابسته است.
مسئله اصلی «خورشیدی بودن یا نبودن» نیست؛ مسئله این است که پنلها کجا نصب شوند. اگر ابتدا سقفها، پارکینگها، مناطق صنعتی و زمینهای متروکه را پوشش دهیم، میتوان هم برق پاک تولید کرد و هم از طبیعت، امنیت غذایی و تنوع زیستی حفاظت نمود. گذار انرژی زمانی واقعاً سبز است که نهتنها انتشار کربن را کاهش دهد، بلکه از تخریب سرزمین نیز جلوگیری کند. شاید پیام معترضان را بتوان در یک جمله خلاصه کرد: «پیش از آنکه طبیعت را بپوشانید، فضاهای ساختهشده را پوشش دهید.»
پایان پیام
نویسنده: مصیب شیرانی

