گفتوگو؛ حلقه گمشده حل مسائل محیط زیست ایران
محیط زیست ایران با مسئلههایی روبهروست که با یک نسخه حل نمیشوند. آلودگی هوا، کمآبی، فرونشست زمین، تخریب زیستبومها و کاهش تنوع زیستی، هرکدام پای چندین بخش و گروه را به میان میکشند.
به گزارش گلونی، شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در یادداشتی بر ضرورت گفتوگو و مسألهمحوری در مواجهه با چالشهای محیط زیستی تأکید کرد و نوشت که حل این مسائل به کنار هم قرار گرفتن دانش و تجربه اقتصاددانان، جامعهشناسان، حقوقدانان، متخصصان محیط زیست، کشاورزان، جوامع محلی، صنعتگران و جوانان نیاز دارد.
محیط زیست فقط یک مسئله تخصصی نیست
انصاری این موضوع را در ارتباط با حضور خود در اختتامیه «جشنواره ملی برهان» مطرح کرده است؛ جشنوارهای که با هدف تقویت فرهنگ گفتوگو، آزاداندیشی و مسألهمحوری و با تأکید بر نقش دانشجویان در مواجهه با مسائل کشور برگزار شده است.
به نوشته انصاری، چنین رویکردی میتواند دانشجویان را از جایگاه مخاطب مسائل به جایگاه پرسشگر، صاحب ایده و مشارکتکننده در گفتوگوهای ملی نزدیک کند.
این نگاه در حوزه محیط زیست اهمیت بیشتری پیدا میکند. آلودگی هوا، تغییر اقلیم، بحران آب، فرونشست زمین، تخریب زیستبومها، کاهش تنوع زیستی و آلودگی دریاها و سواحل، مسائلی نیستند که بتوان آنها را به یک سازمان یا یک رشته علمی سپرد و انتظار داشت بهتنهایی حل شوند.
اقتصاددان، جامعهشناس، حقوقدان، مهندس، زیستشناس، متخصص منابع طبیعی، برنامهریز، فعال اجتماعی، کشاورز، صنعتگر و جامعه محلی، هرکدام تنها بخشی از واقعیت را میبینند. گفتوگو میتواند این قطعات پراکنده را کنار هم قرار دهد و تصویری کاملتر از مسئله بسازد.
از موضوع محیط زیستی تا مسئله محیط زیستی
یکی از نکات اصلی یادداشت انصاری، تفاوت میان «موضوع» و «مسئله» است.
برای مثال، «خشکسالی» یا «کمآبی» یک موضوع است، اما زمانی میتوان از یک مسئله مشخص سخن گفت که معلوم باشد کمبود آب در کجا رخ داده، چه گروههایی را تحت تأثیر قرار داده، علتهای آن چیست، چه پیامدهایی دارد و چه راههایی برای مواجهه با آن وجود دارد.
در چنین نگاهی، بحران آب فقط به میزان بارندگی یا حجم منابع آب محدود نمیشود. الگوی مصرف، بهرهوری، اقتصاد آب، حکمرانی منابع، حقابههای محیط زیستی، الگوی کشت، توسعه شهری و صنعتی و ظرفیت اکولوژیک سرزمین نیز وارد بحث میشوند.
به همین دلیل، انصاری «مسألهمندی» را پیش از ارائه راهحل قرار میدهد؛ یعنی ابتدا باید پرسش درست را پیدا کرد و بعد برای آن پاسخ ساخت.
تعارض منافع را نمیشود با حذف گفتوگو حل کرد
محیط زیست عرصه تعارض منافع است؛ از اختلاف میان حفاظت و توسعه گرفته تا منافع کوتاهمدت و بلندمدت و حتی حقوق نسل امروز و نسلهای آینده.
برای نمونه، تصمیمی که در کوتاهمدت برای یک بخش اقتصادی سودآور است، ممکن است در بلندمدت هزینهای محیط زیستی برای یک منطقه یا نسلهای آینده ایجاد کند. به همین دلیل، تصمیمگیری محیطزیستی فقط انتخاب میان چند گزینه فنی نیست و پای گروههایی با منافع متفاوت نیز در میان است.
از نگاه انصاری، گفتوگوی مؤثر در چنین شرایطی باید فراتر از نشستهای تخصصی معمول باشد. دانشگاه و پژوهشگر تنها یک طرف ماجرا هستند و مدیر اجرایی، صنعتگر، کشاورز، جامعه محلی، تشکلهای مردمنهاد و جوانان نیز باید در این گفتوگو حضور داشته باشند.
دانشجویان فقط مخاطب بحرانهای آینده نیستند
بخش دیگری از یادداشت انصاری به نقش نسل جوان و دانشجویان اختصاص دارد. بسیاری از تصمیمهای امروز درباره آب، خاک، انرژی، شهرها، منابع طبیعی و تنوع زیستی، پیامدهایی دارند که سالها بعد آشکار خواهند شد؛ زمانی که نسل جوان امروز بخش مهمی از جامعه تصمیمگیر و مصرفکننده منابع کشور خواهد بود.
از این منظر، حضور دانشجویان در گفتوگوهای محیطزیستی صرفاً یک مشارکت دانشگاهی نیست. دانشگاه میتواند محلی برای صورتبندی مسائل، نقد سیاستها، بررسی تعارض منافع و تبدیل یافتههای علمی به پیشنهادهایی برای تصمیمگیری باشد.
حل مسائل محیط زیست ایران؛ گفتوگو وقتی به حل مسئله کمک میکند که واقعی باشد
مسائل محیط زیستی ایران به دلیل پیوندشان با اقتصاد، جامعه، توسعه و معیشت، با نگاههای جزیرهای حل نمیشوند. آلودگی هوا به حملونقل، انرژی، صنعت، شهرسازی و اقتصاد گره خورده و بحران آب نیز بدون توجه همزمان به کشاورزی، توسعه منطقهای، اقتصاد و شیوه حکمرانی منابع قابل بررسی نیست.
حفاظت از تنوع زیستی نیز فقط به ایجاد مناطق حفاظتشده محدود نمیشود و با معیشت جوامع محلی، کشاورزی، گردشگری و برنامهریزی سرزمین ارتباط دارد.
بنابراین، اگر قرار است گفتوگو به ابزاری برای حل مسئله تبدیل شود، باید بینرشتهای و بینبخشی باشد و در مواردی حتی نسلهای مختلف را نیز درگیر کند.
تأکید انصاری بر این است که محیطزیست ایران امروز بیش از آنکه فقط به دانش تخصصی بیشتر نیاز داشته باشد، به سازوکاری برای کنار هم قرار دادن دانشهای مختلف نیاز دارد؛ فضایی که در آن بتوان مسئله را دقیق تعریف کرد، سیاستها را به چالش کشید، تعارض منافع را آشکار کرد و پیش از رسیدن به تصمیم نهایی، صدای گروههای مختلف را شنید.
در این چارچوب، توسعه کرسیهای گفتوگو و آزاداندیشی در دانشگاهها میتواند از یک فعالیت صرفاً دانشگاهی فراتر برود و به بستری برای مواجهه جدیتر با مسائل واقعی کشور، از جمله بحرانهای محیط زیستی، تبدیل شود.
پایان پیام
یادداشتهای شینا انصاری را در گلونی دنبال کنید
