هوماسکول یا مدرسه؛ مسئله این است!
به گزارش گلونی، مدرسه برای نسلهای زیادی یک انتخاب نبود؛ بخشی از زندگی بود. صبحها کیف روی شانه میرفتیم و بعدازظهر با مشق و کتاب برمیگشتیم. کمتر کسی تصور میکرد روزی خانوادهای بنشیند و از خودش بپرسد: «آیا اصلاً لازم است فرزندم به مدرسه برود؟»
امروز اما این سؤال برای بعضی خانوادهها جدیتر از گذشته شده است.
صحبت از هوماسکول (Homeschooling) یا آموزش در خانه بیشتر شنیده میشود؛ خانوادههایی که ترجیح میدهند آموزش فرزندشان را خارج از قالب معمول مدرسه دنبال کنند. البته نباید آموزش در خانه را با ترک تحصیل یا بازماندن از تحصیل یکی دانست. هوماسکول، در معنای واقعی، حذف آموزش نیست؛ تغییر محل و شیوه آموزش است.
اما پشت این انتخاب، فقط علاقه به آموزش متفاوت نیست. بخشی از ماجرا به اعتماد برمیگردد. وقتی خانوادهای احساس میکند مدرسه دیگر نمیتواند آن چیزی را که از آموزش انتظار دارد فراهم کند، طبیعی است که به دنبال مسیر دیگری بگردد.
این انتظار هم دیگر فقط خواندن و نوشتن و گرفتن نمره خوب نیست. خانوادهها درباره مهارتهای زندگی، خلاقیت، تفکر انتقادی، هنر، زبان، تجربه و حتی سلامت روان فرزندشان بیشتر از گذشته سؤال میکنند.
در مقابل، مدرسهای که بخش بزرگی از تجربه کودک را به امتحان، نمره، حفظ کردن و عبور از یک پایه به پایه دیگر محدود کند، ممکن است برای بعضی خانوادهها دیگر پاسخ کافی نباشد.
چرا بعضی خانوادهها به آموزش در خانه فکر میکنند؟
فشار روانی نیز بخش دیگری از این داستان است. مدرسه میتواند یکی از مهمترین فضاهای اجتماعیشدن کودک باشد، اما همین فضا گاهی با اضطراب امتحان، رقابت، قضاوت، زورگویی و فشار همسالان همراه میشود.
وقتی خانواده تجربه ناخوشایندی از مدرسه دارد، ممکن است به جای اینکه فقط مدرسه را عوض کند، اساساً درباره ضرورت حضور تماموقت کودک در آن تردید کند.
این تغییر نگرش با یک اتفاق دیگر همزمان شده است: دانش دیگر پشت دیوار مدرسه محبوس نیست. کودک امروز به کتابخانههای دیجیتال، کلاسهای آنلاین، دورههای آموزشی، معلمهای خصوصی و منابع تخصصی دسترسی دارد. خانوادهای که توانایی و امکانات لازم را دارد، ممکن است احساس کند میتواند بخشی از این مسیر را خودش طراحی کند.
اما همینجا باید مکث کرد.
مدرسه فقط کلاس و کتاب نیست
مدرسه فقط ساختمان و تخته و کتاب نیست. کودک در مدرسه با آدمهایی روبهرو میشود که شبیه خودش نیستند. دوست پیدا میکند، اختلاف را تجربه میکند، همکاری میکند، گاهی شکست میخورد و یاد میگیرد دوباره تلاش کند.
این تجربه اجتماعی را نمیتوان بهسادگی با یک لپتاپ و مجموعهای از کلاسهای آنلاین جایگزین کرد.
از سوی دیگر، آموزش در خانه هم برای همه خانوادهها امکانپذیر نیست. هوماسکول به زمان، دانش، امکانات و برنامهریزی نیاز دارد و اگر بدون ساختار مناسب انجام شود، میتواند کودک را از بخشی از تجربههای آموزشی و اجتماعی محروم کند.
هوماسکول بهتر است یا مدرسه؟
بنابراین مسئله شاید این نباشد که «هوماسکول بهتر است یا مدرسه؟» مسئله مهمتر این است که چرا اصلاً بخشی از خانوادهها به این نتیجه رسیدهاند که برای آموزش فرزندشان باید از مسیر معمول خارج شوند.
این پرسش، بیش از آنکه درباره خانه باشد، درباره مدرسه است. مدرسهای که نتواند خودش را با نیازهای نسل جدید هماهنگ کند، دیر یا زود با انتخابهای رقیب روبهرو میشود؛ از کلاسهای آنلاین گرفته تا آموزش در خانه.
شاید بزرگترین زنگ خطر، کودکی نباشد که در خانه درس میخواند؛ خانوادهای باشد که دیگر مدرسه را تنها و مطمئنترین مسیر یادگیری فرزندش نمیبیند.
اعتماد، مثل زنگ مدرسه نیست که با یک صدا دوباره همه را سر جایشان بنشاند. باید دوباره ساخته شود؛ در همان کلاس، میان همان نیمکتها.
پایان پیام
در گلونی بیشتر بخوانید: چرا آموزش کارآفرینی باید از مدرسه آغاز شود
