چگاسفلی

چگاسفلی؛ کشف ۶ هزار ساله‌ای که نگرش ما به «انسان پیش از شهر» را دگرگون می‌کند

چگاسفلی؛ کشف ۶ هزار ساله‌ای که نگرش ما به «انسان پیش از شهر» را دگرگون می‌کند

چگاسفلی، یکی از وسیع‌ترین محوطه‌های پیشاتاریخی جنوب‌غرب ایران، در دشت زیدون و حاشیه جنوبی رودخانه زهره در شهرستان بهبهان خوزستان قرار دارد و قدمت آن به حدود ۴۷۰۰ تا ۳۸۰۰ پیش از میلاد می‌رسد.

به گزارش گلونی و به نقل از خبرگزاری میراث‌آریا، اهمیت چگاسفلی تنها به قدمت آن محدود نمی‌شود. مجموعه‌ای از شواهد باستان‌شناختی به‌دست‌آمده از این محوطه، تصویری متفاوت از جوامع روستایی جنوب‌غرب آسیا در هزاره‌های پیش از میلاد ارائه می‌کند؛ جامعه‌ای که حدود ۶ هزار سال پیش، زندگی را تنها به خانه و معیشت روزمره محدود نکرده بود و برای آیین، مرگ، مناسبات اجتماعی، تولید، مبادله و نمادپردازی، ساختارها و فضاهای مشخصی ایجاد کرده بود.

همین ویژگی‌ها باعث شده است چگاسفلی در سال‌های اخیر مورد توجه رسانه‌های معتبر علمی جهان قرار گیرد؛ از Archaeology Magazine که در گزارشی با عنوان «Ahead of Their Time» به پیچیدگی غیرمنتظره جامعه عصر مس در دره زهره پرداخته است، تا Smithsonian Magazine و Live Science که یافته‌های انسانی و به‌ویژه جمجمه‌های تغییرشکل‌یافته آن را در سطح بین‌المللی بازتاب داده‌اند.

محوطه‌ای فراتر از یک سکونتگاه باستانی

کاوش‌های باستان‌شناختی این محوطه که از سال ۲۰۱۶ آغاز شده، به‌تدریج مجموعه‌ای از شواهد را آشکار کرده است که فهم ما از جوامع انسانی پیش از شکل‌گیری شهرهای نخستین را پیچیده‌تر می‌کند.

در این محوطه، بقایای یک مجموعه آیینی، گورستانی گسترده، آرامگاه‌هایی با معماری قابل توجه، سنگ‌افراشته‌های منقوش، سفال‌های متنوع، زیورآلات نقره‌ای، ابزارهای مسی و مهرهای سنگی به دست آمده است. در میان این یافته‌ها، کشف سنگ‌افراشته‌ها در زیر کف یک بنای آیینی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ سنگ‌هایی که برخی از آنها دارای نقوش نمادین، از جمله نقش بزهای کوهی روبه‌روی یکدیگر، هستند.

هم‌نشینی این عناصر در یک محوطه باستانی، پرسشی اساسی را پیش روی باستان‌شناسان قرار می‌دهد: چگونه جامعه‌ای که هنوز در آستانه پیدایش شهرهای بزرگ قرار داشت، توانسته بود چنین سازمان‌یافتگی آیینی، معماری و اجتماعی را شکل دهد؟

اهمیت این یافته‌ها از همین نقطه آغاز می‌شود؛ جایی که شواهد باستان‌شناختی، تصویری ساده از یک جامعه روستایی را کنار می‌زند و از ساختاری اجتماعی سخن می‌گوید که در آن، باورهای آیینی، مناسک جمعی، شیوه‌های تدفین، تولید و مبادله و نظام‌های نمادین در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کردند.

کاوش‌ها چه چیزی را آشکار کرده‌اند؟

رسانه Archaeology Magazine در گزارش خود درباره چگاسفلی، توجه ویژه‌ای به یافته‌ها و دیدگاه عباس مقدم، باستان‌شناس و سرپرست پروژه پیشاتاریخی زهره، نشان داده است.

در این روایت، این محوطه به‌عنوان مکانی معرفی می‌شود که یافته‌های آن، پیچیدگی جوامع روستایی عصر مس در جنوب‌غرب ایران را فراتر از انتظار آشکار می‌کند. مقدم نیز غنای یافته‌های به‌دست‌آمده را به نوعی با موزه متروپولیتن در عصر مس مقایسه کرده است؛ تعبیری که بیش از هر چیز، حجم و تنوع داده‌های کشف‌شده و ظرفیت آنها برای بازخوانی زندگی اجتماعی مردمان پیشاتاریخ را نشان می‌دهد.

از این منظر، ارزش چگاسفلی در ترکیب کم‌نظیر شواهد استقرار، آیین، تدفین، معماری، هنر و فرهنگ مادی نهفته است.

مجموعه آیینی و شواهد یک جامعه پیچیده

یکی از مهم‌ترین بخش‌های چگاسفلی، مجموعه آیینی آن است؛ فضایی که وجود سکوی پیشکش، بنای یادمانی و سنگ‌افراشته‌های دارای نقوش نمادین را در خود جای داده است.

شواهد مرتبط با پیشکش‌های حیوانی نیز در این مجموعه، از نقش آیین در زندگی جامعه ساکن آن حکایت دارد. رسانه Archaeology Magazine این بنا را نخستین معبد کاوش‌شده در ایران از این دوره معرفی کرده است؛ موضوعی که جایگاه این یافته‌ها را در مطالعه تحول معماری آیینی در جنوب‌غرب آسیا برجسته‌تر می‌کند.

در واقع، آنچه در این مجموعه دیده می‌شود، بخشی از یک نظام اجتماعی و معنوی است که در آن، فضای آیینی، مناسک، نمادها و مناسبات اجتماعی در ارتباط با یکدیگر قرار داشته‌اند.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که محوطه را در بستر تاریخی گسترده‌تر خود قرار دهیم؛ دوره‌ای که هنوز شهرهای بزرگ به معنای متعارف آن شکل نگرفته بودند، اما جوامع انسانی در بخش‌هایی از خاور نزدیک به‌تدریج در حال ایجاد ساختارهای پیچیده‌تر اجتماعی، اقتصادی و آیینی بودند.

گورستان چگاسفلی؛ روایتی از زندگی و مرگ در ۶ هزار سال پیش

در کنار مجموعه استقراری و آیینی، گورستان چگاسفلی یکی از مهم‌ترین منابع برای شناخت جامعه ساکن این محوطه به شمار می‌رود.

بر اساس اطلاعات منتشرشده در پرونده این محوطه در مرکز میراث جهانی یونسکو، این مجموعه از دو بخش اصلی، یعنی استقرار و گورستان، تشکیل شده است. محدوده استقراری حدود ۲۰ هکتار وسعت دارد و گورستان در محدوده‌ای در حدود ۲ هزار متر در ۸۰۰ متر امتداد یافته است.

یونسکو قدمت مطلق به‌دست‌آمده را حدود ۴۷۰۰ تا ۳۷۰۰ پیش از میلاد اعلام کرده و معماری منحصربه‌فرد آرامگاه‌ها، مجموعه آیینی و سنگ‌افراشته‌های دارای نقوش نمادین را از ویژگی‌های مهم آن برشمرده است.

از این منظر، گورستان چگاسفلی یک آرشیو باستان‌شناختی است که می‌تواند اطلاعاتی درباره ساختار اجتماعی، باورهای آیینی، جایگاه افراد، مناسبات فرهنگی و حتی شیوه مواجهه این جامعه با مفهوم مرگ در اختیار پژوهشگران قرار دهد.

جمجمه‌های تغییرشکل‌یافته؛ یکی از رازهای این محوطه

در سال ۲۰۲۵، یکی از یافته‌های انسانی این محوطه بار دیگر نام چگاسفلی را در رسانه‌های علمی جهان مطرح کرد.

رسانه Smithsonian Magazine در گزارشی به جمجمه یک زن جوان از گورستان پرداخت که شکل آن به‌صورت مخروطی تغییر یافته بود. پژوهشگران این تغییر را با تغییر شکل عمدی جمجمه در دوران نوزادی مرتبط دانسته‌اند.

در همین جمجمه، آثار یک آسیب شدید نیز مشاهده شده است؛ آسیبی که بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در نزدیکی زمان مرگ فرد رخ داده، اما درباره عمدی یا تصادفی بودن آن نمی‌توان با قطعیت اظهار نظر کرد.

رسانه Live Science نیز با تمرکز بر همین یافته، از جمجمه فردی سخن گفته است که حدود ۶۲۰۰ سال پیش دچار آسیب شدید سر شده بود. اهمیت این یافته در آن است که پرسش‌هایی درباره زندگی، هویت، مناسبات اجتماعی و شیوه‌های فرهنگی مردمان این منطقه ایجاد می‌کند.

تغییر شکل عمدی جمجمه از دیگر یافته‌هایی است که ظرفیت قابل توجهی برای مطالعه فرهنگ اجتماعی این جامعه دارد. در این محوطه، نمونه‌هایی از جمجمه‌های تغییرشکل‌یافته در کنار جمجمه‌های دارای شکل طبیعی کشف شده است. چنین شواهدی می‌تواند نشانه وجود سنت‌ها یا الگوهای فرهنگی خاصی باشد که از سال‌های نخست زندگی بر بدن افراد اعمال می‌شده است.

پرسش اصلی اینجاست که این تغییر شکل چه معنایی برای جامعه آن روز داشته است؛ آیا نشانه هویت گروهی بوده، جایگاه اجتماعی را مشخص می‌کرده یا ریشه در باورهای آیینی و زیبایی‌شناختی داشته است؟

هنوز پاسخ قطعی برای همه این پرسش‌ها وجود ندارد، اما همین ابهام، ارزش پژوهشی محوطه را افزایش می‌دهد؛ زیرا باستان‌شناسی تنها درباره آنچه کشف شده سخن نمی‌گوید و گاهی اهمیت یک محوطه در پرسش‌هایی است که یافته‌های آن برای نخستین بار پیش روی پژوهشگران قرار می‌دهند.

مسیر تحول جوامع پیش از شهرنشینی

این محوطه را نمی‌توان جدا از تحولات گسترده‌ای دانست که در هزاره‌های چهارم و پنجم پیش از میلاد در خاور نزدیک در جریان بود.

این محوطه در دوره‌ای قرار دارد که جوامع انسانی در مسیر گذار از ساختارهای روستایی به سازمان‌های پیچیده‌تر اجتماعی حرکت می‌کردند و هنوز تا ظهور شهرهای بزرگ فاصله وجود داشت.

از همین رو، مطالعات پیشاتاریخ، بخشی از پازل بزرگ تحول جوامع انسانی در جنوب‌غرب آسیا را تکمیل می‌کند؛ تحولی که سرانجام به پیدایش شهر، تقسیم کار پیچیده‌تر، سازمان‌های اقتصادی و سیاسی و شکل‌گیری تمدن‌های تاریخی انجامید.

وجود ابزارهای مسی، سفال‌های متنوع، مهرهای سنگی، زیورآلات و دیگر اشیای به‌دست‌آمده از محوطه، همچنین می‌تواند نشانه‌ای از ارتباطات فرهنگی و مبادلاتی فراتر از محدوده جغرافیایی آن باشد.

در این معنا، چگاسفلی بخشی از شبکه‌ای بزرگ‌تر از جوامع انسانی در خاور نزدیک بوده است؛ شبکه‌ای که شناخت دقیق آن می‌تواند به بازسازی مسیرهای ارتباطی، مبادلات و انتقال ایده‌ها در دوران پیشاتاریخ کمک کند.

چرا چگاسلفی برای باستان‌شناسی جهان اهمیت دارد؟

شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این محوطه این باشد که روایت آن هنوز کامل نشده است. هر فصل کاوش، در کنار پاسخ به برخی پرسش‌ها، پرسش‌های تازه‌ای ایجاد می‌کند: ساختار اجتماعی این جامعه چگونه بوده است؟ مجموعه آیینی چه نقشی در زندگی مردم داشته است؟ سنگ‌افراشته‌های منقوش چه مفهومی را منتقل می‌کرده‌اند؟ تغییر شکل جمجمه چه جایگاهی در فرهنگ این جامعه داشته است؟ روابط ساکنان چگاسفلی با جوامع پیرامون رود زهره، خلیج فارس و بین‌النهرین چگونه بوده است؟

این پرسش‌ها نشان می‌دهد ارزش واقعی چگاسفلی در امکان بازسازی یک جهان انسانی نهفته است؛ جهانی که حدود شش هزار سال پیش، در جنوب‌غرب ایران شکل گرفته بود و امروز از خلال بقایای معماری، گورها، سنگ‌ها، سفال‌ها، اشیای آیینی و بقایای انسانی، بار دیگر امکان سخن گفتن پیدا کرده است.

یونسکو نیز این مجموعه را در قالب یک چشم‌انداز آیینی معرفی کرده است؛ مجموعه‌ای شامل سکونتگاه، گورستان، فضای آیینی و شواهد نمادین که در کنار یکدیگر، تصویری نسبتاً یکپارچه از فرهنگ مردمان این منطقه در هزاره‌های پیش از میلاد ارائه می‌کنند. این محوطه از سال ۲۰۲۱ در فهرست موقت میراث جهانی ایران قرار دارد.

محوطه‌ای که هنوز پرسش‌های زیادی دارد

آنچه توجه جهان را به این محوطه جلب کرده، ظرفیت آن برای بازتعریف یک تصویر تاریخی است؛ اینکه جوامع انسانی پیش از شهرنشینی، الزاماً جوامعی ساده، کم‌سازمان و فاقد ساختارهای پیچیده نبوده‌اند.

این یافته‌ها نشان می‌دهد هزاران سال پیش از آنکه شهرهای بزرگ خاور نزدیک به وجود آیند، جوامعی در این جغرافیا شکل گرفته بودند که از فضاهای آیینی، سنت‌های پیچیده تدفین، نظام‌های نمادین، تولیدات تخصصی و ارتباطات فرهنگی برخوردار بودند. از این منظر، چگاسفلی بخشی از روایت جهانی تحول انسان است.

روایتی که از کنار رود زهره آغاز می‌شود، اما به پرسشی جهانی می‌رسد: انسان پیش از شهر چگونه زندگی می‌کرد، چگونه می‌اندیشید، چگونه آیین می‌ساخت و چگونه جامعه خود را سازمان می‌داد؟

شاید پاسخ کامل این پرسش هنوز در زیر خاک این محوطه نهفته باشد، اما آنچه تاکنون از آن سربرآورده، برای تغییر نگاه ما به انسان پیشاتاریخ کافی است.

پایان پیام

بیشتر بخوانید: فصل هفتم کاوش‌های غار قلعه کرد قزوین؛ باستان‌شناسان در جست‌وجوی انسان‌های ۱۷۵ هزار ساله

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید