کتاب سلطانیزم علیه بوروکراسی؛ خاطراتی که تاریخ را بازخوانی میکنند
به گزارش گلونی، کتاب سلطانیزم علیه بوروکراسی اثر علینقی عالیخانی، محصولی از نشر لوح فکر، بیش از آنکه یک کتاب خاطرات صرف باشد، تحلیل عمیق و بیپردهای از تاریخ معاصر ایران، بهویژه دوران پهلوی دوم، ارائه میدهد. عالیخانی، که خود از مدیران ارشد آن دوران و چهرهای کلیدی در وزارت اقتصاد بوده، در این اثر به سراغ یکی از اساسیترین تضادهای تاریخی در ساختار حکومتی ایران رفته است: تقابل میان قدرت سلطنتی و بوروکراسی کارآمد. او نشان میدهد چگونه نهاد سلطنت، همواره از قدرتگیری و استقلال دیوانسالاری اداری هراس داشته و با دسیسهها، چهرههای توانمندی چون امیرکبیر، مصدق و حتی خود او را به حاشیه رانده است.
تقابل قدرت مطلقه و دیوانسالاری در ایران
کتاب سلطانیزم علیه بوروکراسی تصویری واقعگرایانه و دور از هرگونه آرمانگرایی از حکومت پهلوی دوم ترسیم میکند. در عصری که تلاشهایی برای تطهیر گذشته صورت میگیرد، عالیخانی به عنوان فردی که در دل سیستم بوده، پرده از فساد گسترده اطرافیان شاه، مداخلات خارجی و فضای سیاسی بسته برمیدارد. او با ذکر جزئیات و نام افراد، اثبات میکند که دستاوردهای اقتصادی دوران، نه هدیه شاه، بلکه حاصل تلاش مردانی بوده که با وجود موانع استبدادی، برای پیشرفت کشور کوشیدهاند.
کتاب سلطانیزم علیه بوروکراسی به شکلی شگفتانگیز، بسیاری از مسائل اقتصادی مطرح شده در آن، شباهتهای چشمگیری با بحرانهای امروز ایران دارد. عالیخانی به دقت خطاهای استراتژیک دهه پنجاه را کالبدشکافی میکند؛ از تمرکز بر تهران و غفلت از مناطق دیگر، تا تلاش برای کنترل دستوری قیمتها به جای مهار تورم. ورود درآمدهای عظیم نفتی، اقتصاد را به سمت «بیماری هلندی» سوق داد و تثبیت نرخ ارز در کنار تشدید واردات، ضربهی مهلکی به تولید داخلی وارد کرد. غفلت از آموزش فنیوحرفهای، تمرکز افراطی بر پروژههای صنعتی عظیم و بیتوجهی به مسائل حیاتی محیط زیست و بحران آب، از دیگر خطاهای استراتژیک این دوره است که در این اثر به تفصیل مورد واکاوی قرار میگیرد.
بخش دیگری از کتاب سلطانیزم علیه بوروکراسی به دوران پرچالش ریاست عالیخانی بر دانشگاه تهران اختصاص دارد. تلاش او برای ایجاد تغییرات ساختاری و ارتقای کیفیت علمی با مقاومتهایی مواجه شد و در نهایت، اعتراضات دانشجویی به مسائلی چون افزایش قیمت بلیت اتوبوس و ورود پلیس به دانشگاه، به استعفای او انجامید. این وقایع، بنبستهای عملی یک مدیر تکنوکرات را در ساختاری که تحمل استقلال نهادهای مدنی را ندارد، به خوبی نمایان میسازد.
کتاب سلطانیزم علیه بوروکراسی همچنین به مقابله با دو جریان تحریفگر رسانهای میپردازد: یکی که تمام سوابق عالیخانی را به حضور در ساواک و ارتباط با اسرائیل تقلیل میدهد، و دیگری که تلاش میکند از او یک مدافع اقتصاد بازار آزاد بسازد، در حالی که سیاستهای اقتصادی او در دهه چهل، با اصول بازار آزاد همخوانی چندانی نداشت. این کتاب تلاشی است برای ترمیم گسست تاریخی نسلها و بازخوانی تجربیات و خطاهای حکمرانی گذشته، بدون سانسور و سوگیری.
پایان پیام
