کشاورزی ناپایدار چگونه تالابهای ایران را تشنه کرد؟
به گزارش گلونی خشک شدن تالابهای ایران را نمیتوان تنها به خشکسالی و تغییر اقلیم نسبت داد. اگرچه این دو عامل در تشدید این بحران نقش دارند، اما تصمیمهایی که طی سالهای گذشته در حوزه مدیریت منابع آب و توسعه کشاورزی گرفته شدهاند، سهمی تعیینکننده در کاهش حقابه تالابها داشتهاند.
تالابها آخرین مقصد آب در یک حوضه آبریز هستند. رودخانهها، چشمهها و آبهای زیرزمینی، پس از طی مسیر خود، به تالابها میرسند. اما وقتی آب پیش از رسیدن به مقصد، برای کشاورزی، صنعت یا مصارف دیگر برداشت شود، نخستین اکوسیستمی که آسیب میبیند، تالاب است.
احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست، میگوید در بسیاری از حوضههای آبریز کشور، فعالیتهای کشاورزی فراتر از توان اکولوژیک منطقه گسترش یافته است. به گفته او، استفاده از روشهای سنتی آبیاری و توسعه کشت محصولات پرآببر، باعث شده سهم تالابها از آب هر سال کمتر شود.
این همان چیزی است که کارشناسان از آن با عنوان «بارگذاری بیش از ظرفیت» یاد میکنند؛ یعنی مصرف آب بیشتر از آنچه طبیعت توان تأمینش را دارد. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش حقابه تالابها، افت سطح آبهای زیرزمینی و در نهایت خشک شدن زیستبومهایی است که هزاران سال در چرخه طبیعی ایران نقش داشتهاند.
نمونههای این ناهماهنگی کم نیست. هنوز در برخی مناطق خشک کشور، محصولاتی مانند برنج یا چغندر قند کشت میشوند؛ محصولاتی که برای تولیدشان به آب فراوان نیاز است. در حالی که منابع آبی همان مناطق، توان تأمین چنین الگوی کشتی را ندارند. لاهیجانزاده معتقد است اصلاح الگوی کشت، استفاده از روشهای نوین آبیاری و سازگار کردن کشاورزی با اقلیم، از مهمترین راهکارهای جلوگیری از نابودی تالابهاست.
کشاورزی ناپایدار چگونه تالابهای ایران را تشنه کرد؟
اما مسئله فقط مقدار آب مصرفی نیست. کشاورزی ناپایدار، با مصرف بیرویه کودها و سموم شیمیایی نیز کیفیت آب تالابها را تحت تأثیر قرار میدهد. ورود این آلایندهها به رودخانهها و تالابها، تعادل اکولوژیکی را بر هم میزند، تنوع زیستی را کاهش میدهد و حیات بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری را تهدید میکند. گزارش مشترک دبیرخانه کنوانسیون رامسر و سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) نیز کشاورزی ناپایدار را یکی از مهمترین عوامل تخریب تالابهای جهان معرفی کرده است.
در سالهای اخیر، پروژههای مشترک سازمان حفاظت محیط زیست و برنامه توسعه سازمان ملل نیز نشان دادهاند که میتوان میان کشاورزی و حفاظت از تالابها تعادل برقرار کرد. اجرای روشهای نوین آبیاری و مدیریت مشارکتی در برخی حوضههای تالابی ایران، ضمن کاهش مصرف آب، به حفظ تولید کشاورزی نیز کمک کرده است؛ یعنی حفاظت از تالابها الزاماً به معنای حذف کشاورزی نیست، بلکه به معنای تغییر شیوه کشاورزی است.
تالابها فقط پهنههایی پر از آب نیستند. آنها سفرههای آب زیرزمینی را تغذیه میکنند، گردوغبار را مهار میکنند، زیستگاه پرندگان و آبزیان هستند و معیشت هزاران نفر به سلامت آنها وابسته است. از بین رفتن تالابها، تنها یک خسارت محیط زیستی نیست؛ زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی بهداشتی را به همراه دارد.
اگر قرار است تالابهای ایران زنده بمانند، باید نگاه ما به کشاورزی نیز تغییر کند. کشاورزی در کشوری خشک مانند ایران، دیگر نمیتواند بر پایه وفور آب برنامهریزی شود. آینده تالابها، بیش از هر چیز، به این وابسته است که آیا میتوانیم مصرف آب را با ظرفیت واقعی طبیعت هماهنگ کنیم یا نه.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: آسیا در خط مقدم تغییرات اقلیمی؛ گرمای بیسابقه، سیلابهای ویرانگر و خشکسالی
