احمد ابن ماجد؛ ناخدای بزرگ خلیج فارس و استاد بینظیر دریانوردی قرن ۱۵
به گزارش گلونی، نام احمد ابن ماجد با تاریخ دریانوردی در خلیج فارس و اقیانوس هند گره خورده است؛ دریانوردی که دانش ستارهشناسی، جغرافیا و تجربه سالها سفر بر دریا را در آثار خود ثبت کرد و میراثی ماندگار از دانش ناوبری بر جای گذاشت. با وجود گذشت قرنها، هنوز درباره زادگاه، هویت و نقش او در تاریخ دریانوردی روایتهای متفاوتی وجود دارد؛ اختلافهایی که نشان میدهد شناخت این چهره تاریخی همچنان محل پژوهش و گفتوگوست.
در این گزارش، حسین شهابی، سرپرست معاونت میراثفرهنگی هرمزگان، به زندگی، آثار، دانش دریایی و جایگاه احمد ابن ماجد در تاریخ دریانوردی پرداخته است.
در تاریخ دریانوردی جهان اسلام، شخصیتهایی وجود دارند که نهتنها حامل دانش ارزشمندی بودهاند، بلکه خود نیز به خلق افقهای جدید در علم و تجربه پرداختهاند. در میان این افراد، احمد ابن ماجد معروف به شیر دریاها، بهعنوان ستارهای درخشان شناخته میشود؛ اما آیا او ایرانیتبار است یا عربنژاد؟ این سؤالی است که قرنهاست میان پژوهشگران مورد بحث و جدل قرار گرفته و همچنان ادامه دارد. بااینحال، آنچه مسلم است، این است که ابن ماجد بهعنوان یکی از بزرگترین ناوبران، جغرافیدانان و نویسندگان علوم دریایی در خلیج فارس و اقیانوس هند، جایگاهی بینظیر دارد.
تاریخ تولد و زادگاه او؛ داستان هویتی چندگانه
بیشتر مورخان، تاریخ تولد او را سال ۸۳۶ هجری قمری و سال وفاتش را ۹۳۶ هجری قمری ذکر کردهاند؛ نزدیک به یک قرن زندگی پربار که در سفرها، آموزشها و ثبت تجربیات دریایی سپری شد. بر اساس نقل عبدالحلیم منتصر، ابن ماجد در جُلفار، واقع در رأسالخیمه کنونی در عمان، به دنیا آمد؛ شهری بندری که در قرون میانه اسلامی نقش کلیدی در تجارت دریایی خلیج فارس، هند و چین ایفا میکرد.
اما روایت دیگری که احمد اقتداری، پژوهشگر برجسته ایرانی، به آن پرداخته است، ریشههای این دریانورد را به بندر کُنگ، در سواحل ایرانی خلیج فارس، مرتبط میسازد. اقتداری بر این باور است که ابن ماجد نهتنها فارسیزبان و شیعه بوده، بلکه در نوشتههایش از واژگان کهن فارسی و گویش کنگی استفاده کرده است؛ شواهدی که برای برخی پژوهشگران کافی است تا او را ایرانیالاصل بدانند.
در مقابل، تاریخنگاران عرب حوزه خلیج فارس، نسب او را به قبایل بدوی نجد در شبهجزیره عربستان نسبت میدهند و برخی منابع پرتغالی نیز به اشتباه او را اهل هندوستان میدانند. این اختلافها نشاندهنده جایگاهی است که مرزهای قومی را درنوردیده است.
جلفار؛ بندری باشکوه در خلیج فارس
در قرون میانه اسلامی، جلفار بهعنوان حلقه اتصال دریایی میان غرب خلیج فارس و شبهقاره هند شناخته میشد. آوازه تجاری و دریانوردی آن به سرزمینهای دوردست میرسید. مورخ پرتغالی، دوآرتی باریاروس، در توصیف جلفار مینویسد که بسیاری از ثروتمندان دریانورد در این ناحیه سکونت داشتهاند؛ مردمانی که نسلبهنسل تجربه سفرهای دریایی را منتقل میکردند.
جُلفار، نام قدیم رأسالخیمه، یکی از امیرنشینهای هفتگانه امارات متحده عربی است. در سدههای هشتم و نهم میلادی، این منطقه سکونتگاه «قبیله عَضد» بود. خانههای عضدیان از چوب ساخته شده بود و پرتغالیها دژی در جلفار بنا کردند. شهابالدین احمد بن ماجد بن محمد نیز از همین روستا بود و در همینجا مدفون است.
کشف تفاوت محور مغناطیسی زمین
یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی ابن ماجد، درک تفاوت میان محور فیزیکی (جغرافیایی) و محور مغناطیسی زمین بود. او هنگام کار با قطبنما، که در آن دوران ابزاری نوین و ناشناخته بود، و بررسی موقعیت ستاره قطبی، به «میل مغناطیسی» پی برد؛ مفهومی که بعدها در علوم ژئوفیزیک، ناوبری و دریانوردی اهمیت فراوانی پیدا کرد.
این کشف نشاندهنده توانایی ترکیب دانش نجوم، تجربه دریایی و استدلال علمی در ذهن این دریانورد کمنظیر است.
آثار ماندگار؛ «الفوائد فی اصول علم البحر»
مهمترین کتاب ابن ماجد، اثر بزرگ «الفوائد فی اصول علم البحر والقواعد» است که در سال ۸۹۵ هجری قمری تألیف شد و امروزه نیز جزو منابع مهم دانش دریانوردی به شمار میرود. این کتاب شامل ۱۲ فصل بوده و به اصول ناوبری، ابزار و علائم دریایی، بادهای موسمی، موقعیت ستارگان و شیوه رسیدن از بندری به بندر دیگر میپردازد.
آنچه این کتاب را متمایز میکند، ترکیب تجربه و نظریه است؛ ابن ماجد نهفقط عالمی مطالعهگر، بلکه معلم معلمان دریانوردی بود.
زبان، هویت و کاربرد واژگان فارسی
دکتر اقتداری در مقدمه فارسی ترجمه کتاب «الفوائد» اشاره میکند که در هیچ صفحهای از این اثر نمیتوان از واژگان فارسی ناب خالی بود؛ اصطلاحاتی چون «لنگر»، «زیرباد»، «رهنامه»، «آبخور»، «سرهنگ» و «هیراب».
این واژگان نهتنها پیوند او را با زبان فارسی نشان میدهد، بلکه حاکی از نفوذ دانش دریانوردی ایرانیان در تمدن دریایی خلیج فارس است.
جایگاه ایرانیان در دریانوردی
پیش از ابن ماجد، دریانوردان بندرهای ایرانی چون سیراف از شهرت جهانی برخوردار بودند. پس از زلزلههای ویرانگر سالهای ۳۶۶–۳۶۷ هجری قمری، بسیاری از ساکنان سیراف به عمان مهاجرت کردند و دانش خود را به آنجا بردند؛ دانشی که بعدها ابن ماجد نیز از آن بهرهمند شد.
در کنار این میراث ایرانی، تجربههای عباسیان، ناخدایان عرب و بازرگانان هندی نیز در شکلگیری او نقش داشتند؛ ترکیبی از فرهنگهای دریایی که او را به یکی از جهانیترین چهرههای زمان تبدیل کرد.
رهنامه؛ رمزهای مسیرهای دریایی
ابن ماجد به رهنامهها، یا دفاتر راهنمای سفر دریایی، دسترسی داشت؛ متونی که مختصات، عمق آب، بادها، جریانها، ستارگان و خطرات مسیرهای دریایی را ثبت میکردند. برخی از رهنامههای مورد استفاده او قدمتی بیش از ۳۰۰ سال داشتند؛ موضوعی که نشاندهنده سنت دیرینه ناوبری در خلیج فارس است.
منظومهسرایی علمی!
شاید عجیب باشد، اما ابن ماجد بخش بزرگی از آثارش را در قالب شعر نوشت؛ قالبی که حفظ اطلاعات را برای دریانوردان آسان میکرد. برخی از این منظومهها بین ۲۰ تا ۳۰۰ بیت دارند. او از بحر رَجَز تا طویل استفاده کرده و لایههای علمی را در شعر ریخته است.
از معروفترین آنها میتوان به «ارجوزه السفالیه»، «کنز المعالمه»، «قبلة الاسلام»، «ارجوزه السبعیه» و «ارجوزه ضربیه الضرائب» اشاره کرد که به ستارهشناسی دریایی، راههای ساحلی، بادهای موسمی و روشهای رصد ستارگان میپردازند.
آیا او راهنمای واسکو دا گاما بود؟
در منابع غربی، شهرت ابن ماجد بیشتر به این دلیل است که او را راهنمای مسیر دریایی واسکو دا گاما در سفر تاریخیاش به هند میدانند؛ ادعایی که برخی پژوهشگران معاصر آن را رد کردهاند. دلایل رد این ادعا شامل تناقض زمانی، نبود سند مستقیم و فاصله جغرافیایی روایت است.
بااینحال، احتمال آشنایی او با پرتغالیان در زمان نفوذ آنان به زنگبار و کالیکوت زیاد است. او در نوشتههای خود از حضور پرتغالیان ابراز اندوه و شرمساری کرده و رفتار آنان را «سبب تنگی بر مسلمانان» دانسته است.
نگاه او به ستارهشناسی
ابن ماجد، استاد علم نجوم دریایی بود. او با رصد ستارگانی چون سهیل، سماک رامح و بنات نعش، روشهای اختصاصی برای تعیین مسیر ارائه داد. او حتی زاویه دقیق قبله را برای بسیاری از شهرها تعیین کرده است؛ کاری که نشان از دانش مثلثات نجومی دارد.
میراث در جغرافیای دریایی
نویسندگان عرب معاصر، مانند دکتر الغنهیم و دکتر عبدالله یوسف الغمان، آثار ابن ماجد را گنجینهای از اطلاعات کمنظیر درباره شکل سواحل، جزایر ناشناخته، عمق آب، جریانهای فصلی و مهاجرت پرندگان دریایی میدانند.
در سالهای پایانی عمرش، ابن ماجد شاهد رخدادی بود که مسیر تاریخ دریانوردی را دگرگون کرد: ورود پرتغالیها از دماغه امید نیک. آنان با ساخت پایگاههای تجاری در سواحل هند و آفریقا و تکیه بر برخی امیران محلی، مناسبات دریایی سنتی را برهم زدند. ابن ماجد از این پدیده با اندوه و تلخی سخن گفته است.
نسخههای خطی و پژوهشهای معاصر
نسخههایی از آثار او امروز در آکسفورد، لنینگراد و کتابخانههای عربی خلیج فارس نگهداری میشود. پژوهشگر روس، شوموفسکی، نخستین کسی بود که برخی منظومههای ناشناخته او را منتشر کرد.
چرا ابن ماجد هنوز مهم است؟
ابن ماجد علم نظری را با تجربه دریایی تلفیق کرد، تفاوت محور مغناطیسی و جغرافیایی را توضیح داد، مسیرهای ناشناخته را ثبت کرد و همچنین روشهای ناوبری را استانداردسازی کرد. او هزاران واژه تخصصی در دریانوردی آفرید.
تا امروز، کتاب «الفوائد» در آموزش ناوبری در جهان عرب و بخشی از شبهقاره، کتابی مرجع محسوب میشود. احمد ابن ماجد نماد دوران طلایی دریانوردی در خلیج فارس است؛ انسانی که با دانش ستارهشناسی، ریاضی، جغرافیا و تجربه دریایی، مرزهای شناخت بشر را گسترش داد.
اگرچه درباره هویت او اختلاف نظر وجود دارد، اما بدون تردید، او «اسدالبحار» بود؛ شیر دریاها.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: درهای قدیمی اهواز؛ روایت خاموش کارون و هویت یک شهر
